فــــرج نزدیک است...
اللهم عجل لولیک الفرج
نوشته شده در تاریخ سه شنبه سوم خرداد 1390 توسط منتظر فرج | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

همانا ما کوثر را به تو اعطا کردیم پس برای پرودگارت نماز بخوان وقربانی کن .     سوره مبارکه کوثر   آیه 2-1

خداوند از خشم فاطمه خشمگین و به سبب خشنودی او خشنود می شود، فاطمه پاره تن من است، هر كس او را بیازارد مرا آزرده است آن كس كه با او دوستی ورزد با من دوستی ورزیده است. فاطمه قلب و روح من است، فاطمه بانوی زنان دو جهان است.            پیامبر اکرم (ص)

حضرت فاطمه زهرا (س) روز بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت ، در مکه بدنیا آمد ، ایشان وارث صفات بارز مادر گرامیشان خدیجه بود . در بخشش و بلند نظری وحسن تربیت وارث مادر بزرگوارش ودر سجایای ملکوتی وارث پدر بزرگوارش بود.

*فاطمه (س) در نگاه حضرت مهدی (س)

حضرت مهدی (عج ) که جهان را با ظهور و احکام نورانی خود متحول  می کند و عدالت را در تمام زمین حاکم می گرداند فرموده اند که : دختر رسول خدا برای من سرمشق و الگوی نیکویی  است . حضرت مهدی (عج ) حضرت فاطمه زهرا را الگو و اسوه خود در رفتار و برنامه  حکومتی  خود می داند .

فاطمه (س) در اندیشه امام خمینی رحمه الله علیه

حضرت امام خمینی (ره) از فرزندان حضرت زهرا(س) است و در مکتب او پرورش یافته و عمر شریف خویش را در اهداف والای اسلام واهل بیت(ع) سپری نموده است. هم زمانی میلاد امام خمینی و میلاد فاطمه زهرا(س) بر اهمیت این مناسبت، دو چندان، افزوده است. حضرت امام در برخی از پیام ها و سخنرانی های خود به ترسیم و توصیف شخصیت جاودانه فاطمه زهرا(س) پرداخته اند، اما به این نکته نیز باید توجه داشت که آنچه بیان کرده اند تنها اشاره به بخشی از فضایل بی پایان و وصف ناشدنی زهرای مرضیه(س) است، که تبیین همه آن، اصولا از قدرت بشر خارج است.

اینک سخنان حضرت امام را تحت عناوینی چند ، به شما خواننده گرامی تقدیم می داریم:

 

1 - فاطمه)س) مایه افتخار

دردنیایی که درآن زندگی می کنیم، از گذشته تا حال، انسان ها برحسب دیدگاه خود از جهان و انسان و زندگی، به اشیاء یا اشخاصی افتخار می کرده اند و آنها را مایه فخر و مباهات خود دانسته اند، اما حضرت امام، فاطمه زهرا( س) را مایه افتخار می دانند.

الف( افتخار جهان هستی

روز پر افتخار ولادت زنی است که از معجزات تاریخ و افتخارات عالم وجود است.

"زنی که عالم به او افتخار دارد."

ب) افتخار خاندان وحی

"زنی که افتخار خاندان وحی، و چون خورشیدی بر تارک اسلام می درخشد."

"تاریخ اسلام گواه احترامات بی حد رسول خدا(ص) به این مولود شریف است."

ج) افتخار پیروان او

"برای زن ها کمال افتخار است که روزتولد حضرت صدیقه را روز زن قرار داده اند، افتخار است و مسؤولیت."

 

 -2فاطمه (س) تجلی کمال است.

" تمام هویت انسانی در او جلوه گر است. "

" تمام ابعادی که برای زن و برای یک انسان متصور است در فاطمه زهرا(س) جلوه کرده و بوده است. "

"یک انسان به تمام معنی انسان، تمام نسخه انسانیت ، تمام حقیقت زن، تمام حقیقت انسان، ... تمام حیثیت زن، تمام شخصیت زن ، فردا[ روز میلاد] موجود شد."

"تمام هویت های کمالی که در انسان متصور است و در زن تصور دارد، تمام، در این زن است."

 

-3 مقامات معنوی حضرت زهرا(س(

الف) " نور او قبل از خلقت بشر آفریده شده است."

"اصولاً رسول اکرم(ص) و ائمه) علیهم السلام) طبق روایاتی که داریم قبل از این عالم ، انواری بوده اند در ظل عرش... و مقاماتی دارند الی ماشاءالله... چنانکه به حسب روایات این مقامات معنوی برای حضرت زهرا(س) هم هست.

ب) موجودی ملکوتی و جبروتی

"او [ فاطمه زهرا] موجود ملکوتی است که در عالم انسان ظاهر شده است، بلکه موجود الهی جبروتی در صورت یک زن ظاهر شد است."

" معنویات، جلوه های ملکوتی، جلوه های الهی، جلوه های جبروتی، جلوه های ملکی و ناسوتی همه در این موجود است."

ج) مجمع اوصاف انبیاء(ع)

"فردا [ روز ولادت فاطمه زهرا[ همچون زنی متولد می شود که تمام خاصه های انبیاء در اوست."

د) تسبیحات فاطمه زهرا بهترین تعقیبات نماز

"و ازجمله تعقیبات شریفه، تسبیحات صدیقه طاهره (س) است که رسول خدا(ص) ، آن را به فاطمه (س) عطا فرمود. از حضرت صادق (ع) مرویست که این تسبیحات در هر روز، در تعقیبات هر نمازی پیش من محبوب تر است ازهزار رکعت نماز در هر روز.

و) مراوده با جبرئیل، بالاترین فضیلت زهرا(س)

"من راجع به حضرت صدیقه (س) خودم را قاصر می دانم ذکری بکنم، فقط اکتفا می کنم به یک روایت که در کافی شریفه است و با سند معتبر نقل شده و آن روایت این است که حضرت صادق (ع) می فرماید:

فاطمه (س) بعد از پدرش 75 روز زنده بودند، در این دنیا بودند و حزن و شدت بر ایشان غلبه داشت و جبرئیل امین می آمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت عرض می کرد و مسائلی از آینده نقل می کرد.

ظاهر روایت این است که در این 75  روز ، مراوده ای بوده است  یعنی رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است و گمان ندارم که غیر از طبقه اول از انبیاء عظام درباره کسی اینطور وارد شده باشد... مساله آمدن جبرئیل برای کسی یک مسأله ساده نیست ، خیال نشود که جبرئیل برای هر کسی می آید و امکان دارد بیاید، این یک تناسب لازم است بین روح آن کسی که جبرئیل می خواهد بیاید و مقام جبرئیل که روح اعظم است، چه ما قائل بشویم به این که قضیه ی  تنزل جبرئیل ، به واسطه روح اعظم خود این ولی است یا پیغمبر است، او تنزیل می دهد او را و وارد می کند تا مرتبه پایین، یا بگوییم که خیر، حق تعالی او را مأمور می کند که برو و این مسایل را بگو... تا تناسب مابین روح این کسی که جبرئیل می آید پیش او و بین جبرئیل که روح اعظم است نباشد، امکان ندارد این معنا، و این تناسب بین جبرئیل که روح اعظم است و انبیاء درجه اول بوده است مثل رسول خدا و موسی و عیسی و ابراهیم و امثال اینها، بین همه کس نبوده است... در هر صورت من این شرافت و فضیلت را از همه فضایلی که برای حضرت زهرا ذکر کرده اند، با این که آنها هم فضایل بزرگی است، این فضیلت را من بالاتر از همه می دانم... و این از فضایلی است که مختص حضرت صدیقه (س) است. "

سخنانی گوهربار در مورد مادر:

بهشت زیر قدمهای مادران است .   پیامبر اکرم «ص»

حق مادرت بر تو این است که بدانی او تو را در جایی حمل کرده است که هیچ کس حمل نمی کند و از میوه دلش آن به تو داد که هیچ کس به دیگری نمی دهد .     امام سجاد «ع»

خداوند به سپاسگزاری از خود پدر و مادر فرمان داده است از پدر و مادرش سپاس گزاری نکند ، خداوند را سپاس نگفته است . امام رضا «ع»

ما به انسان سفارش کردیم که به پدر ومادرش نیکی کند ، مادرش او را با رنج حمل کرد وبا رنج بر زمین نهاد .    سوره مبارکه احقاف ، آیه 15

*برگرفته از سایت www.aviny.com  




طبقه بندی: شعر،  مقاله، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390 توسط منتظر فرج | نظرات ()

محمد بن حنفیه در دیدگاه برخی از مردم، همان ویژگی هایی را داشت که در احادیث نقل شده بود. مثلاً نام او محمد و کنیه اش، ابوالقاسم بود. علاوه بر آن با صدور اجازه نامه ای به مختار، ظاهراً انتقام امام حسین (ع) را نیز ستاند. همین موضوعات برخی مردم را دور او جمع کرد، با اینکه خود ابن حنفیه، هیچ ادعایی نداشت.

نخستین فرقه ای که صفوف منظم شیعیان را دو پاره کرد، فرقه ی «کیسانیه» بود که در زمان امام سجاد (ع) ایجاد شد. آنها معتقد بودند که محمد بن حنفیه، فرزند امام علی (ع)، مهدی منتقم است.

خوب است بدانیم که بیشترین احادیث درباره ی امام زمان (عج)، از زبان پیامبر اکرم (ص) نقل شده است. در برخی از این روایات تصریح شده است که مهدی منتقم (ع)، نهمین فرزند از نسل امام حسین (ع) است. علاوه بر آن، نام حضرت و کنیه ی حضرت، که همانند رسول اکرم (ص) است نیز به کرّات در احادیث مشاهده می شود. پس از پیامبر اکرم (ص)، ائمه ی معصومین (ع) به مسئله ی مهدویت، بارها و بارها اشاره کردند و در زمان امام سجاد (ع)، که مسئله ی انتقام، جان گرفته بود، بیش از پیش مطرح شد.

چرا محمد بن حنفیه؟

محمد بن حنفیه در دیدگاه برخی از مردم، همان ویژگی هایی را داشت که در احادیث نقل شده بود. مثلاً نام او محمد و کنیه اش، ابوالقاسم بود. علاوه بر آن با صدور اجازه نامه ای به مختار، ظاهراً انتقام امام حسین (ع) را نیز ستاند. همین موضوعات برخی مردم را دور او جمع کرد، با اینکه خود ابن حنفیه، هیچ ادعایی نداشت.

علاوه بر آن حس انتقامی که در درون مردم شراره می کشید، آنها را میان عقل و احساس گیر می انداخت. همین شد که نخستین فرقه با نام «کیسانیه» از دل شیعیان جدا شد.

مردم از کجا می فهمیدند؟

آنچه مردم در زمان امام سجاد (ع) به آن بی توجه بودند، احادیثی بود که تصریح می کرد، مهدی منتقم (ع) که جهان را پر از عدل و داد می کند، دوازدهمین امام است و فرزند حسن عسکری است. علاوه بر آن، در احادیث بارها و بارها اشاره شده بود که حضرت مهدی (ع) از نسل امام حسین (ع) است.

با این که در این زمان، امام سجاد (ع) تلاش بسیاری کردند که مهدی واقعی را به مردم بشناسانند، اما برخی از کسانی که گوش به حرف امام زمان خود نمی دادند از راه حق، منحرف شدند.

در این جا اشاره ای می کنیم که به برخی از احادیثی که مردم از زبان امام سجاد (ع) شنیدند و به آن عمل نکردند:

1. جز معصوم احدی شایسته ی امامت نیست و چون عصمت یک نشانه ی ظاهری نیست که همگان از آن آگاه گردند، امام باید از سوی خداوند تعیین و اعلام شود. (1)
2.   قائم ما ولادتش از مردم مخفی می شود تا جایی که می گویند: "هنوز متولد نشده است." تا هنگامی که ظهور می کند بیعت کسی در گردن او نباشد. (2)
3. خدایا قائم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم را برای یاری دینت و اظهار برهانت و برپائی فرمانت و پاکیزه ساختن زمینت از آلودگیهای آن، بر انگیز و ظهورش را برسان! (3)



پی نوشت:
1. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 92؛ به نقل از امام زمان علیه السلام در کلمات و دعاهای امام سجاد علیه السلام، سید جواد حسینی
2. همان
3. الصحیفة السجادیة الجامعة، ص400

منابع:
1. حسینی، سید جواد، امام زمان علیه السلام در کلمات و دعاهای امام سجاد علیه السلام
2. صحیفه ی سجادیه
3. سایت پژوهشکده ی باقرالعلوم، مقاله ی «کیسانیه» به قلم سید حسین میرنور الهی



طبقه بندی: مقاله، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 توسط منتظر فرج | نظرات ()

امیرالمومنین (ع) در نامه ای به والی بصره نوشتند: آری از آن چه آسمان بر آن سایه افكنده است، فدك در دست ما بود. مردمی بر آن بخل ورزیدند و مردمی سخاوتمندانه از آن چشم‌ پوشی كردند.










** موقعیت جغرافیایی فدك
فدك دهكده ای در شمال مدینه بود كه تا آن شهر دو یا سه روز راه فاصله داشت. این دهكده در شرق خیبر و در حدود هشت فرسنگی آن واقع بود و ساكنانش همگی یهودی شمرده می شدند. امروزه فاصله خیبر تا مدینه را حدود 120 یا 160 كیلومتر ذكر می كنند.

** فدك و رسول خدا (ص)
درسال هفتم هجرت، پیامبر خدا (ص) برای سركوبی یهودیان خیبر كه علاوه بر پناه دادن به یهودیان توطئه گر رانده شده، از مدینه به توطئه و تحریك قبایل مختلف علیه اسلام مشغول بودند، سپاهی به آن سمت گسیل داشت و پس از چند روز محاصره، دژهای آن راتصرف كرد.
پس از پیروزی كامل سپاه اسلام - با آن كه اختیار اموال و جان های شكست خوردگان همگی در دست پیامبر (ص) قرار داشت، رسول خدا (ص) با بزرگواری تمام، پیشنهاد آنان را پذیرفت و به آن ها اجازه داد نصف خیبر را در اختیار داشته باشند و نصف دیگر از آن مسلمانان باشد. بدین ترتیب، یهودیان در سرزمین خود باقی ماندند تا هر ساله نصف درآمد خیبر را به مدینه ارسال دارند.
با شنیدن خبر پیروزی سپاه اسلام، فدكیان كه خود را همدست خیبریان می دیدند، به هراس افتادند اما وقتی خبر برخورد بزرگوارانه پیامبر (ص) با خیبریان را شنیدند، شادمان شدند و از رسول خدا (ص) خواستند با آنان همانند خیبریان رفتار كند كه پیامبر خدا (ص) این درخواست را پذیرفت.

** تفاوت فقهی حكم خیبر و فدك
ظاهرا رفتار رسول خدا درباره فدك و خیبر یكسان است ولی در واقع حكم فقهی این دو سرزمین متفاوت است چون مناطقی كه به دست مسلمانان تسخیر می شود، دو گونه است:
اول مكان های كه با جنگ و نیروی نظامی گشوده می شود: این سرزمین ها كه در اصطلاح 'مفتوح العنوة ' (گشوده شده با قهر و سلطه) خوانده می شود، به منظور تقدیر از تلاش جنگجویان مسلمان در اختیار مسلمانان قرار می گیرد و رهبر جامعه اسلامی چگونگی تقسیم یا بهره برداری از آن را مشخص می سازد كه منطقه خیبر، جز دو دژ آن به نام های 'وطیح ' و 'سلالم' ،این گونه بود.
دوم مكان هایی كه با صلح گشوده می شود. یعنی مردم منطقه ای با امضای پیمان صلح، خود را تسلیم می كنند و دروازه های شهر خود را به روی مسلمانان می گشایند.
قرآن كریم اختیار این نوع سرزمین ها را تنها به شخص رسول خدا (ص) سپرده است و سایر مسلمانان در آن هیچ حقی ندارند. فدك و دو دژ پیش گفته خیبر این گونه فتح شد. بنابراین، مالكیت آن در اختیار شخص رسول خدا (ص) قرار گرفت.
طبری مورخ بزرگ می گوید: فدك ملك خالص پیامبر خدا (ص) بود. زیرا مسلمانان آن را با سواره نظام و پیاده نظام نگشودند.

** ارزش اقتصادی فدك
درباره ارزش اقتصادی فدك بسیار سخن گفته اند. برخی از منابع شیعی درآمد سالیانه آن را بین 24 هزار تا 70 هزار دینار نوشته اند و برخی دیگر، نصف در آمد سالیانه آن را 24 هزار دینار نگاشته اند.
ابن ابی الحدید معتزلی نقل می كند كه ارزش درختان خرمای این ناحیه برابر با ارزش درختان خرمای شهر كوفه در قرن هفتم بود.
به نظر می رسد می توان تا حدودی ارزش واقعی اقتصادی فدك را از یك گزارش تاریخی زمان خلافت عمربن خطاب فهمید. یعنی وقتی خلیفه دوم تصمیم گرفت فدكیان یهودی را از شبه جزیره عربستان اخراج كند، دستور داد نصف فدك را كه سهم آنان بود، از نظر زمین و درختان و میوه ها قیمت گذاری كنند. كارشناسان ارزش آن را 50 هزار درهم تعیین كردند و عمر با پرداخت این مبلغ به یهودیان فدك، آن ها را از عربستان بیرون راند.

** اعطای فدك به حضرت زهرا (س)
چنانكه در روایات فراوان شیعه و اهل سنت آمده است، رسول خدا (ص) در زمان حیات خود فدك را به فاطمه زهرا(س) واگذار كردند و این سه سال قبل از رحلت پیامبر بود؛ یعنی همان ایامی كه فدك به تصرف آن حضرت درآمد.
طبرسی در مجمع البیان، ذیل تفسیر آیه: ' وَآتِ ذَا الْقُرْبَی حَقَّهُ وَالْمِسْكِین وَابْن السَّبِیلِ' از امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) و نیز ابوسعید خدری چنین روایت می كند: ' همینكه آیه كریمه به پیامبر(صلی الله علیه وآله) دستور داد حقّ ذوی القربی؛ یعنی خویشاوندان پیامبر و مسكین و در راه مانده را بدهد، آن حضرت فدك را به فاطمه(سلام الله علیها)داد و سه سال قبل از وفات حضرتش در دست فاطمه بود.
همین مطلب را سیوطی در درّالمنثور از ابی سعید خدری نقل كرده است: 'چون آیه شریفه نازل شد پیامبر(صلی الله علیه وآله) فاطمه(علیها السلام) را فراخواند و فدك را به او داد.'

** غصب فدك
حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) در نامه ای به والی بصره می نویسند :' آری از آن چه آسمان بر آن سایه افكنده است، فدك در دست ما بود. مردمی بر آن بخل ورزیدند و مردمی سخاوتمندانه از آن چشم‌ پوشی كردند.'
به نظر می رسد اقدام دستگاه حاكمه نیز در غصب فدك همان هدف را تعقیب می كرد كه اشاره شد و آن تهی دست نمودن خاندان پیامبر از بنیه مالی بود.

** اختلاف حضرت زهرا (س) با حكومت بر سر فدك چگونه بود؟
گزارش های منابع شیعی و سنی نشان می دهد حضرت زهرا (س) و حكومت هر یك دو ادعا درباره فدك داشتند :
الف) ادعاهای حضرت زهرا (س)
چنان كه نزد شیعیان مشهور است، حضرت زهرا (س) فدك را ملك خود می دانست و برای اثبات مالكیت خود دو راه بخشش و ارث را به پیگیری كرد.
ابتدا آن حضرت اعطای فدك از طرف رسول خدا به خود را یاد آور و خواستار باز پس گرفتن این سرزمین از حكومت وقت شد اما وقتی از این راه به نتیجه ای نرسید و حكومت شهادت گواهان حضرت زهرا (س) را نپذیرفت، ایشان از راه دیگر وارد شد و از حكومت خواست میراث پدرش را كه فدك نیز بخشی از آن است، به او واگذار كند و در این مورد به نص آیه قرآن درباره ارث متمسك شد كه می فرماید : خداوند به شمار درباره [ارث] فرزندانتان سفارش می كند كه سهم پسر دو برابر دختر است . . . '
ابوبكر در برابر این آیه چنان استدلال كرد كه انبیا از خود ارث باقی نمی گذارند. حضرت زهرا (س) فرمود: چگونه است كه هر گاه تو درگذشتی فرزندانت از تو ارث می برند اما ما از رسول خدا (ص) ارث نمی بریم؟ ! آن گاه به آیات دیگر قرآن كه در موارد مختلف از ارث پیامبران گذشته سخن به میان آورده است،مانند آیه ششم سوره مریم و آیه شانزدهم سوره نمل تمسك جست.
در آیه ششم سوره مریم، حضرت زكریا بیان می دارد كه 'خداوندا، من از خویشانم كه پس از من وارثانم خواهند شد، بیمناكم . . . پس فرزندی به من عطا كن كه از من و آل یعقوب ارث برد .' در آیه شانزدهم سوره نمل از ارث بردن سلیمان پیامبر، از پدرش داوود پیامبر سخن به میان آمده است.
ب) ادعاهای حكومت!
حكومت در مقابل حضرت (س) عمدتا دو ادعا مطرح كرد:
1- صدقه بودن فدك
معنای این عبارت آن است كه پیامبر اكرم (ص) فدك را به كسی نبخشید و با آن به گونه صدقه جاریه برخورد كرد .یعنی رسول خدا (ص) از درآمد فدك زندگانی شخصی حضرت فاطمه زهرا (س) و دیگر بنی هاشم را تامین می كرد و مازاد آن را در راه خدا به مصرف می رساند.
از آن جا كه ابوبكر خود را جانشین مشروع پیامبر اكرم (ص) می دانست، می خواست با در اختیار گرفتن فدك، این مشروعیت ادعایی را برای همگان به اثبات برساند و چنان اعتقاد داشت كه چشم پوشی از این زمین نوعی خلل در مشروعیت حكومتش پدید می آورد .
2 - حدیث نفی ارث پیامبران
منظور از این حدیث، روایتی است كه ابوبكر آن را از پیامبر اكرم (ص) چنین نقل كرد: 'ما جماعت پیامبران از خود ارث باقی نمی گذاریم . هر چه از ما ماند، صدقه است '.
درباره این حدیث باید یادآور شد:
1- تا آن زمان این حدیث را جز ابوبكر هیچ كس نشنیده بود. بسیاری از محدثان نیز بر این نكته اتفاق نظر دارند كه راوی این حدیث تنها ابوبكر بود . البته بعدها پشتیبانانی چون مالك بن اوس یافت و در دهه های بعد عمر، زبیر، طلحه و عایشه نیز در شمار مؤیدان آن جای گرفتند.
2 - ابوبكر با نقل این حدیث ناقل سخن پیامبر اكرم (ص) بود و در طرف مقابل، حضرت فاطمه (س) و حضرت علی (ع) و ام ایمن ناقل سخن و كردار پیامبر اكرم (ص) مبنی بر بخشش فدك بودند . بدیهی است باتوجه به فزونی شمار ناقلان در این سمت و نیز شخصیت آن ها كه بیش ترین تاییدات را از سوی پیامبر اكرم (ص) دارایند، باید قول آن ها بر قول ابوبكر مقدم شود.
3 - این حدیث با آیات متعددی از قرآن كه در آن میراث انبیا مطرح شده است، منافات دارد و بدیهی است نمی توان تنها با یك حدیث در مقابل این آیات صریح ایستادگی كرد.
4 - اگر طبق این حدیث معتقد شویم پیامبر اكرم (ص) هیچ گونه مالی به ارث نگذاشت، چگونه است كه طبق نقل اهل سنت بعضی از اموال آن حضرت (ص) مانند وسایل شخصی و نیز حجره های آن حضرت (ص) به ارث می رسید.


طبقه بندی: عکس،  مقاله، 
نوشته شده در تاریخ شنبه هفتم اسفند 1389 توسط منتظر فرج | نظرات ()
جبرییلی، غلام سرور (1306-1376 ه‍ـ. ش)

حاج شیخ غلام سرور جبرئیلی فرزند آخوند علی محمد جبرئیلی، از علمای هرات بود و در اواخر عمر در مشهد به ارشاد مهاجرین افغانی اشتغال داشت. وی سال 1306 هـ ش در روستای جبرئیل از توابع هرات افغانستان در خانواده‎ای روحانی به دنیا آمد. پدرش را در 13 سالگی از دست داد و تحصیل علوم دینی را تا سطوح عالی از محضر آقا میرآقا فاضل‌زاده و حاج شیخ محمد طاهر قندهاری و دیگر فضلای هرات فراگرفت.

پارسایی او موجب شد به پیشنهاد جمعی از شیعیان هرات از سوی آیات عظام حکیم شاهرودی، خویی، امام خمینی (قدس‌سره) و مراجع دیگر به نمایندگی برگزیده شود. ایشان در هفتادمین سال حیات پربار خود، روز جمعه 28 شهریور 1376 ه‍ـ. ش در مشهد درگذشت و در صحن جمهوری اسلامی بارگاه ملکوتی امام رضا (علیه‎السلام) دفن شد.


خادمی اصفهانی، سیدحسین (1280-1363 ه‍. ش)

آیت‌الله حاج سیدحسین خادمی اصفهانی، فرزند سیدابوجعفر فرزند آقا سیدصدرالدین عاملی، که نسبت خانوادگی وی به امام موسی‎بن جعفر (علیه‎السلام) می‌رسد، از علما و فقهای بنام و رییس حوزه علمیه اصفهان بود. وی روز جمعه سوم شعبان 1319 ه‍.ق / 1280 ه‍ـ. ش متولد شد.

وی مقدمات را نزد حاج شیخ علی یزدی و آقا میرزا اردستانی و آقا میرزا احمد اصفهانی؛ و رسائل شیخ انصاری را خدمت آخوند ملاعبدالکریم جزی و حاج میرزا سیدعلی نجف‌آبادی؛ و سطح و کفایه را در محضر آیت‌الله سیدمحمد نجف‌آبادی فرا گرفت و دوره خارج را نزد آیت‌الله حاج میرزا محمدصادق یزدآبادی حضور یافت.

 سپس به نجف رفت و خارج فقه و اصول را از محضر آیات میرزا حسین نائینی، سیدابوالحسن اصفهانی و آقا ضیاء عراقی بهره برد و کلام را در حلقه درس آیت‌الله شیخ جواد بلاغی و رجال و درایه را از آیت‌الله آقا سیدابوتراب خوانساری آموخت.

ایشان پس از یک دوره بیماری طولانی، صبح روز بیستم اسفند 1363 در 86 سالگی در اصفهان دار فانی را وداع گفت. جنازه ایشان پس از انتقال به مشهد، عصر روز 21 اسفند از مسجد ملاهاشم با شرکت گسترده مردم و علما تا حرم مطهر امام رضا (علیه‎السلام) تشییع و در محل دارالسلام دفن شد.

سبزواری، حسین (1309-1386 ه‍.ق)
آیت‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به «فقیه سبزواری»، فرزند آیت‌الله میرزا موسی (1265-1337 ه‍.ق) سوم رمضان 1309 ه‍.ق در شهر سامرا به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍.ق همراه پدر خود آیت‌الله میرزا موسی به سبزوار رفت و در آن‎جا به تحصیل علوم دینی پرداخت.

وی در سال 1326 ه‍.ق برای ادامه تحصیل وارد مشهد شد و در مدرسه فاضل‌خان حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون حاج شیخ حسن برسی، میرزا محمدباقر مدرس رضوی، میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری، حاج میرزاحسین از شاگردان میرزای شیرازی و حاج میرزااسماعیل مجتهد، علم آموخت.

 وی شعبان سال 1331 ه‍.ق با دختر میرزا حسین صدرالعلماء (1295-1329 ه‍.ق) یکی از علمای برجسته سبزوار، ازدواج کرد و شش سال در سبزوار اقامت گزید. در این مدت ضمن تدریس، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد افتخارالحکما، شاگرد کم‎مانند حاج ملا هادی سبزواری، فرا گرفت و سال 1338 هـ. ق، پس از فوت پدر و طبق وصیت او، برای ادامه تحصیل به نجف رفت و فقه و اصول را نزد آیات میرزا حسین نائینی، سیدابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاء عراقی و حاج سیدمحمد فیروزآبادی فرا گرفت و از همه اساتید خود اجازه اجتهاد دریافت کرد و به «فقیه سبزواری» اشتهار یافت.

وی روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍.ق/ 1345 ه‍ـ. ش در 77 سالگی راه ناهموار دنیای مادی را به آخر رساند و روحش به دار قرار پر گشود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاک سپرده شد. «هدایه الانام» رساله عملی اوست و کتاب «مناسک حج» وی نیز به چاپ رسیده است.


دامغانی، محمد کاظم (1316-1401 ه‍.ق)

آیت‌الله حاج شیخ محمد کاظم مهدوی دامغانی، فرزند آخوند ملا علی‎اکبر، در جمادی‎الثانی 1316 ه‍.ق در روستای شمس‌آباد دامغان، به دنیا آمد. در کودکی پدر و مادر خود را از دست داد. پس از فراگیری مبانی علوم دینی به مشهد آمد.

 نزد میرزا عبدالجواد معروف به ادیب نیشابوری و نیز فاضل بسطامی با علوم ادبی آشنا شد. سپس قوانین را نزد مرحوم شهرستانی و سطوح عالیه را در خدمت علمای اعلام: شیخ حسن برسی شیخ محمد قوچانی و شیخ محمد نهاوندی که هر سه از شاگردان برجسته آخوند خراسانی بودند، فرا گرفت.

 مرحوم دامغانی از سال 1336 ه‍.ق در مشهد حوزه درس قوانین، شرایع، ریاض، رسائل، مکاسب و کفایه داشت و از سال 1356 ه‍.ق پس از واقعه مسجد گوهرشاد در منزل خود منزوی شد و هیچ شغلی را اعم از تدریس در دانشگاه یا فعالیت‌‎‎های قضایی نپذیرفت؛ هرچند در بازسازی حوزه مشهد پس از شهریور 1320 ه‍ـ. ش از فعالان بود. ایشان در دهم تیر سال 1360 ه‍ـ.ش/ 27 شعبان 1401 ه‍.ق در مشهد درگذشت و در دارالزهد حرم به خاک سپرده شد.

طباطبایی قمی، سیدمهدی (متوفی: حدود 1358 ه‍ـ. ش)

آیت‌الله حاج سیدمهدی قمی فرزند آیت‌الله العظمی حاج آقا حسین قمی است. وی در مشهد به دنیا آمد، ادبیات را در خدمت میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری فرا گرفت و فقه و اصول را بیشتر نزد پدر آموخت و به درجه اجتهاد رسید.

ایشان بعد از واقعه مسجد گوهرشاد که در سال 1314 ه‍ـ. ش اتفاق افتاد، همراه پدر به عتبات مهاجرت کرد و در کربلا رحل اقامت افکند. پس از درگذشت آیت‌الله العظمی سیدابوالحسن اصفهانی و رفتن حاج آقا حسین قمی به نجف، ایشان در کربلا ماند. به‎جای پدر نماز می‌خواند، روز‎‎ها تدریس  داشت، حوزه علمیه کربلا را با درایت کامل اداره می‌کرد. بعد از انقلاب عراق و روی کار آمدن حزب بعث به لبنان رفت و اوایل پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در حالی‎که بیش از 70 سال عمر داشت، به تهران آمد و پس از چند روز درگذشت و جنازه‌اش را به مشهد انتقال دادند و در وسط ایوان طلای صحن عتیق حرم امام رضا (علیه‎السلام) به خاک سپردند. آیت‌الله حاج سیدمهدی قمی به زهد و تقوا و پرهیزکاری اشتهار داشت و صاحب فضیلت و کرامت بود.

فاضل خراسانی، محمدعلی (متوفی: 1342 ه‍.ق)

ملا محمدعلی فاضل، فرزند مولی عباسعلی فرزند شیخ حسن سودخروی سبزواری، یکی از اساتید عالیقدر حوزه علمیه مشهد و از اکابر علمای اسلام در قرن 14 ه‍.ق به شمار می‌رود. او در فقه و اصول و تفسیر و حکمت و فلسفه الهی اعم از حکمت مشاء و اشراق و حکمت متعالیه، استاد مسلم بود.

در علم کلام و آثار و اخبار وارد از ائمه شیعه در اصول عقاید، تبحر داشت و در دوران طلبگی کتاب‌‎‎های ادبی را تدریس می‌کرد و از طبع شعر به هر دو زبان فارسی و عربی برخوردار بود. با علمایی که قوانین مشروطه را به تمام معنی اسلامی می‌دانستند، موافق نبود. معروف است مشروطه‌چی‌‎‎ها وقتی او را ترور کردند، با این‎که چند تیر به او اصابت کرده بود، هیچ بیمناک نبود و این در حالی بود که سن او از 70 سال تجاوز می‌کرد.

او در زمان آصف‌الدوله شاهسون به کلات و درگز تبعید شده بود. حاجی فاضل، روز ششم و به نقلی روز هفتم ربیع‌الاخر 1342 ه‍.ق در مشهد به رحمت حق واصل شد و در مقبره مرحوم آیت‌الله خالصی، واقع در حجره عقب صفه غربی دارالسیاده حرم امام هشتم (علیه‎السلام) دفن شد. از حاجی فاضل، شرح دعای عرفه با مقدمه استاد سیدجلال‌الدین آشتیانی در شمار انتشارات بنیاد پژوهش‎‎های اسلامی به چاپ رسیده است.

هاشمی‎نژاد، سیدعبدالکریم (1311-1360 ه‍ـ. ش)

مجاهد شهید سیدعبدالکریم هاشمی‌نژاد که یکی از چهره‎‎‎های روحانیت مبارز است، در سال 1311 هجری شمسی در بهشهر متولد شد. در اوایل نوجوانی به روستای کوهستان بهشهر رفت و در خدمت حضرت آیت‌الله کوهستانی به تحصیل پرداخت. در نهضت 15 خرداد، هاشمی‌نژاد به پیام امام لبیک گفت. در شب 15 خرداد، شبی که سپیده‌دم آن آغاز حماسه انقلاب اسلامی را رقم زد، او جزو اولین دستگیرشدگان بود.

پس از پایان یافتن دومین دوره دستگیری‌اش به مبارزات خود بعد تاز‎ه‎ای بخشید و همچنین حوزه درس فقه و اصول او مرتبا دایر بود. استاد شهید که در مشهد در هیچ مکانی حق منبر رفتن و سخنرانی نداشت، در این مدت توانست در شهرستان‌‎‎های مختلف ایران سخنرانی‌‎‎های تکان‌دهنده‎ای ترتیب دهد و هیچ‎گاه دست از فعالیت و روشن کردن مردم و برملا ساختن جنایات رژیم شاه برنداشت؛ تا این‎که بار دیگر در سال 1350 پس از ده شب سخنرانی مستمر پیرامون علت عقب‌ماندگی مسلمین، در یکی از مساجد شیراز دستگیر و زندانی شد و سپس برای همیشه در سرتاسر کشور ممنوع‌المنبر شد. او در مدتی که نمی‌توانست منبر برود، به نشر آثار قلمی پرداخت.

برخی از آثار او عبارتند از: مناظره دکتر و پیر، درسی که حسین به انسان‎‎ها آموخت، تقریرات اصول آیت‌الله شیخ علی کاشانی، هستی‌بخش، رهبران راستین، مسائل عصر ما، قرآن و کتاب‎‎های دیگر آسمانی، مشکلات مذهبی روز، راه سوم بین کمونیزم و سرمایه‌داری، ولایت فقیه، زهرا (علیه‎السلام) و مکتب مقاومت.

 شهید هاشمی‌نژاد و حضرت آیت‌الله خامنه‎ای رهبر انقلاب و حضرت آیت‌الله طبسی تولیت عظمای آستان قدس رضوی، مثلث مقاومتی را به‎وجود آوردند که در اواخر دوران رژیم پهلوی همواره در کنار یکدیگر در شهر مقدس مشهد برای آزادی و ر‎‎هایی مردم از چنگ استبداد فعالیت داشتند.

شهید هاشمی‌نژاد روز 18 تیر ماه 1354 به اتهام اقدام علیه امنیت کشور، همراه آیت‌الله واعظ طبسی و تنی چند از مبارزین، دستگیر و روز دوم دی‌ماه 1354 به دو سال زندان محکوم شد. ایشان بدون تردید یکی از گردانندگان اصلی انقلاب اسلامی در مشهد بود تا این‎که روز 7 مهر 1360 به‎دست منافقان به شهادت رسید و روز 8 مهر در محل دارالسلام حرم مطهر به خاک سپرده شد.


تبریزی، غلامحسین (1260-1359 ه‍ـ. ش)

مرحوم آیت‌الله حاج شیخ غلامحسین تبریزی معروف به «شیخ غلامحسین ترک» به سال 1260 ه‍ـ. ش (1303 ه‍.ق) در یکی از روستا‎‎های شبستر، در خانواد‎‎ه‌ای مذهبی، چشم به جهان گشود. در مدرسه طالبیه تبریز به تحصیل پرداخت و پس از اتمام سطح برای ادامه تحصیلات به نجف رفت و آن‎جا اصول را نزد آخوند ملا محمدکاظم خراسانی و فقه را در محضر حاج سیدمحمد کاظم یزدی و شریعت اصفهانی فراگرفت.

پس از بازگشت به تبریز به فعالیت‌‎‎های مذهبی روی آورد و «جمعیت دیانت اسلامی» را در سال 1343 ه‍.ق تأسیس کرد و معارف اسلامی را به سبکی نو در میان جمعیت تدریس می‌کرد. گفتار ایشان در نشریه‎ای به نام «تذکرات دیانتی» هر 15 روز یک‎بار منتشر می‌شد.

 نخستین شماره این نشریه اول جمادی‌الاولی 1345 ه‍.ق در شهر تبریز به چاپ رسید و انتشار آن چند سال دوام آورد. از مبارزات سیاسی غافل نبود و در جریان کلاه پهلوی در سال 1311 ه‍ـ. ش، حاج شیخ به مبارزه علیه اتحاد شکل و مظالم رضاخان پرداخت، ولی حرکت او سرکوب شد و خود وی پس از مدتی زندگی مخفی، به کربلا مشرف شد و مدتی آن‎جا اقامت کرد و پس از آرام شدن اوضاع به تبریز برگشت.

 در نهضت گوهرشاد مشارکت داشت و پس از شهریور 1310 به منظور مقابله با اندیشه‎‎‎های سیداحمد کسروی که از تبریز با او آشنا بود، به انتشار تذکرات دینی در مشهد دست زد. بعد از ترور نافرجام کسروی، شهید نواب صفوی به مشهد آمد و با کمک حاج شیخ مدتی در یکی از روستا‎‎های اطراف مشهد مخفی شد.

در جریان شهادت نواب، مرحوم تبریزی برای او چهلم گرفت و مسئولیت یکی از شاخه‎‎‎های فدائیان اسلام را که به نام مبارزان اسلام خوانده می‌شد، خود به عهده گرفت. حاج شیخ در مبارزات 15 خرداد سال 42 نیز فعال بود و فعالیت‌‎‎های سیاسی خود علیه نظام شاهنشاهی را تا سال 1357 ادامه داد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نماز جمعه تا سال 1359 به امامت ایشان در مسجد گوهرشاد اقامه می‌شد و تا زمانی که زنده بود، امام برای کسی حکم امامت جمعه را در مشهد صادر نکرد.

وی روز اول شعبان 1400 ه‍.ق / 25 خرداد سال 1359 در 97 سالگی دعوت حق را پاسخ داد و به سرای ابدی شتافت و در قسمت شمالی دارالسلام حرم امام هشتم (علیه‎السلام) دفن شد. آثار علمی زیادی از مرحوم آیت‌الله حاج شیخ غلامحسین تبریزی برجای مانده است. راهنمای حقیقت، اصول مهذبه، الدروس الدینیه در 9 جلد، گوهر‎‎های درخشان، ندای راستی، انوار لامعه، الدرر الثمینه، ترجمه اعتقادت مفید و ترجمه وجوه اعجاز قرآن علامه بلاغی در شمار آثار قلمی ایشان هستند.

ناظر، محمد صادق (متوفی: 1300 ه‍.ق)

میرزا محمدصادق فرزند میرزا محمدکاظم و نوه میرزا ابراهیم ناظر از سادات رضوی و نیز از علما و صلحا و دانشمندان قرن سیزدهم هجری قمری است. وی ابتدا در مشهد به تحصیل علوم و تکمیل صفات حسنه پرداخت و چندی در محضر عالم بزرگوار سیدمحمد قصیر علم فقه و اصول و ریاضیات و بخصوص حساب را آموخت.

 سپس به نجف اشرف رفت و از علمای آن‎جا مانند صاحب جواهر و شیخ العراقین شیخ جعفر کاشف‌الغطاء اجازه‎ای که شامل اجتهاد و مراتب علم و فضل و دیانت و وثوق او بود، دریافت کرد. او بعد از درگذشت پدرش به منصب نظارت آستان قدس رضوی مفتخر شد و در این سمت، زمام امور کلیه مهام آستانه را در اختیار داشت. میرزا ناظر در هجدهم ماه صفر سال 1300 ه‍.ق به رحمت ایزدی پیوست و جسد او را در صفه بالاسر مبارک (بین بقعه اسکندری و مسجد پشت‌سر) دفن کردند.

گلپایگانی، سیدمحمدباقر (1245-1315 ه‍.ق)

مرحوم آیت‌الله العظمی سیدمحمدباقر گلپایگانی در حدود 1245 هجری قمری در گلپایگان به دنیا آمد و پس از تحصیل مقدمات در حوزه‎‎‎های مختلف، برای ادامه تحصیل به عراق نقل مکان کرد. در ابتدا ساکن کربلا شد و در محضر اساتید بزرگ آن شهر به تحصیل علوم دینی مشغول شد. سپس به نجف اشرف و بعدا به سامرا هجرت کرد و از حواریین مجدد بزرگ مرحوم آیت‌الله العظمی میرزا محمدحسن شیرازی شد.

بعد از فوت مرحوم میرزا به تهران عزیمت فرمود و در شرق بازار بزرگ تهران در مسجد کوچه حمام گلشن به اقامه نماز جماعت و فعالیت‌‎‎های مذهبی پرداخت. بعد‎‎ها ایشان به مشهد عزیمت کرد و در این شهر به تدریس و تصدی امور عامه مشغول شد و گفته می‌شود به‎دلیل این‎که ایشان اعلم علمای مشهد به‎شمار می‌رفت، مدتی تولیت آستان قدس رضوی به معظم‌له واگذار شد.

سرانجام پس از عمری تلاش و خدمت و عرضه آثاری پر برکت در حدود سال 1315 هجری قمری به رحمت ایزدی پیوست و در رواق پایین پای حضرت امام رضا (علیه‎السلام) مدفون شد.



ابوترابی، سیدعباس (1295-1379 ه‍ـ. ش)

آیت‌الله حاج سیدعباس ابوترابی، از علمای بزرگ و مشهور قزوین بود که در سال 1335 ه‍.ق /1295 ه‍ـ. ش در بیت علم و فضیلت، در قزوین به دنیا آمد و پدرش آیت‌الله سیدابوتراب قزوینی (1309-1393 ق) بود. سیدعباس ابوترابی پس از فراگیری علوم مقدماتی نزد آیات: شیخ محمود رییسی، شیخ یحیی مفیدی و پدر خود با مبانی علوم الهی آشنا شد.

سال 1353 ه‍.ق به حوزه علمیه قم رفت. در دروس آیات: حجت کوه‌کمری و بروجردی و پس از وفات ایشان، سر درس امام خمینی (رحمت‎ا... علیه)، آیت‌الله محقق داماد و علامه طباطبایی حاضر شد. بعد به زادگاهش بازگشت و به تدریس و اقامه جماعت پرداخت. در سال 1377 ه‍ـ. ش از سوی مقام معظم رهبری به امامت جماعت مسجد امام حسین (علیه‎السلام) تهران منصوب شد. سرانجام آن عالم بزرگوار پس از 84 سال زندگی صبح روز پنجشنبه 27 صفر 1421 قمری/12 خرداد 1379 شمسی در مسیر زیارت حضرت علی بن موسی‌الرضا (علیه‎السلام) همراه فرزندش حاج سیدعلی‌اکبر ابوترابی در سانحه تصادف درگذشت و پس از تشییع بسیار باشکوه در تهران و قزوین به مشهد انتقال یافت و در صحن عتیق دفن شد.

زبده المقال فی خمس النبی، تقریرات درس فقه آیت‌الله بروجردی و آیت‌الله حجت، جهاد نفس، حقیقت در سیمای حق، مباحث توحید، یک دوره فقه و اصول از آثار قلمی ایشان است.

مجتهدی، جعفر (1303-1374 ه‍ـ. ش)

عارف بالله و عاشق دل‎سوخته اهل بیت، حاج شیخ جعفر مجتهدی در بیست و هفتم جمادی الثانی 1343 ه‍.ق / اول بهمن 1303 ه‍ـ. ش در خانواده‎ای بسیار متدین و مرفه در شهر تبریز دیده به جهان گشود. پدر ایشان حاج میرزا یوسف از دل‎باختگان آستان سیدالشهداء (علیه‎السلام) بود.

او مدت یک سال در نجف به پینه‌دوزی پرداخت و تمام املاک خود را به مستأجران بخشید، مدتی برای تکمیل ریاضت به بغداد رفت و ه‍شت سالی به‎طور مداوم در مسجد سهله نجف معتکف شد و جز برای تجدید وضو و تطهیر از مسجد خارج نشد.

و حالتی شبیه حال شخص محتضر داشت. در همین ایام با حاج ملا آقاجان زنجانی دیدار کرد. مرحوم مجتهدی هفت سال نیز در کربلا ماند و تمام شب‌‎‎ها را در صحن حضرت سیدالشهدا به عبادت و توسل پرداخت و در جریان کودتای عبدالکریم قاسم، بر ضد ملک فیصل به ایران بازگشت.

ایشان در ایران مدام در سفر به‎سر می‌برد و شانزده مرتبه با پای پیاده به مشهد مشرف شد. ایشان پس از حدود چهار سال اقامت در جوار حضرت امام رضا (علیه‎السلام) در تاریخ ششم رمضان 1416 قمری هنگام ظهر روز جمعه، دار فانی را وداع گفت و در صحن (آزادی) حرم مطهر، حجره بیست و چهار به خاک سپرده شد.


آشتیانی، مرتضی (1281-1365 ه‍.ق)

آیت‌الله حاج شیخ مرتضی آشتیانی فرزند آیت‎الله حاج میرزا محمدحسن آشتیانی، از مشاهیر علما و مجتهدان سده چهاردهم هجری و دایی میرزا مهدی آشتیانی فیلسوف معروف است. وی در سال 1281 ه‍.ق چشم به جهان گشود. حاج شیخ در سال 1340 ه‍.ق به مشهد آمد و به تدریس و اقامه جماعت پرداخت. سال 1353 ه‍.ق (1314 ه‍ـ. ش) به‎دنبال واقعه مسجد گوهرشاد، مجبور شد مشهد را ترک کند.

دو سال در کربلا ماند و به تدریس پرداخت، ولی به‎دلیل داشتن کسالت مجبور شد به ایران برگردد و در مشهد ماندگار شود. وی به سال 1365 ه‍.ق در 84 سالگی، چشم از جهان فرو بست و در محل دارالسعاده، پایین پای حضرت رضا (علیه‎السلام) دفن شد.


شاهرودی، حسین (1315-1410 ه‍.ق)

آیت‌الله حاج آقا حسین موسوی شاهرودی از فقهای قرن چهاردهم هجری است. وی حدود سال 1315 ه‍.ق در یکی از روستا‎‎های شاهرود به دنیا آمد.

پس از تحصیل مقدمات و سطوح در شاهرود، عازم نجف شد و آن‎جا سال‌‎‎ها از محضر آیات عظام سیدابوالحسن اصفهانی و آقا ضیاءالدین عراقی و حاج سیدمحمود شاهرودی و سیدابوالقاسم خوئی استفاده کرد و تقریرات فقه و اصول دو استاد متأخر خود را نوشت و پس از نیل به درجه اجتهاد به ایران آمد.

در مشهد ساکن شد و در مسجد بالاخیابان به اقامه جماعت و تدریس پرداخت. روز 29 ربیع‌الاول 1410 ه‍.ق / هشتم آبان 1368 ه‍ـ. ش در مشهد درگذشت و روز بعد طی تشییع باشکوهی در حجره فراش‌‎‎ها واقع در دارالسیاده حرم به خاک سپرده شد.


خالصی، محمدمهدی (1277 یا 1276-1343 ه‍.ق)

آیت‌الله شیخ محمدمهدی خالصی کاظمی اسدی، فرزند شیخ حسین فرزند شیخ عبدالعزیز، از مجتهدان و مراجع مبارز شیعه در قرن 14 هجری است. در 15 ذیحجه 1277 یا 9 ذیحجه 1276 در «کرخ» کاظمین به دنیا آمد و همان‎جا رشد یافت.

به دستور پدر به نجف رفت و در حلقه درسی میرزا حبیب‌الله رشتی و آخوند خراسانی شرکت کرد. بعد به سامرا سفر کرد و از محضر میرزای بزرگ (سیدمحمدحسین شیرازی) بهره برد و پس از نیل به اجتهاد به زادگاهش مراجعت کرد.

آثار علمی زیادی از مرحوم خالصی برجای مانده که از برجسته‌ترین آن‎‎‎ها می‌توان به این کتاب‌‎‎ها اشاره کرد: منظومات در علوم عربیه، الشریعه السمحاء فی احکام سیدالانبیاء، حاشیه کفایه الاصول، الدراری اللمعات فی شرح القطرات و الشذرات (که پاورقی‌‎‎هایی است بر رساله‎‎‎های فقهی آخوند خراسانی)، الحسام البتار فی جهاد الکفار (مشتمل بر مقالاتی است که در زمینه وجوب پیکار با اشغالگران انگلیسی نوشته و در روزنامه صدی‎الاسلام به چاپ رسیده است)، الوجیزه فی المواریث، عناوین الاصول و مختصر الرسائل العلمیه و الاصول الدینیه.


درچه‌ای‌زاده، سیدابوالعلی (متوفی: 1339 ه‍ـ. ش)

آیت‌الله حاج سیدابوالعلی درچه‎ای‎زاده، فرزند ارشد آیت‌الله العظمی سیدمحمدباقر درچه‌ای، در حوزه نجف به تحصیل پرداخت و به دریافت اجازه اجتهاد از اساتید خود آیات سیدابوالحسن اصفهانی و آقا ضیاء عراقی و نائینی و عمویش آقا سیدمهدی درچه‎ای نایل آمد. ایشان پس از بازگشت به اصفهان به‎عنوان نماینده تام‌الاختیار آیت‌الله العظمی بروجردی در این شهر تعیین شد. آ

یت‌الله درچه‎ای‎زاده از شنبه تا چهارشنبه در اصفهان در مسجد قطبیه، اقامه جماعت داشت. ایشان نهم آبان 1339 هجری شمسی درگذشت و به دستور آیت‌الله فقیه سبزواری در یکی از حجره‎‎‎های باغ رضوان دفن شد.


قزوینی، هاشم (1270-1339 ه‍ـ. ش)

آیت‌الله حاج شیخ هاشم قزوینی از بزرگان علما و مدرسین قرن چهاردهم هجری حوزه علمیه مشهد است. در سال 1270 ه‍ـ. ش در شهر قزوین متولد شد. مقدمات و قسمتی از سطح را در این شهر و تهران آموخت و عازم نجف شد. سپس به مشهد رفت و مدتی از محضر آیت‌الله حاج میرزا محمد آقازاده و آیت‌الله میرزا مهدی غروی اصفهانی استفاده برد و خود به تدریس سطوح عالی و خارج پرداخت.

آیت‌الله واعظ طبسی، آیت‌الله حاج میرزا مهدی نوغانی، استاد محمدتقی شریعتی، استاد کاظم مدیر شانه‌چی، استاد محمدرضا حکیمی، آیت‌الله صالحی و در رأس همه آن‎‎‎ها آیت‌الله خامنه‎ای از شاگردان مکتب مرحوم قزوینی به شمار می‌روند. بدون تردید مهمترین نقش شیخ هاشم قزوینی، نه تدریس، بلکه تعلیم بوده است. آیت‌الله شیخ هاشم قزوینی در طول حیات خود، در جریان‎‎های مهم سیاسی خراسان شرکت فعال داشت. ایشان از نقش‌آفرینان واقعه گوهرشاد بود.

مرحوم شیخ هاشم قزوینی سرانجام در روز 20 ربیع‌الثانی 1381 ه‍.ق/ 22 مهر 1339 ه‍ـ. ش درگذشت و پیکرش در راهرو رواق دارالضیافه حرم مطهر رضوی واقع در سمت راست ایوان طلای صحن آزادی که در حال حاضر کفشداری شماره 7 است، به خاک سپرده شد.


محدث خراسانی، علی (1329-1370 ه‍.ق)

حاج شیخ علی محدث خراسانی، فرزند حاج شیخ حسن واعظ پایین‌خیابانی از واعظان نامدار خراسان به‎شمار می‎رفت که در زهد و پارسایی کم‎مانند، و مورداحترام عموم مردم بود. در سال 1329 ه‍.ق در بیت علم و عمل، زاده شد، ادبیات را نزد حاج شیخ عبدالعلی و میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری فراگرفت و سطح را در حلقه درس میرزامحمدباقر، مدرس اول آستان قدس رضوی، آقا شیخ موسی خوانساری و حاج شیخ‎حسن برسی شرکت جست، معقول را از آقابزرگ حکیم، خارج اصول را از میرزا محمد آقازاده آموخت و برای ادامه تحصیل به نجف رفت و در سلک شاگردان آیات سیدابوالحسن اصفهانی و حاج‎آقا ضیاءالدین عراقی درآمد.

پس از مدتی به مشهد بازگشت و خارج فقه و معارف را از محضر آیت‌الله میرزا مهدی اصفهانی بهره برد و تا مرگ استاد، او را ر‎‎ها نساخت. خورشید عمر ایشان روز هفتم ربیع‌الاول سال 1370 ه‍.ق، تنگ غروب آفتاب، غروب کرد و فردای آن روز، تن آرام‌یافته‌اش در صحن نو، حجره سوم ضلع شمالی، به دل خاک سپرده شد.



محقق سبزواری، محمدباقر (1017-1090 ه‍.ق)

ملا محمدباقر، فرزند ملامحمد مؤمن خراسانی، مشهور به فاضل و محقق سبزواری از مشاهیر علما، فقها و اندیشمندان جامع قرن یازدهم هجری است. وی به سال 1017 ه‍.ق در روستای نامن سبزوار به دنیا آمد. روزگار جوانی را در اصفهان گذراند و تحت تأثیر مکتب اصفهان، در دو قلمرو فقه و فلسفه، به کمال رسید. ا

و از بزرگان اصحاب مجلسی اول و شاگردان بلندپایه شیخ بهایی بود و در علوم نظری از تلامیذ میرزا ابوالقاسم فندرسکی و قاضی معز است و از شیخ بهایی و سیدحسین بن حیدر علی اصفهانی و حسن قائنی رضوی و ملاحسینعلی، فرزند ملاعبدالله شوشتری روایت می‌کند. ایشان هفتم ربیع‌الاول 1090 ه‍.ق در مشهد درگذشت و بنا به وصیتش در مدرسه میرزا جعفر، کنار قبر شیخ محمد عاملی و ملا میرزا شیروانی و فرزند شیخ دفن شد. فرزندان او مولانا محمد هادی و مولانا میرزا جعفر، هر دو اهل علم بودند.


مدیر شانه‌چی، کاظم (1306-1380 ه‍ـ. ش)

حجت‌الاسلام و المسلمین استاد کاظم مدیر شانه‌چی در 1306 خورشیدی در مشهد مقدس دیده بدین خاکدان گشود. در مدرسه خیراتخان به تحصیل دروس حوزوی و ادبیات عرب پرداخت و از دروس ادبیات مرحوم شیخ محمدتقی ادیب نیشابوری و مرحوم محقق نوقانی بهره برد.

آن‎گاه معالم الاصول را نزد آیت‎الله مروارید و شرح لمعه و قوانین را نزد مرحوم حاج میرزا احمد مدرس یزدی و دروس رسائل، مکاسب، کفایه و خارج اصول را نزد آیت‌الله حاج شیخ هاشم قزوینی فرا گرفت. از دیگر اساتید ایشان مرحوم حاج میرزا احمد کفائی بود. استاد همچنین یک دوره خارج اصول و چند مبحث فقه را نزد مرحوم آیت‌الله العظمی سیدمحمد هادی میلانی آموخت و دروس فلسفه را از محضر حاج شیخ مجتبی قزوینی، حاج شیخ سیف‌الله ایسی و مرحوم الهی قمشه‎ای فراگرفت.

و اجازاتی از حاج آقا بزرگ تهرانی، حاج شیخ هاشم قزوینی، میرزا مهدی الهی قمشه‎ای و حاج میرزا حسین سبزواری دریافت کرد. استاد شانه‌چی با بنیان‌گذاری دانشکده الهیات مشهد در سال 1337 خورشیدی، طی دعوتی از سوی دکتر فیاض، به تدریس فقه و حدیث در دانشکده الهیات پرداخت، که حاصل همت و تلاش بی‌وقفه وی در شناساندن جایگاه علم‎الحدیث و بسط و رواج آن، تألیف کتاب‎‎های ارزشمندی چون «درایه الحدیث»، «علم الحدیث» و «تاریخ حدیث» است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با تأسیس بنیاد پژوهش‎‎های اسلامی آستان قدس در سال 1363 خورشیدی، استاد همزمان با عضویت در هیئت مدیره، سرپرستی گروه حدیث بنیاد را نیز عهده‌دار شد.

وی سرانجام در نیمروز 23/2/1381، آخر صفر 1423 در سالروز شهادت هشتمین اختر آسمان ولایت حضرت علی بن موسی‌الرضا عالم آل محمد (صلی‌الله علیه و آله) چشم از جهان فرو بست و در غرفه 25 صحن آزادی دفن شد.


مروارید، محمدرضا (1299-1338 ه‍.ق)

حجت‌الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمدرضا مروارید فرزند حاج محمدعلی از اتقیای عصر خود بود و در محله دربند علیخان پایین خیابان مشهد سکونت داشت. او در سن 28 سالگی با دختر آیت‌الله حاج شیخ حسنعلی تهرانی ازدواج کرد. مرحوم مروارید با علمای اعلام، حاج شیخ عباس قمی و حاج ملاهاشم (مؤلف منتخب التواریخ) و حاج شیخ حسنعلی اصفهانی (نخودکی) رابطه نزدیک داشت و علاقه آن‎‎‎ها به آن مرحوم تا جایی بود که پس از وفات ایشان نیز قطع رابطه نکرده و از فرزند او دلجویی داشته‌اند، مرحوم حاج شیخ عباس قمی گاه به منزل آن مرحوم سر می‌زد و بعضی از تألیفات خود را به فرزند بزرگ ایشان هدیه می‌کرد.

مرحوم مروارید با مرحوم نخودکی عقد اخوت و برادری بسته بود. مرحوم حاج شیخ محمدرضا مروارید هفت روز قبل از وفات خود در سن 38 سالگی در عاشورای سال 1338 ه‍.ق در منزلش منبر رفت و انقلاب عجیبی به او و مستمعان دست داد و پس از ایراد خطابه بیمار شد.

وی پس از مدتی در اثر همین بیماری، پس از پایان نماز صبح و گفتن لا اله الا الله، به رحمت ایزدی پیوست و پیکر پاکش در حرم مطهر، در رواق دارالسعاده، پایین پای حضرت رضا علیه‌السلام دفن شد و در همان‎جا که آرزو داشت، سر بر آستان آن حضرت گذاشت. آیت‌الله حاج میرزا حسنعلی مروارید و مرحوم حاج محمدباقر مروارید و حاج آقا جلال مروارید فرزندان ایشان هستند.

اصفهانی (نخودکی)، شیخ حسن‎علی (1279ه‍.ق)

حضرت آیت‎الله حاج شیخ حسن‎علی اصفهانی نخودکی در نیمه ماه ذی‎قعده سال ۱۲۷۹ هـ ق در اصفهان به دنیا آمد. علوم مقدماتی را از پدر و معلمان دیگر فرا گرفت و زیر نظر استاد بزرگوارش حاج میرزا محمدصادق که از بزرگان عرفان اسلامی بود، تربیت معنوی و الهی دید.

پدر وی مرحوم ملا علی‎اکبر، مردی زاهد و پرهیزگار و معاشر اهل علم و تقوی و ملازم مردان حق و حقیقت بود.مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی شب دوشنبه و یا جمعه نیمه ماه ذی‎القعده‎الحرام سال 1279 هجری قمری با بشارت قبلی مرحوم حاجی محمد صادق در اصفهان در محله معروف به جهان‎باره که گویند میهمان‎سرای سلطان سنجر بوده، دیده به جهان می‎گشاید.

در روز هفدهم شعبان سال 1361 هجری قمری گذشته بود که روح پاکش درسن82 سالگی به جوار حق شتافت. جنازه آن فقید علم و معرفت بر روی هزاران دست از ارادتمندان اندوهگین و سوگوارش، از محله سعدآباد مشهد در خیابان‎‎های شهر که عموما به حال تعطیل درآمده بود، عبور می‎کرد تا به ده «سمرقند» به محل سکونت‎شان رسید.

 در آن‎جا بر حسب وصیت‎شان در آب روان غسل داده شد. برای او تشییع بی‎نظیری ترتیب یافت و در صحن عتیق در جنب ایوان شاه عباس مقابل غرفه‎ای که غرب ایوان است (صحن انقلاب کنونی) دفن شد



طبقه بندی: مقاله، 
نوشته شده در تاریخ جمعه دهم دی 1389 توسط منتظر فرج | نظرات ()

ما به زمان ظهور امام زمان -ارواحنافداه- این محبوب حقیقی انسان ها نزدیک شده ایم. "بیانات امام خامنه ای در جمع بسیجیان، نیمه شعبان ۱۳۸۷ه ش

چه خوشمان بیاید، چه نیاید الان در دنیا دو جبهه، دو صف، دو قطب، دو تفكر در مقابل همدیگر صف آرایی كرده اند: ایران و اسراییل. اما این اسراییل نه آن كشور جعلی كه نماینده ای از همه ی دولت های غربی است، از ایالات متحده و بریتانیا تا فرانسه و آلمان و ایتالیا. این اسراییل گاهی كت و دامن مركل را می پوشد، گاهی هم قد كوتوله هایی مثل ساركوزی و برلوسكونی می شود، گاهی با لهجه ی بریتانیایی حرف می زند، گاهی پشت مجسمه ی آزادی پنهان می شود و گاهی از تل آویو برای ما شاخ و شانه می كشد. از آن طرف این ایران هم نه کشوری با ۱۶۴۸۱۹۵ کیلومتر مربع وسعت که گستره ای از مشهدالرضا تا بنت جبیل دارد. شطرنج دنیای امروز فقط دو بازیگر دارد یك طرف سفید و طرف دیگر سیاه. حالا می خواهی سرباز پیاده ی سیاه را كاریكاتوریست دانماركی بنامی یا كشیش آمریكایی دیگر میل خودت است.

در این جنگ دنیاها نقطه ی عطف، ظهور منجی است. و هر دو سوی ماجرا ـ اگرچه شاید به روی خود هم نیاورند ـ اما در حال آماده سازی آخرین نبرد نهایی هستند. هر چه می گذرد نشانه ها شفاف تر و حقیقت ها عریان تر و شبهه ها بی رمق تر می شوند. پیش از قیام امام خمینی كمتر محقق شیعی، درستی احادیثی كه به نقش ایرانیان در زمان ظهور می پرداخت را باور داشت یا حداقل زمان  ظهور را با همین قرینه ی وضع و حال ایران شاهنشاهی نزدیك می دید. اما با انقلاب امام، وزیر سفید از محاق سربازان خموده و خواب آلوده بیرون آمد و شروع كرد به فتح الفتوح. پیش از این چه كسی جرات داشت از حلقومش فریاد كه هیچ، نجوای مرگ بر آمریكا  سر دهد یا پرچم پرستاره ی بی فروغش را آتش بزند؟ یا چه كسی خیال این را در سر داشت كه اسراییل باید محو بشود؟ یا چه کسی شورای امنیت و ناتو و اتحادیه اروپا را به سخره می گرفت؟


اما جالب این است كه در آن سوی میدان هم عده ای به نقش ایران در زمان ظهور پی برده اند. كافیست در اینترنت iran israel prophecy یا Iran in Prophecy یا واژه های مشابه را جستجو كنید تا با انبوه سایت ها در زمینه ی پیشگویی نقش ایران در آخرالزمان با استفاده از قرائت صهیونیستی از كتاب مقدس روبرو شوید. در عمده ی این پیشگویی ها به تقابل ایران با اسراییل و نقش ایران در مواجهه با ظهور منجی ادعایی شان اشاره شده است.  به عنوان مثال برای  iran israel prophecy (پیشگویی درباره ی ایران - اسراییل) در فضای مجازی ۹۰۵۰۰۰ صفحه، برای Iran in  Prophecy (پیشگویی درباره ی ایران) ۹۰۳۰۰۰ صفحه و برای Iran in Bible Prophecy (پیشگویی درباره ی ایران در کتاب مقدس) ۹۵۷۰۰۰ صفحه مطلب وجود دارد.

عمده ی این مطالب به نقش ایران در آخرالزمان و تقابل با اسراییل و آمریکا با استفاده از قرائت های صهیونیستی از انجیل و تورات می پردازد. مثلا سایت focusonjerusalem.com بعد از اینکه تاریخ ایران را از زمان آریایی ها تا انقلاب اسلامی به طور خلاصه بیان می کند با استفاده از بعضی آیات کتاب مقدس ایران را یکی از اقوام  یاری دهنده به یاجوج و ماجوج که در آخرالزمان با اسراییل خواهند جنگید معرفی می کند. سایت bibleprophecy.net به معرفی جدیدترین کتاب منتشر شده اش می پردازد که در آن با استناد به بعضی پیشگویی ها تقابل و جنگ ایران و آمریکا را اجتناب ناپذیر می داند. سایت escapeallthesethings.com در مطلب اصلی خود ادعا می کند که طبق گفته های کتاب مقدس طرح  آقای احمدی نژاد برای حمله ی هسته ای به اسراییل! موفقیت آمیز نبوده، نتیجه ی معکوس خواهد داد و باعث فرار ایرانیان از کشورشان خواهد شد. سایت bible-codes.org به زلزله ی بم به عنوان نشانه ای از آخرالزمان و پیشگویی ها در این مورد در کتاب مقدس می پردازد. سایت alphanewsdaily.com ادعا می کند طبق هشدار کتاب مقدس، ایران به همراه بعضی کشورهای دیگر به اسراییل حمله خواهد کرد.


از این دست پیشگویی ها فراوان وجود دارد. اما فارغ از توجه به اهداف و اغراض چنین پیشگویی ها و صحت و سقم آنها، نکته ی قابل توجه این است که ایران امام خمینی و امام خامنه ای، وزیر سفید شطرنج جنگ آخرالزمان خواهد بود.


اتفاقی در راه است!

http://www.malhani.blogfa.com




طبقه بندی: عکس،  مقاله، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه بیست و نهم آذر 1389 توسط منتظر فرج | نظرات ()
اسامی قاتلان شهدای كربلااز آل ابی طالب تا آنجا كه در تاریخ آمده، به این ترتیب است: (اول اسم شهدا آمده و سپس اسامی قاتلان)

1- امام حسین(ع): شمربن ذی‏الجوشن، سنان بن انس نخعی، حصین بن تمیم، خولی بن یزید و زرعه بن شریك.
2- علی اكبر(ع) پسر امام حسین(ع): مرة بن منقذ و همیارانش.
3- عبدالله بن حسین پسر شیرخوار امام حسین كه معروف به علی اصغر است: حرملة بن كاهل اسدی.
4- عبدالله بن علی پسر امیر المؤمنین(ع): هانی بن ثبیت حضرمی.
5- ابوالفضل العباس بن امیرالمؤمنین: یزید بن رقاد و حكیم بن طفیل.
6- جعفربن امیرالمؤمنین(ع): هانی بن ثبیت حضرمی.
7- عثمان بن امیرالمؤمنین(ع): خولی بن یزید و ابانی داری.
8- محمدبن امیرالمؤمنین(ع): ابانی داری.
9- ابوبكر بن حسن بن علی(ع): عبداله بن عقبه غنوی.
10- عبد الله بن حسن بن علی(عِ: حرملة بن كاهل اسدی.
11- قاسم بن حسن بن علی(ع): عمربن سعد بن نفیل ازدی.
12- عون بن عبدالله بن جعفر طیار: عبدالله بن قطبه بهانی.
13- محمدبن عبدالله جعفرطیار: عامربن نهشل تمیمی.
14 جعفربن عقیل بن ابی طالب: بشر همدانی.
15- عبدالرحمن بن عقیل بن ابی طالب: عثمان بن خالد جهنی.
16- عبدالله بن مسلم بن عقیل بن ابی طالب: عامربن صعصعه.
17- ابوعبیدالله بن مسلم بن عقیل بن ابی طالب: عمروبن صبیح صیدادی.
18- محمدبن ابی سعید بن عقیل بن ابی طالب: لقیط بن ناشر جهنی.
این تعداد از شهدای كربلا از خاندان ابی طالب هستند و از آن‏جا كه آل ابی طالب و آل علی مقام ولایی در بین مسلمانان داشتند اسامی قاتلان شهدای كربلا از این خاندان در تاریخ ضبط شده است ولی بیشتر شهدای كربلا قاتلانشان ضبط نشده است.
 19- سلیمان، آزاد شده امام حسین(ع): سلیمان بن عوف حضرمی.
20- مسلم بن عوسجه اسدی: عبدالله ضبابی، عبدالله بن خشكاره و مسلم بن عبدالله ضبابی.
21- زهیر بن قین: كثیر بن عبدالله و مهاجربن اوس تمیمی.
22- حبیب بن مظاهر اسدی: حصین بن نمیر، بدیل بن صریم و یك مرد تمیمی.
23- حربن یزید ریاحی: ایوب بن مسرح و همدستانش.
24- بریربن خضیر همدانی: بحیربن اوس ضبی.
25- همسر وهب بن عبدالله بن حباب كلبی: غلام شمربن ذی الجوشن.
26- عمیربن عبدالله مذحجی: مسلم ضبابی و عبدالله بجلی.
27- هلال بن نافع: شمر بن ذی الجوشن.
28- ابوعمرو نهشلی: عامربن نهشل ثعلبی

(بحارالانوار، ج 45، ص 65 تا ص 73. در این صفحات زیارت ناحیه مقدسه آمده است و بیشتر شهدای كربلا در این زیارت نام برده شده است. و از ص 1 تا ص 64 شهدای دیگری نیز ذكر شده و برخی از قاتلان هم آمده است. و در همین جلد 45 ماجرای مختار و انتقام از قاتلان شهدای كربلا هم آمده است).


طبقه بندی: مقاله، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه دهم آذر 1389 توسط منتظر فرج | نظرات ()
ابنا ـ روز بیست و چهارم ذی حجه روزی است که رسول خدا (ص) با مسیحیان نجران که حرفهای او را باور نداشتند مباهله کرد؛ و حقانیت اهب بیت(ع) را نیز به اثبات رساند.

معنای لغوی و اصطلاحی مباهله

مباهله در اصل از «بَهل» به معنی رها کردن و برداشتن قید و بند از چیزی است. اما مباهله به معنای لعنت کردن یکدیگر و نفرین کردن است. کیفیت مباهله به این گونه است که افرادی که درباره مسئله مذهبی مهمی گفتگو دارند در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرّع کنند و از او بخواهند که دروغ گو را رسوا سازد و مجازات کند.

شرح مختصر واقعه مباهله

مباهله پیامبر با مسیحیان نجران، در روز بیست وچهارم ذی الحجّه سال دهم هجری اتفاق افتاد. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم طی نامه ای ساکنان مسیحی نجران را به آیین اسلام دعوت کرد. مردم نجران که حاضر به پذیرفتن اسلام نبودند، نمایندگان خود را به مدینه فرستادند و پیامبر آنان را به امر خدا به مباهله دعوت کرد. وقتی هیئت نمایندگان نجران، وارستگی پیامبر را مشاهده کردند، از مباهله خودداری کردند. ایشان خواستند تا پیامبر اجازه دهد تحت حکومت اسلامی در آیین خود باقی بمانند.

موقعیت جغرافیایی

بخش با صفای نجران، با هفتاد دهکده تابع خود، در نقطه مرزی حجاز و یمن قرار گرفته است. در آغاز طلوع اسلام این نقطه، تنها نقطه مسیحی نشین حجاز بود که مردم آن به عللی از بت پرستی دست کشیده و به آیین مسیح علیه السلام گرویده بودند.

دعوت به اسلام

پیامبر اکرم، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم در ادامه رسالت خویش و ابلاغ پیام الهی، به بسیاری از ممالک و کشورها نامه نوشت یا نماینده فرستاد تا ندای حق پرستی و یکتاپرستی را به گوش جهانیان برساند. هم چنین نامه ای به اسقف نجران، «ابوحارثه»، نوشت و طی آن نامه ساکنان نجران را به آیین اسلام دعوت فرمود.

نامه حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ به اسقف نجران

مشروح نامه پیامبر به اسقف نجران چنین بود: «به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب. [این نامه ایست] از محمد، پیامبر خدا، به اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را ستایش می کنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا فرا می خوانم. شما را دعوت می کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند درآیید و اگر دعوت مرا نپذیرفتید باید به حکومت اسلامی مالیات (جزیه) بپردازید [تا در برابر این مبلغ، از جان و مال شما دفاع کند] و در غیر این صورت به شما اعلام خطر می شود».

عکس العمل نجرانی‏ها

نمایندگان پیامبر که حامل نامه دعوت به اسلام از جانب پیامبر بودند، وارد نجران شدند و نامه را به اسقف نجران دادند. او نیز شورایی تشکیل داد و با آنان به مشورت پرداخت. یکی از آنان که به عقل و درایت مشهور بود گفت: «ما بارها از پیشوایان خود شنیده ایم که روزی منصب نبوت از نسل اسحاق به فرزندان اسماعیل انتقال خواهد یافت و هیچ بعید نیست که محمد ـ که از اولاد اسماعیل است ـ همان پیامبر موعود باشد». بنابراین شورا نظر داد که گروهی به عنوان هیئت نمایندگان نجران به مدینه بروند تا از نزدیک با محمد صلی الله علیه و آله وسلم تماس گرفته، دلایل نبوت او را بررسی کنند.

گفتگوی پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ با هیئت نجرانی

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در مذاکره ای که با هیئت نجرانی در مدینه به انجام رسانید آنان را به پرستش خدای واحد دعوت کرد. امّا آنان بر ادعای خود اصرار داشتند و دلیل الوهیت مسیح را، تولد عیسی علیه السلام بدون واسطه پدر می دانستند. در این هنگام فرشته وحی نازل شد و این سخن خدا را بر قلب پیامبر جاری ساخت: «به درستی که مَثَل عیسی نزد خداوند مانند آدم است که خدا او را از خاک آفرید». در این آیه، خداوند، با بیان شباهت تولد حضرت عیسی علیه السلام و حضرت آدم علیه السلام ، یادآوری می کند که آدم را با قدرت بی پایان خود، بدون این که دارای پدر و مادری باشد، از خاک آفرید و اگر نداشتن پدر گواه این باشد که مسیح فرزند خداست، پس حضرت آدم برای این منصب شایسته تر است؛ زیرا او نه پدر داشت و نه مادر. اما با وجود گفتن این دلیل، آنان قانع نشدند و خداوند به پیامبر خود، دستور مباهله داد تا حقیقت آشکار و دروغ گو رسوا شود.

آیه مباهله

خداوند پیش از نازل کردن آیه مباهله، در آیاتی چند به چگونگی تولد عیسی علیه السلام می پردازد و مسیحیان را با منطق عقل و استدلال روبرو می کند و از آنان می خواهد که عاقلانه به موضوع بنگرند. بنابراین پیامبر، در ابتدا سعی کرد با دلایل روشن و قاطع آنان را آگاه کند، اما چون استدلال موجب تنبّه آنان نشد و با لجاجت و ستیز آنان مواجه گشت، به امر الهی به مباهله پرداخت. خداوند در آیه 61 سوره آل عمران می فرماید: «هرگاه بعد از دانشی که به تو رسیده، کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو  فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ.

بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم سپس مباهله کنیم و لعنت ‏خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.( سوره آل عمران، آیه 61)

دیدگاه بزرگان نجران درباره مباهله

در روایات اسلامی آمده است که چون موضوع مباهله مطرح شد، نمایندگان مسیحی نجران از پیامبر مهلت خواستند تا در این کار بیندیشند و با بزرگان خود به شور بپردازند. نتیجه مشاوره آنان که از ملاحظه ای روان شناسانه سرچشمه می گرفت این بود که به افراد خود دستور دادند اگر مشاهده کردید محمد با سر و صدا و جمعیت و جار و جنجال به مباهله آمد با او مباهله کنید و نترسید؛ زیرا در آن صورت حقیقتی در کار او نیست که متوسل به جاروجنجال شده است و اگر با نفرات بسیار محدودی از نزدیکان و فرزندان خردسالش به میعادگاه آمد، بدانید که او پیامبر خداست و از مباهله با او بپرهیزید که خطرناک است.

در میعادگاه چه گذشت؟

طبق توافق قبلی، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و نمایندگان نجران برای مباهله به محل قرار رفتند. ناگاه نمایندگان نجران دیدند که پیامبر فرزندش حسین علیه السلام را در آغوش دارد، دست حسن علیه السلام را در دست گرفته و علی و زهرا علیهماالسلام همراه اویند و به آنها سفارش می کند هرگاه من دعا کردم شما آمین بگویید. مسیحیان، هنگامی که این صحنه را مشاهد کردند، سخت به وحشت افتادند و از این که پیامبر، عزیزترین و نزدیک ترین کسانِ خود را به میدان مباهله آورده بود، دریافتند که او نسبت به ادعای خود ایمان راسخ دارد؛ زیرا در غیر این صورت، عزیزان خود را در معرض خطر آسمانی و الهی قرار نمی داد. بنابراین از اقدام به مباهله خودداری کردند و حاضر به مصالحه شدند.

سخنان ابوحارثه درباره مصالحه

هنگامی که هیئت نجرانی پیامبر را در اجرای مباهله مصمّم دیدند، سخت به وحشت افتادند. ابوحارثه که بزرگ ترین و داناترین آنان و اسقف اعظم نجران بود گفت: «اگر محمد بر حق نمی بود چنین بر مباهله جرئت نمی کرد. اگر با ما مباهله کند، پیش از آن که سال بر ما بگذرد یک نصرانی بر روی زمین باقی نخواهد ماند». و به روایت دیگر گفت: «من چهره هایی را می بینم که اگر از خدا درخواست کنند که کوه ها را از جای خود بکند، هر آینه خواهد کَند. پس مباهله نکنید که در آن صورت هلاک می شوید و یک نصرانی بر روی زمین نخواهد ماند».

سرانجام مباهله

ابوحارثه، بزرگ گروه، به خدمت حضرت آمد و گفت: «ای ابوالقاسم، از مباهله با ما درگذر و با ما مصالحه کن بر چیزی که قدرت بر ادای آن داشته باشیم». پس حضرت با ایشان مصالحه نمود که هرسال دوهزار حُلّه بدهند که قیمت هر حلّه چهل درهم باشد و بر آنان که اگر جنگی روی دهد، سی زره و سی نیزه و سی اسب به عاریه بدهند.

مباهله، اثبات صدق دعوت پیامبر(ص)

مباهله پیامبر با نصرانیان نجران، از دو جنبه نشان درستی و صداقت اوست. اوّلاً، محض پیشنهاد مباهله از جانب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم خود گواه این مدعاست؛ زیرا تا کسی به صداقت و حقانیّت خود ایمان راسخ نداشته باشد پا در این ره نمی نهد. نتیجه مباهله، بسیار سخت و هولناک است و چه بسا به از بین رفتن و نابودی دروغ گو بینجامد. از طرف دیگر، پیامبر کسانی را با خود به میدان مباهله آورد که عزیزترین افراد و جگرگوشه های او بودند. این خود، نشان عمق ایمان و اعتقاد پیامبر به درستی دعوتش می باشد که با جرأت تمام، نه تنها خود، بلکه خانواده اش را در معرض خطر قرار می دهد.

مباهله، سند عظمت اهل بیت(ع)

مفسران و محدثان شیعه و اهل تسنّن تصریح کرده اند که آیه مباهله در حق اهل بیت پیامبر نازل شده است و پیامبر تنها کسانی را که همراه خود به میعادگاه برد فرزندانش حسن و حسین و دخترش فاطمه و دامادش علی علیهم السلام بودند. بنابراین منظور از «اَبْنائَنا» در آیه منحصرا حسن و حسین علیهماالسلام هستند، همان طور که منظور از «نِساءَنا» فاطمه علیهاالسلام و منظور از «اَنْفُسَنا» تنها علی علیه السلام بوده است. این آیه هم چنین به این نکته لطیف اشاره دارد که علی علیه السلام در منزلت جان و نفس پیامبر است.

دو روایت در شأن اهل بیت (ع)

در کتاب عیون اخبار الرّضا درباره مجلس بحثی که مأمون در دربار خود تشکیل داده بود، چنین آمده است: امام علی بن موسی الرضا علیه السلام فرمودند: «خداوند پاکان بندگان خود را در آیه مباهله مشخص ساخته است و به دنبال نزول این آیه، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را با خود به مباهله برد. این مزیّتی است که هیچ کس در آن بر اهل بیت پیشی نگرفته و فضیلتی است که هیچ انسانی به آن نرسیده و شرفی است که قبل از آن، هیچ کس از آن برخوردار نبوده است».

در کتاب غایة المرام به نقل از صحیح مسلم آمده است: روزی معاویه به سعد بن ابی وقاص گفت: چرا ابوتراب را دشنام نمی‏گویی؟! گفت: از آن وقت که به یاد سه چیز افتادم که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم درباره علی فرمود، از این کار صرف نظر کردم. یکی آن بود که وقتی آیه مباهله نازل شد پیغمبر تنها از فاطمه و حسن و حسین و علی دعوت کرد و سپس فرمود: «اللهم هؤلاء اهلی؛ خدایا، اینها خاصّان منند»...

اعمال روز مباهله

روز بیست و چهارم ذی الحجّه، روز مباهله پیامبر با مسیحیان نجران است که در نزد مسلمانان، اهمیت خاصّی دارد؛ چرا که گواه حقانیت و درستی دعوت پیامبر و عظمت شأن اهل بیت مکرّم اوست. در کتاب شریف مفاتیح الجنان، اعمال مخصوصی بدین شرح برای این روز ذکر شده است:

اول: غسل، که نشان پالایش ظاهر از هر آلودگی و آمادگی برای آرایش جان و صفای باطن است؛

دوم: روزه، که سبب شادابی درون است؛

سوم: دو رکعت نماز؛

چهارم: دعای مخصوص این روز که به دعای مباهله معروف است و شبیه دعای سحر ماه رمضان می باشد.

هم چنین در این روز خواندن زیارت امیرالمؤمنین به ویژه زیارت جامعه روایت شده است. احسان به فقرا و محرومان به تأسّی از مولی الموحدین علی علیه السلام که در رکوع نمازش به نیازمند احسان فرمود، سفارش شده است.

بخش هایی از دعای روز مباهله

خداوندا، بر محمد و آل محمد درود فرست و به من شادی و خرّمی، استقامت و گشایش، عافیت و سلامت و کرامت، روزی پاک و فراوان، و هر نعمت و وسعت که نازل شده یا از آسمان به زمین نازل می شود، قسمت کن.

خداوندا، اگر گناهان چهره مرا نزد تو فرسوده اند و میان من و تو حایل شده اند و حالم را نزد تو دگرگون کرده اند، از تو درخواست می کنم به نور آبرویت که خاموش نشود و به آبروی حبیبت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم و به آبروی وصیّت علّی مرتضی علیه السلام و به حق اولیائت که آنها را برگزیدی که بر محمد و آل محمد درود بفرستی و هر گناه که کرده ام بیامرزی و مرا در باقی مانده عمرم حفاظت کنی.

خداوندا، من مطیع توام، پس از من خشنود باش. عملم را ختم به خیر کن و ثواب آن را برایم در بهشت مقرّر دار و آنچه خود سزاوار آنی برای من انجام ده، ای سزاوار تقوا و آمرزش. رحمت فرست بر محمد و آل محمد و به رحمت خود به من رحم کن، ای مهربان ترینِ مهربانان.




طبقه بندی: مقاله، 
(تعداد کل صفحات:9)      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره وبلاگ

ذکــر تعجیل فــــرج رمز نجات بشــــر است.....


ما بـــرآنیم که این ذکـــــر جهـــانی بشــــود.....
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
دانشنامه مهدویت
 
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان


 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic