تبلیغات
فــــرج نزدیک است... - مطالب مقاله
فــــرج نزدیک است...
اللهم عجل لولیک الفرج
نوشته شده در تاریخ یکشنبه نوزدهم دی 1395 توسط منتظر فرج | نظرات ()
«نشانه‏ های ظهور» عبارت است از آن دسته از رخدادها که بر اساس پیش‏بینی معصومین ‏علیهم السلام، قبل و یا در آستانه ظهور حضرت مهدی ‏علیه السلام پدید می‏آید و تحقّق هر یک از آن نشانه‏ ها نویدی از نزدیک‏تر شدن آن قیام جهانی است؛ به گونه‏ ای که با تحقق مجموعه رخدادهای پیشگویی شده و به دنبال آخرین نشانه ظهور، حضرت مهدی‏ علیه السلام قیام خواهد کرد.
از آنجایی که در منابع دینی، قیام حضرت مهدی‏ علیه السلام، به عنوان یکی از نشانه‏های برپایی قیامت شمرده شده است؛ پاره‏ ای از نشانه‏ های ظهور به عنوان نشانه‏ های قیامت نیز شمرده می‏شود. (اشراط الساعة)
امام علی‏ علیه السلام در این باره فرموده است: «پیامبر گرامی اسلام‏ صلی الله علیه وآله فرمود: به ناگزیر ده چیز قبل از برپایی قیامت خواهد بود: سفیانی، دجّال، دود، دابه، خروج قائم‏ علیه السلام، طلوع خورشید از مغرب خود، نزول حضرت عیسی‏ علیه السلام، فرو رفتن در مشرق و فرو رفتن در جزیرة العرب و آتشی که از قعر عدن بیرون خواهد آمد تا مردم را به سوی محشر سوق دهد.». [1] .

شمار نشانه‏ ها:
در منابع دینی انبوهی از رخدادهای طبیعی و غیرطبیعی و دگرگونی‏ های سیاسی - اجتماعی، به عنوان نشانه‏ های ظهور یاد شده است. روشن است که درجه اعتبار و درستی همه این نشانه‏ ها یکسان نیست. برخی در منابع معتبر آمده و از جهت سند و دلالت استوار است. بعضی نیز در کتاب‏های غیرمعتبر و به وسیله افراد غیر موثق یاد شده است. برخی از این نشانه‏ ها، تنها نشانه ظهور است و بعضی هم نشانه ظهور و هم نشانه برپایی قیامت می‏باشد. برخی نشانه‏ ها، کلی و محوری است و بعضی بیانگر مسائل ریز و جزئی است که گاه، همه آنها را می‏توان در عنوان واحدی گرد آورد.
بنابراین به طور قطع نمی‏توان مشخص کرد که نشانه‏ های ظهور چه مقدار است؟ فرض که چنین کاری ممکن باشد، اهمیتی ندارد. مهم این است که فراوانی روایات، به ما اطمینان می‏دهد که در آستانه ظهور مهدی موعودعلیه السلام، حوادثی رخ خواهد داد که برخی چشمگیر و فراگیر و بعضی نه چندان مهم و قابل توجه است.
البته برخی از روایات با عناوین مختلف، به تعدادی از نشانه‏ها اشاره کرده است.

پی نوشت ها:
[1] کتاب الغیبة، ص 436، ح 426.



طبقه بندی: مقاله، 
برچسب ها: نشانه‏ ظهور،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390 توسط منتظر فرج | نظرات ()

مسجد کوفه برای افرادی که توفیق زیارت آن مکان مقدس را نداشته اند یادآور مظلومیت حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) است و برای آنها که توفیق تشرف به آن مکان مقدس را دارند، علاوه بر آن، عبرت های نهفته و پنهان دارد.

به گزارش انتخاب؛ از دور که نگاه می کنی مسجد کوفه دارای گنبد و چند مناره ای است که گنبد طلایی آن بر روی مزار شریف مسلم بن عقیل، فرستاده مخصوص امام حسین (ع) به کوفه و یکی از یاوران و شهیدان واقعه کربلا قرار دارد.

روبروی مسجد کوفه نیز مرقدی با گنبد سبز قرار دارد که برای میثم تمار است و روی در ورودی آن نوشته شده است «السلام علیک یا میثم بن یحیی التمار».

کنار مسجد کوفه و ضلع جنوبی آن نیز خانه ای قرار دارد که امیر المومنین علی بن ابی طالب (ع) به همراه خانواده اش چهار سال آخر حکومت خود را در آن به سر برده و زمین این خانه شاهد مناجات ها و عبادت های سه امام معصوم و غسل دادن و کفن نمودن پیکر مطهر امیرالمومنین (ع) بوده است.

ضلع جنوب شرقی مسجد دارای پنج جایگاه است. مقام اول آن به نام حضرت آدم (ع) مقام دوم مربوط به حضرت نوح (ع)،جایگاه سوم جایگاه فرشته وحی، جبرئیل (ع) و جایگاه چهارم واقع شده برای امام سجاد(ع) وجایگاه پنجم محراب شهادت امیرالمومنین (ع).

زائرین این مسجد در صف ایستاده اند تا هر کدام بتوانند این محراب را زیارت کنند و پس از آن دو رکعت نماز حاجت بخوانند.

ضلع جنوب غربی این مسجد دارای گنبدی است که متعلق به مسلم بن عقیل است. بر روی قبر مطهر مسلم بن عقیل فرستاده امام حسین (ع) به کوفه ،حدیثی از پیامبر دیده می شود که بسیار معروف است: "من عقیل را دوست دارم و به درستی که فرزندش در دوستی فرزند تو کشته خواهد شد".

حضرت مسلم بن عقیل (ع) سال 60 هجری به همراه امام حسین (ع) از مدینه به مکه آمد و سید الشهدا (ع)، مسلم را به عنوان نماینده خود از مکه به کوفه فرستاد تا مردم با او بیعت کنند. به هنگام ورود مسلم به کوفه هیجده هزار نفر با او بیعت کردند، اما پس از ورود عبید الله بن زیاد و تهدید مردم، بیشتر آنها مسلم را تنها گذاشتند و در روز نهم ذی الحجه به دستور عبید الله بن زیاد او را بر بام قصر دار الاماره بردند و سر از بدنش جدا کرده و به پایین انداختند.

این مرقد نیز همانند مقام های دیگر واقع شده در این مسجد دارای اعمال خاص خود است. چند متر آن طرف تر که شاید مسافت آن به 10 متر نمی رسد مقبره کوچکتری قرار دارد که متعلق به مختار ثقفی است که پس از جنگ های سختی کوفه را تحت کنترل خود در آورد و عاملین واقعه کربلا را مجازات کرد. سپس لشگری به سوی عبید الله بن زیاد فرستاد که پس از شکست او، سر از بدنش جدا کردند.

مختار سر عبیدالله بن زیاد را نزد امام سجاد (ع) در مدینه فرستاد، حضرت خوشحال شد و فرمود: خدا جزای خیر به مختار دهد که خونخواهی ما نمود.پس از آن، مصعب بن زبیر در سال 67 هجری با غلبه بر کوفه سر از بدن مختار جدا کرد.

با اینکه فاصله مقبره مختار با مرقد مطهر مسلم بن عقیل چند متر بیشتر نیست اما میان آن دو فاصله است که تاریخ آن را به ثبت رسانده است. در ذهنم سخنان رهبر فرزانه انقلاب را درباره توابین مرور می کنم که فرمودند: " کسانى در کوفه دلهاشان پر از ایمان به امام حسین بود، به اهل‌بیت محبت هم داشتند، اما چند ماه دیرتر وارد میدان شدند؛ همه‌شان هم به شهادت رسیدند، پیش خدا هم ماجورند؛ اما کارى که باید بکنند، آن کارى نبود که آنها کردند؛ لحظه را نشناختند؛ عاشورا را نشناختند؛ در زمان، آن کار را انجام ندادند. اگر کارى که توابین در مدتى بعد از عاشورا انجام دادند، در هنگام ورود جناب مسلم به کوفه انجام می دادند، اوضاع عوض می شد؛ ممکن بود حوادث، جور دیگرى حرکت بکند. شناسایى لحظه‌ها و انجام کار در لحظه‌ى نیاز، خیلى چیز مهمى است.


نحوه شهادت مختار ثقفی
سال 61 هجری عبیدالله بن زیاد پس از شهادت امام حسین(ع) در کربلا دستور داد اهل بیت آن حضرت را به کوفه و قصر دارالاماره بیاورند و در آن جلسه سر بریده امام حسین (ع) را نزد خود قرار داد و با چوب دستی به سر مطهر حضرت جسارت کرد.

سال 66 هجری مختار ثقفی قیام کرد، عبیدالله بن زیاد را به هلاکت رساند بر تخت دارالاماره نشست و سر بریده ابن زیاد را بر او وارد کردند.

سال 67 هجری مصعب بن زبیر بر مختار پیروز شدو در حالی که مصعب بر تخت کیه زده بود، سر مختار را برای او آوردند.

سال 72 هجری عبدالملک بن مروان به عراق حمله کرد و پس از پیروزی، در قصر دارالاماره بر تخت نشست و سر بریده مصعب را برای او آوردند. شخصی در حضور او گفت: ای امیر! من سرگذشت عجیبی از این قصر به خاطر دارم و وقایع آن را تعریف کرد.
عبدالملک با شنیدن این قضیه بر خود لرزید و دستور داد قصر دارالاماره را خراب کنند.
شایان توجه است که قصر دارالاماره در ذیحجه سال 60 هجری، شهادت دو فرستاده امام حسین را نیز شاهد بوده است.

نحوه پیدا شدن مقبره مختار
پس از شهادت مختار توسط مصعب بن الزبیر, جسد پاک او در دیوار قصر الاماره نزدیک مسجد مدفون شد , این قبر مخفی ماند تا اینکه آیة الله العظمی سید مهدی بحر العلوم در زمان خود به جستوجو وآشنایی با آثار ومحرابهای مسجد پرداخت , سید در آن زمان ترجیح داد,مسجد کوفه با خاک پاک مدفون شود چون زمین مسجد پائین تر از دیگر سرزمین های منطقه بود ودر نتیجه آبهای سطحی در آن جریان پیدا می گرد, پیرو دستور آیت الله بحر العلوم زمین مسجد کوفه که عمق آن مساوی مقام پیامبر وخانه حضرت نوح بود با خاک پاکسپرشد تا از آلودگی ها در امان نگه داشته شود در جای همان محراب ها بر روی خاک محرابهای جدید ساخته شد همانگونه که اکنون هم نمایان است.
 

در زمان بررسی ها جستجوی آثار مسجد که از طرف سید وجمعی از علما صورت گرفت, سید قبر شریف پنهان شده ای را پیدا کرد وجایگاه آن قبر انتهای راه رو در زیر زمین وبه طرف خارج مسجد به سمت قصر الأماره بود وبر آن قبر سنگی یافتند که بر آن اسم ولقب مختار نوشته شده بود .

پس از یافتن قبر, (محسن الحاج عبود شلاش ) ساختن حرم جدید وبزرگی برای مختار را بر عهده گرفت وآن را به رواق حرم حضرت مسلم از سمت جنوب ملحق کرد , وبرای قبر پنجره ای آهنین قرار داد ودرب راه رو که در حجره ای در کنج مسجد کوفه قرار داشت را مسدود کرد .

حامد حسن زاده خراسانی




طبقه بندی: عکس،  مقاله،  خبر،  داستان، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه سی ام تیر 1390 توسط شمیم یار | نظرات ()
 یکی دیگر از جلوه های پیوند کعبه با حج و ولایت، ظهور آن حضرت (عج)در کنار خانه ی خداست. در برخی از روایات "یوم الحج الاکبر"در آیه ی شریفه "و اذان من الله و رسوله الی الناس یوم الحج الاکبر" تاویل به ظهور شده است.
 امام صادق (ع) می فرمایند:
 چون مهدی ظهور کند ، به مسجد الحرام رود . رو به کعبه و پشت به مقام ابراهیم بایستد و دو رکعت نماز گذارد آن گاه صلا دهد:" ای مردمان ! منم یادگار آدم ، یادگار ابراهیم ، یادگار اسماعیل ، یادگار محمد."
و در روایت دیگری امام محمد باقر می فرمایند:
قائم در آن روز ، در مکه است و در خانه کعبه به مردم می گوید:"آن کس که از آدم سخن گوید ، من وارث آدم هستم ، و آن کس که از نوح سخن گوید ، من وارث نوح هستم ، و آن کس که از ابراهیم سخن گوید من وارث ابراهیم هستم و آن کس که از محمد سخن گوید من وارث محمدم" سپس یارانش را فرا می خواند و آنان مانند پروانه ، گرد شمع وجودش جمع می شوند.
 امام صادق (ع) در این خصوص می فرمایند :
 در میان رکن و مقام می ایستد ، آنگاه بانگ بر می اورد :" ای فرماندهان من ! ای نزدیکان من !ای کسانی که خداوند پیش از ظهور من ، آنان را برای یاری من در روی زمین ذخیره کرده است ! به سوی من بشتابید و به فرمان من گردن نهید...." در این لحظه آنان بانگ امام را می شنوند و به سوی او می شتابند. آنگاه نوبت بیعت فرا می رسد و حجرالاسود شاهد این ماجرا است و شهادت می دهد .
امام صادق (ع) در این رابطه می فرماید :
 حجرالسود تکیه گاه و دلیل و حجت برای حضرت مهدی (عج) می باشد . به هنگام بیعت مردم با حضرت ، شاهد بر وفای به عهد و میثاقی است که خداوند از بندگان در عالم ذر گرفته است." از " مکان ظهور" ،" سخنان حضرت به هنگام ظهور "، " جمع شدن یاران" ، "شهادت حجرالسود"... پیوند عمیق حج و ولایت رخ می گشاید،
اما سوال مهم این است که به راستی چرا کعبه؟".
 از این پیامبر در این سرمین مبعوث شدو وارث اش امام حسین (ع) برای زنده ماندن دین جد ، ار مکه شروع کرد و فرزندش ، سالار ساجدین ، پیام رسان کربلا ، در معرفی خود ،" ان ابن مکه و منی ; انا ابن زمزم و صفا ،...."فرمود ، نقش و جایگاه استراتژی آن روشن می شود .
امروز، جهان غیر اسلام ، کعبه را به عنوان مرکز اسلامی می شناسدو حتی برای مسلمانان نیز نقش محوری دارد.این نقطه، تنها جایگاهی است که همه ی فرقه ها و نحله های اسلامی ، گرد آن جمع می شوند . به حقیقت باید گفت ، تنها عامل قوام و قیام مردم و زنده ماندن دین و مسلمانان و مقاومت آننا در برابر کفر" کعبه " می باشد
 خداوند تبارک و تعالی می فرمایند:
خداوند کعبه – بیت الحرام – را وسیله ای برای استواری و سامان بخشیدن به کار مردم قرار داده است.
 امام صادق (ع) در این باره می فرمایند:
 تا زمانی که کعبه پا برجاست ، دین اسلام نیز پا برجاست.
مولود کعبه و شهید محراب ، امام علی(ع)، از این کانون نور " عَلَم و پرچم اسلام " یاد میتماید که بر فراز ستیغ سراسر عظمت و افتخار تاریخ اسلام تعبیه و نصب گردیه است  . این پرچم سرافراز و همیشه پیروز "بیت الله " ، همواره نشانه "حاکمیت الله " خواهد ماند که هم قبله ی مقبلان حالم است و هم مقصد سالکان پای در راه و مطاف زائران دل آگاه ، از این رو ، امام زمان قائم آل محمد (ع) نیز در آغاز قیام جهانی خود، بر محور قیام و قوام جوامع اسانی ، تکیه می فرمایند و تمام جهان را از عدل و داد پر می کند. 
منبع:کتاب انتظار ص208



طبقه بندی: مقاله، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390 توسط منتظر فرج | نظرات ()
زمانی معنای واقعی انتظار فرج تحقق می‌یابد كه الگوپذیری از حكومت مهدوی(عج) در جامعه به صورت یك فرهنگ درآید و همه دست‌اندركاران نظام اسلامی خود را به شناخت ویژگی‌های آن دولت كریمه و تطبیق زندگی فردی و فعالیت اجتماعی مكلف سازند.

حكومت جهانی موعود را از دو نگاه می‌توان مورد مطالعه قرار داد:
در نگاه نخست به این حكومت، تنها به عنوان آرمانی دوردست كه باید در انتظار تحقق آن بود نگریسته می‌شود، آرمانی كه با وضع موجود ما نسبتی نداشته و هیچ تأثیری هم در واقعیت‌های جاری جامعه ندارد.
اما در نگاه دوم ، این حكومت ـ با همه ویژگی‌های آرمانی آن ـ نه تنها به عنوان غایت آمال بشر و نهایت آرزوی عدالت خواهان بلكه به عنوان الگوی واقعی برای سامان بخشیدن به وضع موجود و هدفی عینی كه می‌تواند حركت‌های اجتماعی ما را جهت بخشد؛ قابل مطالعه است. اگر چه تحقق كامل این آرمان جز به دست با كفایت امام زمان (عج) میسر نیست.
عدالت در اندیشه سیاسی اسلام جایگاه اصل اساسی را دارد. اهمیت این مقوله از نظر اسلام به گونه‌ای است كه قرآن كریم عدالت را یكی از اهداف ارسال رُسل و انزال كتاب معرفی می‌كند (سوره حدید، آیه 31)؛ اما اسلام در ایجاد و استقرار عدالت همواره با موانع جدی از سوی طبقاتی كه قرآن آنان را «ملأ و مترف» معرفی می‌كند، روبه‌رو است. عدالت خواست فطری و همگانی است؛ اما این امر فطری منافع طبقات زیاده‌خواه و خود كامگان را به خطر انداخته، در نتیجه، آنان را در صف مقابل خود قرار می‌دهد. اندیشه لیبرالیسم از منظر عدالت اجتماعی با چالش جدیدی روبه‌رو است. زیرا اصل اساسی لیبرال پذیرش نابرابری است و جهت ایجاد رقابت اقتصادی به تشویق نابرابری و ترویج آن می‌پردازد.
دموكراسی لیبرال، توسعه اقتصادی و رفاه اجتماعی را به ارمغان می‌آورد؛ اما این همه مواهب در اختیار تعدادی از انسان‌ها و بخشی از جوامع بشری قرار دارد. افزایش رفاه اقتصادی و توسعه مادی در پناه دموكراسی لیبرال كه به صورت بخشی صورت می‌گیرد، با افزایش بی‌عدالتی و فقر جمعیت فراوانی از افراد بشر روبه‌رو خواهد بود. در چنین حالتی، زمینه‌های بهتر و مناسبی جهت استقرار عدالت اجتماعی در حوزه اسلامی ایجاد می‌شود.
از ویژگی‌های مهم و قابل توجه حكومت جهانی اسلام، توسعه و رفاه اقتصادی عدالت محور است. این‌جا عدالت اصل اساسی است كه رفاه و توسعه بر اساس آن استوار می‌شود.
روزی كه مهدی موعود (عج) قیام كند، به عدالت حكومت می‌كند. در دوران حكومت او، روی زمین از ستم اثری یافت نمی‌شود؛ راه‌ها امن خواهد شد؛ زمین بركات خود را خارج می‌سازد؛ هر حقی به صاحبش بر می‌گردد و روی زمین پیرو هیچ دینی باقی نمی‌ماند، مگر این‌كه اسلام می‌آورد و به ایمان اعتراف می‌كند
مرحوم شهید صدر در مورد ویژگی‌ها و زمینه‌های این حكومت می‌گوید: با مطالعه آیات قرآن و روایات معصومان به این نكته می‌رسیم فقط زمانی پیام اسلام به صورت كامل تحقق می‌یابد كه اندیشه بلند حكومت جهانی اسلام تحقق یابد. تمام غایت‌های دروغین و موهوم رخت بر بندد؛ آن‌گاه فقط اسلام، دین حقیقی و بی‌بدیل، آیین همه مردم در شرق و غرب عالم شود؛ بی عدالتی، ظلم و نابرابری از بین برود و در مقابل، عدالت و برابری ناموس آفرینش عالم، سراسر جهان را فرا گیرد؛ حاكمیت خلفای الاهی در جای جای عالم برقرار شود و نور هدایت الاهی تابیدن گیرد و زمین از آن صالحان شود.
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیانی، ضمن اشاره به ضرورت «اهتمام به مسأله عدالت اجتماعی در كشور» و لزوم مقابله با«طبقه بهره‌مندان از پول‌های حرام» و«مرفهان بی درد» به نكته مهمی اشاره كردند كه توجه به آن می‌تواند ما را در ارایه تصویری روشن از منظر دوم یاری دهد.
ایشان در سخنان خود موضوع «عدالت گستری» و«قسط آفرینی» را كه در روایات اسلامی، به عنوان یكی از شاخصه‌های مهم انقلاب مهدوی بدان اشاره شده، بررسی كرده و توجه به این موضوع را در همه برنامه‌های نظام اسلامی ضروری دانسته‌اند:
«نظام اسلامی، نظام عدالت است. شما كه آرزومند و مشتاق ظهور خورشید مهدویت در آخرالزمان هستید و الآن حدود 1200 سال است كه ملت اسلام و شیعه در انتظار ظهور مهدی موعود (عج) است، چه خصوصیتی برای آن بزرگوار ذكر می‌كنید؟ «الذی یملاء الله به الارض قسطا و عدلا» نمی گویید كه«یملاء الله به الارض دینا». این نكته خیلی مهمی است. چرا به این نكته توجه نمی كنیم ؟ اگرچه قسط و عدل متعلق به دین است اما هزار سال است كه امت اسلامی برای قسط و عدل دعا می كند و این نظام اسلامی كه به وجود آمده است ؛ اولین كارش اجرای قسط و عدل است.
قسط و عدل، واجب ترین كارهاست. ما رفاه را هم برای قسط و عدل می‌خواهیم . كارهای گوناگون، مبارزه، جنگ، سازندگی و توسعه را برای قسط و عدل می‌خواهیم. برای این كه در جامعه عدالت برقرار شود، همه بتوانند از خیرات جامعه استفاده كنند و عده‌ای محروم و مظلوم واقع نشوند. در محیط قسط و عدل است كه انسان‌ها می‌توانند رشد كنند. به مقامات عالی بشری برسند و كمال انسانی خود را به دست بیاورند. قسط و عدل ، یك مقدمه واجب برای كمال نهایی انسان است . چطور می شود به این قضیه بی اعتنایی كرد!؟»
جان كلام رهبر انقلاب در سخنان یاد شده این است كه ما نباید به فرهنگ مهدویت و انتظار، با همه مشخصه‌هایی كه در روایات ما برای آن برشمرده شده است، به عنوان مجموعه معارفی كه فقط ترسیم كننده وضعیت آینده جهان هستند و هیچ نسبتی با وضعیت كنونی مسلمانان ندارند، نگاه كنیم، بلكه باید این فرهنگ را در تمام عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جامعه خود جاری و ساری بدانیم و در پی آن باشیم كه ویژگی‌های ذكر شده برای جامعه موعود را، تا آن جا كه در توان داریم، در جامعه خود پیاده كنیم و اگر فعلا توفیق دستیابی به جامعه موعود را نداریم، لااقل با الگو قرار دادن آن، جامعه مطلوب را بنیان نهیم. چنانكه امام راحل است، نیز به این موضوع اشاره كرده و می‌فرماید:
«هم‌ اكنون عالم پر از ظلم است، شما یك نقطه هستید در عالم، عالم پر ازظلم است، ما بتوانیم جلوی ظلم را بگیریم، باید بگیریم، تكلیفمان است.»
اگر الگوپذیری از قیام عدالت گستر مهدی موعود (عج) در جامعه اسلامی ما، به صورت یك فرهنگ درآید و همه دست اندركاران نظام اسلامی خود را موظف به شناخت ویژگی‌های دولت كریمه آخرین ذخیره الهی بدانند و سعی كنند كه زندگی فردی و فعالیت اجتماعی خود را بر آن ویژگی‌ها منطبق سازند؛ آن وقت است كه معنای واقعی انتظار فرج تحقق می‌یابد، زیرا ما وقتی می‌توانیم خود را منتظر واقعی بدانیم كه در عمل به آرمان‌هایی كه تحقق آنها را انتظار می‌كشیم پایبند باشیم.

--------------------------------------
نویسنده: ابوالفضل عنابستانی


طبقه بندی: عکس،  مقاله، 
دنبالک ها: منبع،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه چهاردهم تیر 1390 توسط شمیم یار | نظرات ()

در کتاب های مذهبی و مقدسی که در میان هندی ها به عنوان کتاب های آسمانی شناخته شده اند و آورندگام این کتاب ها به عنوان پیامبر شناخته می شوند . اشارات بسیاری به پادشاه عادلی در آخر الزمان شده است. در کتاب اوپانیشاد که یکی از کتب معتبر و از منابع هندوها به شمار می رود پیرامون بشارت ظهور منجی موعود چنین آمده است : این مظهر "ویشنو"-مظهر دهم-در انقضای کلی یا عصر آهن ، سوار بر اسب سفیدی در حالی که شمشیر برهنه ی درخشانی به صورت ستاره ای دنباله دار در دست دارد ، ظاهر میشود و تمام شریران را به هلاکت می رساند ، خلقت را از نو تجدید و پاکی را رجعت خواهد داد ......این مظهر دهم در انقضای عالم ظهور خواهد کرد . در کتاب "باسک" که از کتاب های مقدس هندی ها است آمده است:"دور دنیا تمام می شود به پادشاهی عادلی در آخر الزمان ،که پیشوای ملائکه، آدمیان و پریان است و حق و راستی با اوست و هر چه در دریا ، زمین و کوه پنهان باشد ، همه را به دست آورد و از آسمان ها ، زمین و آن چه باشد ،خبر میدهد و از او بزرگتر کسی به دنیا نیاید ." در کتاب "پاتیکل " که از کتاب های مذهبی هندوها است آمده:"چون مدت روز تمام شود ، دنیای کهنه نو شود .و زنده گردد و صاحب ملک تازه (از اسامی امام زمان(ع))پیدا شود. از فرزندان دو پیشوای بزرگ جهان که یکی "ناموس آخرالزمان(اشاره به حضرت صدیقه کبری س) و دیگری صدیق اکبر یعنی وصی بزرگتر وی که "پشن" (نام هندی حضرت امیر نام دارد  و نام آن صاحب ملک تازه "راهنما"(از اسامی حضرت صاحب الامر(ع))است ، به حق پادشاه شود و خلیفه "رام"(به لغت سانسکریتی نام پروردگار است )باشد و حکم براند و او را معجزه بسیار باشد ...." در کتاب "وشن جوک"نیز بشارت به ظهور منجی داده شده است : آخر دنیا به کسی برمی گردد که خدا را دوست می دارد و از بندگان خالص او و نامش "خجسته" و "فرخنده " باشد در کتاب "ریک ودا" نیز آمده "ویشنو"در میان مردم ظاهر می گردد....او از همه کس قوی تر است....دز یک دستش شمشیری به مانند ستاره یا دنباله دار و در دست دیگرش انگشتری درخشنده دارد.هنگام ظهور وی ، خورشید و ماه تاریک میشوند و زمین خواهد لرزید. در کتاب "دادتک" نیز چنین آمده است : بعد از آن که در آخر الزمان ، مسلمانی به هم رسد و اسلام در میان مسلمانان از ظلم ظالمان و فسق عالمان و تعدی حاکمان و ریای زاهدان و بی دیانتی امینان و حسد حاسدان مهجور شود و دنیا مملو از ظلم و ستم شود ..... دست حق به در آید جانشین آخر "ممتاطا" ظهور کند و مشرق و مغرب و همه جای عالم را بگیرد و خلایق را هدایت کند.



طبقه بندی: مقاله، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه دوازدهم تیر 1390 توسط شمیم یار | نظرات ()
 کلمه عشق از عشقه گرفته شده است عشقه گیاهی است که در فارسی،پیچک نامیده می شود ;عشقه کنار ریشه ی درخت رشد می کند و به دور تنه درخت می پیچد ; به طوری که تنه در خت را کاملا می پوشاند . عشقه روز به روز رشد می کند و در مقابل ، درخت کمکم برگهایش زرد و شاخه هایش پژمرده می شود و در نهایت خشگ می گردد. عشق حقیقی با جسم انسان چنان می کند که عشقه با درخت . وقتی انسانی به عشق مبتلا شد ، پیچک عشق در وجود او رشد می کند . هرچه عشق افزایش می یابد ، از تناوری درخت جسم کاسته می شودو در عوض ، بر شکوفایی و طراوت روح انسانی افزوده می شود.
 عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پر ساخت ز دوست
 اجزا وجود من همه دوست گرفت
نامیست زمن بر من و باقی همه اوست
عشق حیوانی شهوت است نه عشق ،به تعبیر نظامی:
 عشق آئینه بلند نور است
 شهوت ز حساب عشق دور است.
گاهی انسان نسبت به انسانی دیگر یا مال یا چیزی دیگر محبت بسیار پیدا می کند و چهره اش زرد می گردد و به اصطلاح ، عاشق او می شود . چنین حالتی شهود (عشق مجازی ) است نه عشق حقیقی. نظامی می گوید لیلی مریض شد و در دوران بیماری که طراوت خود را از دست داد ، مادرش برای شنیدن وصیت های پایانی او ، بر بالینش حاضر شد . لیلی به مادرش گفت:پیام مرا به مجنون برسان و بگو اگر خواستی عاشق شوی ، عاشق مثل من مباش که با یک تب تمام طراوت خود را از دست می دهد. عاشق کسی و چیزی باش که نه مریض شود و نه از نین برود ، که او خداست .اگر کسی خدا را شناخت و عاشق او شد ، به دیگری عشق نمی ورزد .
در ادبیات عرفانی معشوق حقیقی را "دل آرام " گویند ; یعنی موجودی که ، وقتی دل به او رسید ، بیارامد وآرام بگیرد.اگر انسان به کسی علاقه پیدا کرد و بعد از وصل به او آرامش نیافت معلوم می شود عشقش به او حقیقی نبوده و این همان معنای قرانی ایه ی شریفه" اَلا بِذِکر الله تطمئن القلوب" است،که در ادبیات عرفانی وارد گردیده است. اگر ما شخصی یا چیزی را پیدا کردیم که بعد از وصل به او ، نیارمیدیم و ندای"هَل مِن مَزید" سر دادیم ، معلوم می شود آنچه دنبالش بوده ایم ، رهزن است;نه معشوق حقیقی.معشوق حقیقی ذات اقدس اله است ، که انسن به لقای او به آرامش کامل می رسد. منبع:کتاب بوی باران ،ص52
کلمه عشق از عشقه گرفته شده است عشقه گیاهی است که در فارسی،پیچک نامیده می شود ;عشقه کنار ریشه ی درخت رشد می کند و به دور تنه درخت می پیچد ; به طوری که تنه در خت را کاملا می پوشاند . عشقه روز به روز رشد می کند و در مقابل ، درخت کمکم برگهایش زرد و شاخه هایش پژمرده می شود و در نهایت خشگ می گردد. عشق حقیقی با جسم انسان چنان می کند که عشقه با درخت . وقتی انسانی به عشق مبتلا شد ، پیچک عشق در وجود او رشد می کند . هرچه عشق افزایش می یابد ، از تناوری درخت جسم کاسته می شودو در عوض ، بر شکوفایی و طراوت روح انسانی افزوده می شود. عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست تا کرد مرا تهی و پر ساخت ز دوست اجزا وجود من همه دوست گرفت نامیست زمن بر من و باقی همه اوست عشق حیوانی شهوت است نه عشق ،به تعبیر نظامی: عشق آئینه بلند نور است شهوت ز حساب عشق دور است. گاهی انسان نسبت به انسانی دیگر یا مال یا چیزی دیگر محبت بسیار پیدا می کند و چهره اش زرد می گردد و به اصطلاح ، عاشق او می شود . چنین حالتی شهود (عشق مجازی ) است نه عشق حقیقی. نظامی می گوید لیلی مریض شد و در دوران بیماری که طراوت خود را از دست داد ، مادرش برای شنیدن وصیت های پایانی او ، بر بالینش حاضر شد . لیلی به مادرش گفت:پیام مرا به مجنون برسان و بگو اگر خواستی عاشق شوی ، عاشق مثل من مباش که با یک تب تمام طراوت خود را از دست می دهد. عاشق کسی و چیزی باش که نه مریض شود و نه از نین برود ، که او خداست .اگر کسی خدا را شناخت و عاشق او شد ، به دیگری عشق نمی ورزد . در ادبیات عرفانی معشوق حقیقی را "دل آرام " گویند ; یعنی موجودی که ، وقتی دل به او رسید ، بیارامد وآرام بگیرد.اگر انسان به کسی علاقه پیدا کرد و بعد از وصل به او آرامش نیافت معلوم می شود عشقش به او حقیقی نبوده و این همان معنای قرانی ایه ی شریفه" اَلا بِذِکر الله تطمئن القلوب" است،که در ادبیات عرفانی وارد گردیده است. اگر ما شخصی یا چیزی را پیدا کردیم که بعد از وصل به او ، نیارمیدیم و ندای"هَل مِن مَزید" سر دادیم ، معلوم می شود آنچه دنبالش بوده ایم ، رهزن است;نه معشوق حقیقی.معشوق حقیقی ذات اقدس اله است ، که انسن به لقای او به آرامش کامل می رسد.
منبع:کتاب بوی باران ،ص52


طبقه بندی: مقاله، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه نهم تیر 1390 توسط صابر میثاق | نظرات ()
1- نماز: فكر میكنم بهترین فیلتر شكن دنیا باشه كه خود خدا هم زیر این فیلتر شكن امضاء و مهر كرده... باور نداری ؟!
« انَ الصلاة تنهی عن فحشا و المنكر» سوره عنكبوت/44

2- ماه مبارك رمضان: این سری از فیلترشكن ها مدت زمان طولانی برای شما كاربرد دارد و حتی باعث میشود ویروس هایی كه با گناه وارد خود كرده اید قتل عام كند.

3- قرآن: فقط برای این  فیلتر شكن بگویم كه نظیرش اصلاً وجود ندارد همه متخصصان فیلتر شكنی ( پیامبران ) جلوی این كلام الهی زانو می زنند... برای اثر كردنش اول قدم ؛ خواندنش و فهمیدن ؛ و پله آخر عمل كردن به آن است.

4- محبت اهل بیت: متاسفانه این نوع فیلتر شکن ها همه جا پخش نشده اند و به گفته ی صاحبانشان استفاده از آن ها برای کسانی مفید است که: "واقعا به ما اعتقاد داشته و پیرو ما باشند".

5- اذكار: این ذكر باید توسط متخصصشان تجویز بشود.

اخطار اخطار !!!

در مورد این فیلتر شكن ها باید بگویم نسخه های تقلبی زیادی وجود دارد مواظب باشید.

دلیل فیلتر شكن !!! :
وقتی انسان گناه میكند به دلیل جهلشان به ازای هر گناه یك قدم از خدا دور میشود این فیلترها بر چشمانمان ؛ گوش هایمان ؛ و قلب ما سیطره می زند و اگركسی دچار این گناهان شد اگر به یكی از این فیلتر شكن ها وصل باشد ... ان شا الله ... به راه مستقیم هدایت می شود.

توجه !!! توجه !!!

از نسخه های اصلی و اورجینال استفاده كنید ؛ نه نسخه های كرك شده ؟!؟!




طبقه بندی: مقاله، 
(تعداد کل صفحات:9)      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره وبلاگ

ذکــر تعجیل فــــرج رمز نجات بشــــر است.....


ما بـــرآنیم که این ذکـــــر جهـــانی بشــــود.....
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
دانشنامه مهدویت
 
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان