تبلیغات
فــــرج نزدیک است... - امام علی (ع) به صورت چه كسی سیلی زد؟!
فــــرج نزدیک است...
اللهم عجل لولیک الفرج
نوشته شده در تاریخ جمعه هفتم مرداد 1390 توسط منتظر فرج | نظرات ()
الف نوشت: یكی از ویژگی های جالب حكومت امام علی علیه السلام این بود كه به بازار كوفه (دارالخلافه) مستقیما سر می زد و اوضاع را زیر نظر می گرفت. ایشان گاهی نصیحت می كردند و در مواقع لازم نهی از منكر می نمودند.
 
در یكی از بازدیدها ایشان متوجه شدند كه یك زن با یك كاسبكار مشغول جر و بحث است و ماجرا از این قرار است كه زن مقداری خرما از آن كاسبكار خریده است و وقتی به خانه رفته؛ متوجه شده كه خرماها ترشیده است و آنها را برگرداننده است؛ لیكن آن كاسبكار؛ خرماهای خراب را پس نمی گیرد و پول زن را بر نمی گرداند!

امام علیه السلام به آن مرد نصیحت كرد كه: خرمایت را بگیر و پولش را پس بده چرا كه تقلب كرده و جنس فاسد فروخته ای!

اما آن مرد زیر بار نرفت و به امام گفت: به شما مربوط نیست!

بار دیگر امام او را نصیحت كرد اما وقتی دید گوشش بدهكار نیست؛ جلو رفت و یك سیلی محكم به صورتش زد! و بعد گفت: جنس تقلبی ات را پس بگیر!

سپس پول زن را از او پس گرفت و آن زن دعا گویان به خانه بازگشت!
 
***
 
همین علی كه سیلی به صورت آن مرد كاسبكار زد؛ روزی خم شد و طفلان یتیمی را پشت خود نشانید و صدای حیوانات را تقلید كرد تا آنها را بخنداند!
 
این را گفتم تا مرد عدالت را كامل بشناسیم و قهر و لطف او را با هم ببینیم!
 
***
 
یكی از وظایف حكومت آن است كه به طور منظم به بازار مسلمین سر بزند و با متخلفین از كسبه بر خورد كند.(در یكی از شهر های مذهبی ایران – سالها قبل – یك بسته رطب خریدم كه بالای بسته؛ رطب بود و پایین آن خرمای نامرغوب! از آن زمان به بعد همیشه بسته خرما را دقیق بازدید می كنم!)
 
بازرسی از بازار؛ نه بصورت مقطعی و نمایش تلویزیونی! بلكه بصورت منظم و باقاطعیت ودر جلو چشم مردم باید صورت گیرد!

علی علیه السلام آدمی نبود كه دانه از موری به ظلم بگیرد؛ چه برسد به آنكه به صورت انسانی سیلی محكمی بزند! ایشان می دانست كه باید اقتدار حاكمیت در تخلفات اقتصادی بیشتر باشد تا هر كس به بازار می رود با ترس از تقلب نرود و دغدغه خرید جنس بی كیفیت و تقلبینداشته باشد!

در این راه اگر جلو چشمان مردم به یك انسان فاسد سیلی محكمی بزنیم؛ عین حق و عدالت است!
 
***
 
یكی از اهل معرفت در خواب می بیند كه در بهشت است و د ریك قصربسیار باشكوه و شاهانه ای قرار دارد!
 
از كسی می پرسد: آیا صاحب این قصر بزرگ اجازه ورود می دهد؟
 
اجازه می گیرند و او به پیش صاحب قصر می رسد.
 
از او می پرسد: تو در دنیا چه كاره بودی كه به این مقام رسیدی؟
 
صاحب قصر می گوید: حمّال!
 
آن مرد می پرسد: مگر در حمالی چه كردی كه به این مقام رسیدی؟!
 
صاحب قصر می گوید: فقط اهل نماز جماعت بودم و در معامله با خلق خدا؛ دروغ و خیانتی نكردم!


طبقه بندی: داستان، 
درباره وبلاگ

ذکــر تعجیل فــــرج رمز نجات بشــــر است.....


ما بـــرآنیم که این ذکـــــر جهـــانی بشــــود.....
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
دانشنامه مهدویت
 
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان