تبلیغات
فــــرج نزدیک است...
فــــرج نزدیک است...
اللهم عجل لولیک الفرج
نوشته شده در تاریخ سه شنبه بیستم دی 1390 توسط منتظر فرج | نظرات ()

میدانم بابا دو بخش است.


بخشی در صحرا و بخشی بالای نی !!!


اما اینكه عمو چند بخش دارد فقط بابا می داند !!!



نوشته شده در تاریخ یکشنبه هجدهم دی 1390 توسط منتظر فرج | نظرات ()


چقدر شرم‌انگیزه که آقا در تمام اوقات به یاد و مراقبت ما است و مشتاقانه ما را می طلبد ولی

ما در شبانه روز؛ حتی دقایقی را هم به ایشان اختصاص نداده‌ایم.


چقدر شرم‌انگیزه زمانی که در مجلسی وارد می شویم و یا به دیدار کسی می رویم سعی

می‌کنیم زیبا و آراسته جلوه نماییم؛ اما به اینکه آقا؛ چگونه ما را بپسندد و چگونه ما را

دوست داشته باشد؛

 
توجهی نکرده‌ایم و همیشه در محضرشان آلوده و زشت حضور یافتیم.

چقدر شرم‌انگیزه که ما با این همه لطف پدرانه آقا؛ ما هنوز ایشان را به عنوان یک عضو

خانواده خود نپذیرفته‌ایم، چرا که یک فرزند، به پدر خود افتخار می کند و جایش را در

شادی ها خالی می‌کند و هیچ گاه با گستاخی و بی حیایی در مقابل پدر نمی ایستد.


طبقه بندی: مناجات،  عکس، 
نوشته شده در تاریخ جمعه شانزدهم دی 1390 توسط منتظر فرج | نظرات ()
عصریك جمعه دلگیر،دلم گفت بگویم بنویسم

كه چراعشق به انسان نرسیده است؟

چرا آب به گلدان نرسیده است؟

چرالحظه باران نرسیده است؟

...وهركسی كه در این خشكی دوران به لبش جان نرسیده است،

به ایمان نرسیده است.

وغم عشق به پایان نرسیده است.

بگو حافظ دل خسته زشیرازبیایدبنویسدكه هنوزم كه هنوزاست،

چرایوسف گمگشته به كنعان نرسیده است؟

چراكلبه احزان به گلستان نرسیده است؟

دل عشق ترك خورد،گل زخم نمك خورد،زمین مرد،

خداوند گواه است،دلم چشم به راه است؛ ودرحسرت یك پلك نگاه است.

ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد كاش به جایی؛

برسد كاش صدایم به صدایی...

عصراین جمعه دلگیر وجود توكناردل هربیدل آشفته شود حس، توكجایی گل نرگس؟

به خداآه نفس های غریب توكه آغشته به حزنی است زجنس غم وماتم،

زده آتش به دل عالم وآدم

مگراین روز وشب رنگ شفق یافته درسوگ كدامین غم عظمی

به تنت رخت عزاكرده ای ای عشق مجسم كه به جای نم شبنم

بچكدخون جگردم به دم از عمق نگاهت

نكندبازشده ماه محرم كه چنین میزند آتش به دل فاطمه آهت

به فدای نخ آن شال سیاهت

به فدای رخت ای ماه بیا،صاحب این بیرق واین پرچم واین مجلس واین روضه واین بزم تویی؛

آجرك الله،عزیزدو جهان یوسف درچاه،دلم سوخته ازآه نفس های غریبت

دل من بال كبوترشده،خاكسترپرپرشده،

همراه نسیم سحری روی به فطرس معراج نفس گشته هوایی وسپس رفته به اقلیم رهایی

به همان صحن وسرایی كه شما زائرآنی

وخلاصه شود آیاكه مرا نیزبه همراه خودت زیر ركابت ببری

تابشوم كرب وبلایی؛ به خدا درهوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد،

نگهم خواب ندارد شب من روزن مهتاب ندارد،

همه گویندبه انگشت اشاره:مگراین عاشق بیچاره ی دلداده ی دل سوخته ارباب ندارد؟

توكجایی؟توكجایی شده ام بازهوایی...

گریه كن گریه وخون گریه كن آری كه هرآن مرثیه را خلق شنیده ست

شمادیده ای آن راواگرطاقتتان هست كنون من نفسی روضه مقتل بنویسم؛

وخودت نیز مددكن كه قلم دركف من همچوعصا دركف موسی بشود

چون تپش موج مصیبات بلنداست.

به گستردگی ساحل نیل بلند است.

...واین بحرطویل است وببخشیداگراین مخمل خون برتن تبدارحروف است

كه این روضه ی مكشوف لهوف است.

عطش برلب عطشان لغات است وصدای تپش سطربه سطرش همگی موج مزن آب فرات است.

وارباب همه سینه زنان كشتی آرام نجات است؛

ولی حیف كه ارباب((قتیل العبرات)) است؛

ولی حیف كه ارباب ((اسیرالكربات))است؛

...ولی هنوزم كه هنوزاست حسین بن علی تشنه یاراست

وزنی محو تماشاست زبالای بلندی،

الف قامت اودال همه هستی اودركف گودال و سپس آه كه؛((الشمر...))

خدایاچه بگویم كه(( شكستند سبو را وبریدند))...

دلت تاب ندارد به خدا باخبرم میگذرم ازتپش روضه كه خود غرق عزایی،

تو خودت كرب و بلایی؛

قسمت میدهم آقا به همین روضه كه درمجلس ما نیز بیایی،

تو كجایی.... توكجایی....


طبقه بندی: شعر، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه سیزدهم دی 1390 توسط منتظر فرج | نظرات ()
حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره) در پاسخ به سوالی درباره وجود امام زمان (عج) در مثلث برمودا فرموده‌اند: «امام ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ در هر کجا باشد، آنجا خضراء است.»

سوال: اخیرا کتابى نوشته شده درباره مثلث برمودا که مولف در آن سعى کرده که اثبات کند جزیره خضرائى که در روایت دارد که در آنجا با امام زمان ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ ملاقات حاصل شده، (۱)‌‌ همان مثلث برمودا است. آیا این تطبیق درست است و آیا جزیره برمودا‌‌ همان جزیره ى خضراء است؟

جواب معظم له: «امام ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ در هر کجا باشد، آنجا خضراء است. قلب مومن جزیره خضراء است، هر جا باشد حضرت در آنجا پا مى‌گذارد.

قلب‌ها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا براى شما امضا کنیم که امام زمان ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ آنجا هست.»


۱. ر. ک: بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۹.


طبقه بندی: حدیث و روایت، 
نوشته شده در تاریخ شنبه دهم دی 1390 توسط منتظر فرج | نظرات ()

روز هفتم ماه صفر در تقویم های رسمی کشور به عنوان روز ولادت امام موسی کاظم(ع)نامگذاری شده است. اما هفتم ماه صفر در میان مراجع و علمابه خصوص در شهر قم به عنوان روز شهادت امام حسن مجتبی(ع) روز عزا و تعزیه است.

روز هفتم ماه صفر در تقویم های رسمی کشور به عنوان روز ولادت امام موسی کاظم(ع) پیشوای هفتم شیعیان نامگذاری شده است.

اما هفتم ماه صفر در میان کلیه شیعیان جهان به خصوص در شهر قم به عنوان روز شهادت امام حسن مجتبی (ع) است و علمای شیعه بیش از 5 قرن است که به این موضوع ملتزم بوده اند.

سابقه این موضوع در شهر قم از زمان حضرت آیت الله حائری شیرازی است و هنوز هم علما و مراجع بر اساس همان سنت، روز هفتم صفر را روز شهادت امام حسن مجتبی (ع) می دانند.

در کلیه دفاتر مراجع در قم از جمله دفتر آیت الله مکارم، دفتر آیت الله وحید خراسانی و دفتر آیت الله نوری همدانی، مجلس عزاداری برپا می شود و جلسات درس آیات عظام وحید خراسانی و نوری همدانی در این روز تعطیل است.

در این میان نکته قابل تامل این است که طبق نظر برخی بزرگان و صاحب نظران مسایلی تاریخ اسلام، در هیچ یک از تقویم های رسمی کشور تا پیش از وفات آیت الله بروجردی و مخالفت علما با حکومت پهلوی، سوم و هفتم صفر به عنوان روز ولادت امام محمد باقر و امام موسی کاظم (ع) ثبت نشده است.

آیت الله محمد غروی عضو شورای عالی حوزه، در این رابطه بیان کرد که آنچه در میان عامه مردم در رابطه با سالروز شهادت امام حسن مجتبی (ع) مشهور و معروف است روز 28 صفر است. اما بزرگان و علما روز 7 صفر را به عنوان روز شهادت این امام همام، روز عزا و تعزیه می دانند.

7 صفر از سال ها پیش در میان بزرگان و علمای حوزه به عنوان روز شهادت قوی تر بوده است و جنبه عزا و سوگواری در آن بیشتر است تا جنبه شادی و گرامیداشت ولادت امام موسی کاظم(ع) و این سیره همچنان تا امروز ادامه دارد. حتی در 7 صفر در شهر قم هیئت های عزاداری در خیابان های شهر به حرکت در می آیند. 
نظر آیت‌الله صافی درباره عزاداری هفتم صفر

حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی در پاسخ به استفتائی، نظر خود را درباره عزاداری روز هفتم صفر اعلام کردند.

به گزارش  حوزه، متن استفتاء و پاسخ این مرجع تقلید بدین شرح است:

بسمه تعالی

محضر مبارک مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله العالی

سلام علیکم؛

احتراماً با توجه به تقارن میلاد مبارک حضرت موسی بن جعفر علیه السلام با شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام و نیز ماه محرم و صفر، بفرمایید وظیفه و تکلیف شیعیان در برپایی مراسم این روز چیست؟

با احترام/جمعی از مؤمنین

بسم الله الرحمن الرحیم

علیکم السلام و رحمة‌الله

برپایی مجلس میلاد ائمه علیهم صلوات الله اجمعین، بسیار خوب و مناسب است، امّا چون هفتم صفر بنابر بعض اقوال مصادف با سالروز شهادت امام حسن مجتبی‌ علیه السلام مى‌باشد، و از طرفی تمام ماه محرّم و صفر، ایام حزن آل الله و کاروان داغدار و مصیبت‌زده حضرت سیدالشهداء علیه السلام است، سزاوار است مؤمنین در این دو ماه، مجالس روضه و عزا بر پا نمایند و از برپایی مجالس جشن و سرور اجتناب کنند. خداوند همگان را در اظهار ارادت به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام موفق بدارد.




طبقه بندی: خبر، 
نوشته شده در تاریخ شنبه دهم دی 1390 توسط منتظر فرج | نظرات ()
به نظر می رسد که روستای ابواء واقع در بین مکه و مدینه بیش از سایر اماکن قافله های حجاج اهل بیت را به سوی خود جلب می کرد زیرا آرامگاه مادر پیامبر آمنه دختر وهب در آنجا قرار داشته است .
در راه بازگشت از حج بیت الله الحرام (بحارالانوار، ج 48، ص 4، المحاسن، ج 2، ص 418) قافله امام ابو عبدالله الصادق (ع) در این روستا توقف کرد . آن روز بنابر مشهورترین روایات 7 صفر سال 128 هـ .ق بود که امام برای میهمانانش سفره غذا گسترده بود که پیکی از جانب زنانش به سوی او آمد تا مژده ولادت خجسته فرزندش را به وی برساند .
در روایتی که از منهال قصاب نقل کرده اند آمده است :
«به قصد مدینه از مکه بیرون شدم و همین که به ابواء رسیدم شنیدم که امام صادق (ع) صاحب فرزند شده است . من زودتر از آن حضرت به مدینه وارد شدم و ایشان یک روز پس از من به مدینه رسید . ایشان (به خاطر ولادت نوزاد) سه روز به مردم طعام داد و من نیز یکی از کسانی بودم که بر سفره طعام امام حاضر می شدم و چنان غذا می خوردم که تا روز بعد نیازی به غذا نداشتم و روز بعد باز بر سفره او حاضر می شدم . من سه روز از طعام آن حضرت خوردم و تا فردا هیچ غذایی نمی خوردم».
در حدیثی از ابو بصیر آمده است :‌
«در سالی که فرزند ابو عبدالله (ع) امام موسی زاده شد من با آن حضرت همراه بودم . در ابواء فرود آمدیم . ابو عبدالله برای ما و اصحابش سفره غذا گسترده بود ، بسیار و نیکو . در همام حال که ما مشغول خوردن بودیم پیک «حمیده» نزد آن حضرت آمد و گفت : حمیده می گوید : اثر وضع حمل در من ظاهر شده است و خود مرا فرمودی که از این امر آگاهت کنم که این فرزند همچون فرزندان دیگر نیست .
پس ابو عبدالله (ع) شادمان و خوشحال برخاست و دیری نپایید که به نزد ما برگشت در حالیکه آستینهای خود را بالا زده بود و لبخندی بر لب داشت .
ما گفتیم : خداوند همواره لبت را خندان و دیده ات را روشن گرداند! حال حمیده چگونه شد ؟ فرمود : خداوند پسری به من بخشید که بهترین مخلوق اوست و حمیده درباره او خبری به من داد که من از وی بدان داناتر بودم . گفتم : فدایت شوم حمیده درباره او به شما چه خبری داد ؟ فرمود : حمیده خبر داد که چون نوزاد به دنیا آمد دستانش را بر زمین نهاد و سرش را رو به آسمان گرفت . من نیز بدو گفتم که این علامت رسول خدا و علامت امامت است .
سپس پرسیدم : فدایت شوم چگونه این علامت امام است؟


فرمود : شبی که نطفه جدم در آن بسته شد کسی پیش جد پدرم که خوابیده بود آمد و کاسه ای برای او آورد . در آن کاسه شربتی روان تر از آب سپیدتر از شیر نرم تر از شیره و شیرین از شهد و سردتر از یخ بود . پس آن را به وی نوشانید و بدو گفت که آمیزش کند . او نیز شادمان و خوشحال برخاست و آمیزش کرد و نطفه جدم بسته شد و در شبی که نطفه پدرم در آن به هم رسید کسی نزد جدم در آمد و او را نوشانید همچنان که جد پدرم را نوشانیده بود و سپس وی را دستور آمیزش داد و او خوشحال و شادمان برخاست و نطفه پدرم بسته شد .
شبی که نطفه من درآن به وجود آمد کسی نزد پدرم درآمد و او را نوشانید و بدو دستور آمیزش داد چنان که به دیگران دستور داده بود .
پدرم خوشحال و شادمان برخاست و نطفه من در آن شب بسته شد .
شبی که نطفه این پسرم (امام موسی (ع)) پدید آمد کسی نزد من بیامد همچنان که نزد جد پدرم و جد خودم در آمده بود و مرا نوشانید چنان که آنان را نوشانیده بود . من خوشحال و شادمان با آگاهی از آنچه خداوند به من ارزانی فرموده بود برخاستم و نطفه این نوزاد بسته شد . پس بدو تمسک کنید که به خدا او پس از من صاحب الامر شماست».( بحارالانوار، ج 48، ص 2)
همین که امام به مدینه بازگشت سه روز به مردم طعام داد و مردم خبر ولادت این نوزاد فرخنده را به یکدیگر نوید دادند .

پدر و مادر امام کاظم
پدرش : پیشوای هدایت ابو عبدالله جعفر بن محمد (ع) ملقب به صادق بود .
مادرش : حمیده بربریه که شاید از مردم اندلس و یا از مردم مغرب بوده است . لقب این زن بزگوار «حمیده مصفاه» بود .
حمیده یکی از زنان با فضیلت به شمار می آمد زیرا به کار مهم نشر رسالت همت می گماشت و در این راه برخی از احادیث همسر بزرگوارش را نیز روایت می کرد .
از ابن سنان از سابق بن ولید از معلی بن خنیس روایت شده است که ابوعبدالله (ع) فرمود :
«حمیده مثل شمش طلا از هر آلودگی و چرکی پیراسته است . فرشتگان پیوسته او را پاسبانی می کردند تا به من رسید و این کرامتی از خداوند بود در حق من و حجت پس از من». ( بحارالانوار، ج 48، ص 6 به نقل از کافی، ج 1، ص 477)
منبع از سایت عاشورا


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه سی ام آذر 1390 توسط منتظر فرج | نظرات ()
حضرت علی بن الحسین سفارش به زیارت امام حسین داشتند و خود نیز در طول عمر با برکتشان دو بار با آن شرایط سخت به زیارت سیدالشهدا رهسپار شدند.

عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری با تبیین نقش امام سجاد(ع) در تبیین فلسفه عاشورا به تشریح تدابیر آن حضرت در احیای نهضت اباعبدالله الحسین(ع) پرداخت و گفت: حضرت با مدیریتی که بعد از حادثه عاشورا داشتند نگذاشتند این نهضت از یادها برود.

به گزارش مهر آیت الله سید احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران با تأکید بر نقش اساسی حضرت امام سجاد(ع) در احیای نهضت عاشورا گفت: حضرت با مدیریتی که بعد از حادثه عاشورا داشتند با تدابیری خاص نگذاشتند این نهضت از یادها و خاطره ها برود. وی افزود: امام سجاد با خطبه های افشاگرانه در طول مسیر حرکت از کربلا تا شام نقش مهمی در ارائه مبانی و فلسفه قیام داشتند، بخشی از روشنگریهایی که حضرت زینب(س) و فاطمه صغری در خطبه های خویش داشتند نیز با مدیریت امام سجاد(ع) بود.
 
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم  یادآور شد: نکته دوم اینکه امام سجاد در هر شرایطی تلاش می کرد خاطره نهضت عاشورا را زنده کند، وقتی آب می نوشیدند یاد پدر می کردند، وقتی فرزندان حضرت اباالفضل(ع) را می دیدند اشک می ریختند، وقتی می خواستند گوسفندی را ذبح کنند می پرسیدند که آیا آبش داده اید، می گفتند آری و بعد ایشان می فرمود: ولی پدرم حسین(ع) را لب تشنه کشتند که این یادآوری خاطره عاشورا سبب می شد این نهضت الهی فراموش نشود.
 
خاتمی با اشاره به سفارش امام سجاد به زیارت سیدالشهدا(ع) در کربلا، تأکید کرد: حضرت علی بن الحسین سفارش به زیارت امام حسین داشتند و خود نیز در طول عمر با برکتشان دو بار با آن شرایط سخت به زیارت سیدالشهدا رهسپار شدند.
 
عضو مجلس خبرگان رهبری در پایان تصریح کرد: حضرت امام سجاد مقید بود که بر تربت سیدالشهدا سجده کند و انگشتری که حضرت سیدالساجدین(ع) داشت این کلمات حک شده بود که " خزی و شقی قاتل الحسین بن علی" یعنی: خوار و ذلیل است قاتل حضرت سالار شهیدان اباعبدالله الحسین(ع)، که این تدابیر حضرت موجب زنده نگهداشته شدن نهضت الهی حضرت اباعبدالله الحسین(ع) شد.

http://www.24onlinenews.ir/images/position36/2011/12/11-12-21-855811.jpg



طبقه بندی: داستان،  عکس، 
(تعداد کل صفحات:58)      ...   3   4   5   6   7   8   9   ...  

درباره وبلاگ

ذکــر تعجیل فــــرج رمز نجات بشــــر است.....


ما بـــرآنیم که این ذکـــــر جهـــانی بشــــود.....
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
دانشنامه مهدویت
 
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان