تبلیغات
فــــرج نزدیک است... - مطالب شمیم یار
فــــرج نزدیک است...
اللهم عجل لولیک الفرج
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه سی ام تیر 1390 توسط شمیم یار | نظرات ()
 یکی دیگر از جلوه های پیوند کعبه با حج و ولایت، ظهور آن حضرت (عج)در کنار خانه ی خداست. در برخی از روایات "یوم الحج الاکبر"در آیه ی شریفه "و اذان من الله و رسوله الی الناس یوم الحج الاکبر" تاویل به ظهور شده است.
 امام صادق (ع) می فرمایند:
 چون مهدی ظهور کند ، به مسجد الحرام رود . رو به کعبه و پشت به مقام ابراهیم بایستد و دو رکعت نماز گذارد آن گاه صلا دهد:" ای مردمان ! منم یادگار آدم ، یادگار ابراهیم ، یادگار اسماعیل ، یادگار محمد."
و در روایت دیگری امام محمد باقر می فرمایند:
قائم در آن روز ، در مکه است و در خانه کعبه به مردم می گوید:"آن کس که از آدم سخن گوید ، من وارث آدم هستم ، و آن کس که از نوح سخن گوید ، من وارث نوح هستم ، و آن کس که از ابراهیم سخن گوید من وارث ابراهیم هستم و آن کس که از محمد سخن گوید من وارث محمدم" سپس یارانش را فرا می خواند و آنان مانند پروانه ، گرد شمع وجودش جمع می شوند.
 امام صادق (ع) در این خصوص می فرمایند :
 در میان رکن و مقام می ایستد ، آنگاه بانگ بر می اورد :" ای فرماندهان من ! ای نزدیکان من !ای کسانی که خداوند پیش از ظهور من ، آنان را برای یاری من در روی زمین ذخیره کرده است ! به سوی من بشتابید و به فرمان من گردن نهید...." در این لحظه آنان بانگ امام را می شنوند و به سوی او می شتابند. آنگاه نوبت بیعت فرا می رسد و حجرالاسود شاهد این ماجرا است و شهادت می دهد .
امام صادق (ع) در این رابطه می فرماید :
 حجرالسود تکیه گاه و دلیل و حجت برای حضرت مهدی (عج) می باشد . به هنگام بیعت مردم با حضرت ، شاهد بر وفای به عهد و میثاقی است که خداوند از بندگان در عالم ذر گرفته است." از " مکان ظهور" ،" سخنان حضرت به هنگام ظهور "، " جمع شدن یاران" ، "شهادت حجرالسود"... پیوند عمیق حج و ولایت رخ می گشاید،
اما سوال مهم این است که به راستی چرا کعبه؟".
 از این پیامبر در این سرمین مبعوث شدو وارث اش امام حسین (ع) برای زنده ماندن دین جد ، ار مکه شروع کرد و فرزندش ، سالار ساجدین ، پیام رسان کربلا ، در معرفی خود ،" ان ابن مکه و منی ; انا ابن زمزم و صفا ،...."فرمود ، نقش و جایگاه استراتژی آن روشن می شود .
امروز، جهان غیر اسلام ، کعبه را به عنوان مرکز اسلامی می شناسدو حتی برای مسلمانان نیز نقش محوری دارد.این نقطه، تنها جایگاهی است که همه ی فرقه ها و نحله های اسلامی ، گرد آن جمع می شوند . به حقیقت باید گفت ، تنها عامل قوام و قیام مردم و زنده ماندن دین و مسلمانان و مقاومت آننا در برابر کفر" کعبه " می باشد
 خداوند تبارک و تعالی می فرمایند:
خداوند کعبه – بیت الحرام – را وسیله ای برای استواری و سامان بخشیدن به کار مردم قرار داده است.
 امام صادق (ع) در این باره می فرمایند:
 تا زمانی که کعبه پا برجاست ، دین اسلام نیز پا برجاست.
مولود کعبه و شهید محراب ، امام علی(ع)، از این کانون نور " عَلَم و پرچم اسلام " یاد میتماید که بر فراز ستیغ سراسر عظمت و افتخار تاریخ اسلام تعبیه و نصب گردیه است  . این پرچم سرافراز و همیشه پیروز "بیت الله " ، همواره نشانه "حاکمیت الله " خواهد ماند که هم قبله ی مقبلان حالم است و هم مقصد سالکان پای در راه و مطاف زائران دل آگاه ، از این رو ، امام زمان قائم آل محمد (ع) نیز در آغاز قیام جهانی خود، بر محور قیام و قوام جوامع اسانی ، تکیه می فرمایند و تمام جهان را از عدل و داد پر می کند. 
منبع:کتاب انتظار ص208



طبقه بندی: مقاله، 
نوشته شده در تاریخ جمعه هفدهم تیر 1390 توسط شمیم یار | نظرات ()

 چشم هم چشمی :
 امام صادق علیه السلا م فرمودند : "مردم مدام به یکدیگر نگاه می کنند و می کوشند از هم کم نیاورند"
 قساوت قلب:
 امام صادق فرمودند:"دل های مردم سخت ، چشمانشان خشک و ذکر خدا برای آنان سنگین می شود "
ریا و عجب :
 امام علی علیه السلام فرمودند :"زمانی خواهد آمد که مردم عبادت را سبب برتری خود بر دیگران می دانند"
غرور و خودبینی :
 پیامبر اکرم فرمودند:"کبر و غرور در قلب ها نفوذ می کند ، همان گونه که زهر در بدن پخش می شود "
 عدم روحیه حق طلبی و بی بند و باری :
"امام صادق فرمودند:مردم با کسی هستند که پیروز است " و در روایت دیگری می فرمایند:"راه خیر خالی می شود و کسی آن را نمی پیماید" و نیز می فرمایند: " مردم به اهل شر اقتدا می کنند." پیش از ظهور حضرت مهدی علیه السلام تملق و چاپلوسینیز رواج می یابد .
 مردم در سخنان باطل و ناروا از یک دیگر سبقت می گیرنر.
شنیدن قران بر مردم سنگین و شنیدن سخنان باطل بر آنها سبک و خوشایند می گردد.
مردم آشکارا به هم تهمت می زنند امام صادق علیه السلام در روایتی می فرمایند :"مردگان مسخره می شوند و هیچ کس ناراحت نمی شود "
گرسنگی و کمبود مواد غذایی:
امام صادق علیه السلام فرمودند"پیش از ظهور مهدی علیه السلام ناگزیر سالی فراخواهید رسید که مردم در آن گرسنه می شوند و ترس شدیدی از کشته شدن و ضرر به اموال و جانها و محصولات آنها را فرامی گیرد. همه اینها در قران بیان شده است " آنگاه آیه ی 155 سوره بقره را تلاوت می فرمایند.
 ضعف دینداری:
پیامبر اکرم درباره ی ضعف دینداری در مردم آخر الزمان فرموده است : "مردم به دنیا مشغول و از آخرت غافل می شوند .
تقوا رونق ندارد .از مساجد صدای اذان به گوش می رسد اما قلب های مردم از ایمان خالی است .
" امام صادق علیه السلام فرمود :"هنگامی که قائم علیه السلام ظهور می کند بسیاری از کسانی که خود را معتقد به او می دانستند بی اعتقاد به او می شوند و به مذهب پرستندگان ماه و خورشید در می آیند."
بی احترامی به والدین : 
روایات متعددی درباره ی روابط والدین و فرزندان در آخر الزمان از معصومین رسیده است از جمله ; پیامبر اکرم صلی ا... علیه و اله و سلم فرمود:"در آن زمان انسان به پدرش ناسزا می گوید." امام صادق علیه السلام فرمود:"آزار و اذیت و مخالفت با پدر و مادر رواج می یابد و به پدر و مادر بی احترامی می شود " و در روایت دیگر ی  فرمود :" پدر و مادر نزد فرزند بدترین مردم می شوند و فرزند از افترا و ناسزا کفتن به آنها لذت می برد . والدین خود را نفرین می کندو از مرگشان خوشحال می شود."



طبقه بندی: حدیث و روایت، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه چهاردهم تیر 1390 توسط شمیم یار | نظرات ()

در کتاب های مذهبی و مقدسی که در میان هندی ها به عنوان کتاب های آسمانی شناخته شده اند و آورندگام این کتاب ها به عنوان پیامبر شناخته می شوند . اشارات بسیاری به پادشاه عادلی در آخر الزمان شده است. در کتاب اوپانیشاد که یکی از کتب معتبر و از منابع هندوها به شمار می رود پیرامون بشارت ظهور منجی موعود چنین آمده است : این مظهر "ویشنو"-مظهر دهم-در انقضای کلی یا عصر آهن ، سوار بر اسب سفیدی در حالی که شمشیر برهنه ی درخشانی به صورت ستاره ای دنباله دار در دست دارد ، ظاهر میشود و تمام شریران را به هلاکت می رساند ، خلقت را از نو تجدید و پاکی را رجعت خواهد داد ......این مظهر دهم در انقضای عالم ظهور خواهد کرد . در کتاب "باسک" که از کتاب های مقدس هندی ها است آمده است:"دور دنیا تمام می شود به پادشاهی عادلی در آخر الزمان ،که پیشوای ملائکه، آدمیان و پریان است و حق و راستی با اوست و هر چه در دریا ، زمین و کوه پنهان باشد ، همه را به دست آورد و از آسمان ها ، زمین و آن چه باشد ،خبر میدهد و از او بزرگتر کسی به دنیا نیاید ." در کتاب "پاتیکل " که از کتاب های مذهبی هندوها است آمده:"چون مدت روز تمام شود ، دنیای کهنه نو شود .و زنده گردد و صاحب ملک تازه (از اسامی امام زمان(ع))پیدا شود. از فرزندان دو پیشوای بزرگ جهان که یکی "ناموس آخرالزمان(اشاره به حضرت صدیقه کبری س) و دیگری صدیق اکبر یعنی وصی بزرگتر وی که "پشن" (نام هندی حضرت امیر نام دارد  و نام آن صاحب ملک تازه "راهنما"(از اسامی حضرت صاحب الامر(ع))است ، به حق پادشاه شود و خلیفه "رام"(به لغت سانسکریتی نام پروردگار است )باشد و حکم براند و او را معجزه بسیار باشد ...." در کتاب "وشن جوک"نیز بشارت به ظهور منجی داده شده است : آخر دنیا به کسی برمی گردد که خدا را دوست می دارد و از بندگان خالص او و نامش "خجسته" و "فرخنده " باشد در کتاب "ریک ودا" نیز آمده "ویشنو"در میان مردم ظاهر می گردد....او از همه کس قوی تر است....دز یک دستش شمشیری به مانند ستاره یا دنباله دار و در دست دیگرش انگشتری درخشنده دارد.هنگام ظهور وی ، خورشید و ماه تاریک میشوند و زمین خواهد لرزید. در کتاب "دادتک" نیز چنین آمده است : بعد از آن که در آخر الزمان ، مسلمانی به هم رسد و اسلام در میان مسلمانان از ظلم ظالمان و فسق عالمان و تعدی حاکمان و ریای زاهدان و بی دیانتی امینان و حسد حاسدان مهجور شود و دنیا مملو از ظلم و ستم شود ..... دست حق به در آید جانشین آخر "ممتاطا" ظهور کند و مشرق و مغرب و همه جای عالم را بگیرد و خلایق را هدایت کند.



طبقه بندی: مقاله، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه دوازدهم تیر 1390 توسط شمیم یار | نظرات ()
 کلمه عشق از عشقه گرفته شده است عشقه گیاهی است که در فارسی،پیچک نامیده می شود ;عشقه کنار ریشه ی درخت رشد می کند و به دور تنه درخت می پیچد ; به طوری که تنه در خت را کاملا می پوشاند . عشقه روز به روز رشد می کند و در مقابل ، درخت کمکم برگهایش زرد و شاخه هایش پژمرده می شود و در نهایت خشگ می گردد. عشق حقیقی با جسم انسان چنان می کند که عشقه با درخت . وقتی انسانی به عشق مبتلا شد ، پیچک عشق در وجود او رشد می کند . هرچه عشق افزایش می یابد ، از تناوری درخت جسم کاسته می شودو در عوض ، بر شکوفایی و طراوت روح انسانی افزوده می شود.
 عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پر ساخت ز دوست
 اجزا وجود من همه دوست گرفت
نامیست زمن بر من و باقی همه اوست
عشق حیوانی شهوت است نه عشق ،به تعبیر نظامی:
 عشق آئینه بلند نور است
 شهوت ز حساب عشق دور است.
گاهی انسان نسبت به انسانی دیگر یا مال یا چیزی دیگر محبت بسیار پیدا می کند و چهره اش زرد می گردد و به اصطلاح ، عاشق او می شود . چنین حالتی شهود (عشق مجازی ) است نه عشق حقیقی. نظامی می گوید لیلی مریض شد و در دوران بیماری که طراوت خود را از دست داد ، مادرش برای شنیدن وصیت های پایانی او ، بر بالینش حاضر شد . لیلی به مادرش گفت:پیام مرا به مجنون برسان و بگو اگر خواستی عاشق شوی ، عاشق مثل من مباش که با یک تب تمام طراوت خود را از دست می دهد. عاشق کسی و چیزی باش که نه مریض شود و نه از نین برود ، که او خداست .اگر کسی خدا را شناخت و عاشق او شد ، به دیگری عشق نمی ورزد .
در ادبیات عرفانی معشوق حقیقی را "دل آرام " گویند ; یعنی موجودی که ، وقتی دل به او رسید ، بیارامد وآرام بگیرد.اگر انسان به کسی علاقه پیدا کرد و بعد از وصل به او آرامش نیافت معلوم می شود عشقش به او حقیقی نبوده و این همان معنای قرانی ایه ی شریفه" اَلا بِذِکر الله تطمئن القلوب" است،که در ادبیات عرفانی وارد گردیده است. اگر ما شخصی یا چیزی را پیدا کردیم که بعد از وصل به او ، نیارمیدیم و ندای"هَل مِن مَزید" سر دادیم ، معلوم می شود آنچه دنبالش بوده ایم ، رهزن است;نه معشوق حقیقی.معشوق حقیقی ذات اقدس اله است ، که انسن به لقای او به آرامش کامل می رسد. منبع:کتاب بوی باران ،ص52
کلمه عشق از عشقه گرفته شده است عشقه گیاهی است که در فارسی،پیچک نامیده می شود ;عشقه کنار ریشه ی درخت رشد می کند و به دور تنه درخت می پیچد ; به طوری که تنه در خت را کاملا می پوشاند . عشقه روز به روز رشد می کند و در مقابل ، درخت کمکم برگهایش زرد و شاخه هایش پژمرده می شود و در نهایت خشگ می گردد. عشق حقیقی با جسم انسان چنان می کند که عشقه با درخت . وقتی انسانی به عشق مبتلا شد ، پیچک عشق در وجود او رشد می کند . هرچه عشق افزایش می یابد ، از تناوری درخت جسم کاسته می شودو در عوض ، بر شکوفایی و طراوت روح انسانی افزوده می شود. عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست تا کرد مرا تهی و پر ساخت ز دوست اجزا وجود من همه دوست گرفت نامیست زمن بر من و باقی همه اوست عشق حیوانی شهوت است نه عشق ،به تعبیر نظامی: عشق آئینه بلند نور است شهوت ز حساب عشق دور است. گاهی انسان نسبت به انسانی دیگر یا مال یا چیزی دیگر محبت بسیار پیدا می کند و چهره اش زرد می گردد و به اصطلاح ، عاشق او می شود . چنین حالتی شهود (عشق مجازی ) است نه عشق حقیقی. نظامی می گوید لیلی مریض شد و در دوران بیماری که طراوت خود را از دست داد ، مادرش برای شنیدن وصیت های پایانی او ، بر بالینش حاضر شد . لیلی به مادرش گفت:پیام مرا به مجنون برسان و بگو اگر خواستی عاشق شوی ، عاشق مثل من مباش که با یک تب تمام طراوت خود را از دست می دهد. عاشق کسی و چیزی باش که نه مریض شود و نه از نین برود ، که او خداست .اگر کسی خدا را شناخت و عاشق او شد ، به دیگری عشق نمی ورزد . در ادبیات عرفانی معشوق حقیقی را "دل آرام " گویند ; یعنی موجودی که ، وقتی دل به او رسید ، بیارامد وآرام بگیرد.اگر انسان به کسی علاقه پیدا کرد و بعد از وصل به او آرامش نیافت معلوم می شود عشقش به او حقیقی نبوده و این همان معنای قرانی ایه ی شریفه" اَلا بِذِکر الله تطمئن القلوب" است،که در ادبیات عرفانی وارد گردیده است. اگر ما شخصی یا چیزی را پیدا کردیم که بعد از وصل به او ، نیارمیدیم و ندای"هَل مِن مَزید" سر دادیم ، معلوم می شود آنچه دنبالش بوده ایم ، رهزن است;نه معشوق حقیقی.معشوق حقیقی ذات اقدس اله است ، که انسن به لقای او به آرامش کامل می رسد.
منبع:کتاب بوی باران ،ص52


طبقه بندی: مقاله، 
درباره وبلاگ

ذکــر تعجیل فــــرج رمز نجات بشــــر است.....


ما بـــرآنیم که این ذکـــــر جهـــانی بشــــود.....
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
دانشنامه مهدویت
 
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان