فــــرج نزدیک است...
اللهم عجل لولیک الفرج
نوشته شده در تاریخ شنبه یکم خرداد 1389 توسط منتظر فرج | نظرات ()


الف) موقعیت جغرافیایى فدك

فدك دهكده‏اى در شمال مدینه بود كه تا آن شهر دو یا سه روز راه فاصله داشت.1 این دهكده در شرق خیبر و در حدود هشت فرسنگى‏2 آن واقع بود و ساكنانش همگى یهودى شمرده مى‏شدند. امروزه فاصله خیبر تا مدینه را حدود 120 یا 160 كیلومتر ذكر مى‏كنند.3

ب) فدك و رسول خدا(ص)

در سال هفتم هجرت، پیامبر خدا(ص) براى سركوبى یهودیان خیبر كه علاوه بر پناه دادن به یهودیان توطئه‏گر رانده شده، از مدینه به توطئه و تحریك قبایل مختلف علیه اسلام مشغول بودند، سپاهى به آن سمت گسیل داشت و پس از چند روز محاصره دژهاى آن راتصرف كرد.

پس از پیروزى كامل سپاه اسلام - با آن كه اختیار اموال و جان‏هاى شكست خوردگان همگى در دست پیامبر(ص) قرار داشت - رسول خدا(ص) با بزرگوارى تمام، پیشنهاد آنان را پذیرفت و به آن‏ها اجازه داد نصف خیبر را در اختیار داشته باشند و نصف دیگر از آن مسلمانان باشد. بدین ترتیب، یهودیان در سرزمین خود باقى ماندند تا هر ساله نصف درآمد خیبر را به مدینه ارسال دارند.

با شنیدن خبر پیروزى سپاه اسلام، فدكیان كه خود را همدست خیبریان مى‏دیدند، به هراس افتادند؛ اما وقتى خبر برخورد بزرگوارانه پیامبر(ص) با خیبریان را شنیدند، شادمان شدند و از رسول خدا(ص) خواستند که با آنان همانند خیبریان رفتار كند. پیامبر خدا(ص) این درخواست را پذیرفت.4

ج) تفاوت فقهى حكم خیبر و فدك‏

رفتار رسول خدا درباره فدك و خیبر یكسان مى‏نماید؛ ولى این دو سرزمین حكم همسان ندارند. مناطقى كه به دست مسلمانان تسخیر مى‏شود، دو گونه است:


1. مكان‏هایى كه با جنگ و نیروى نظامى گشوده مى‏شود. این سرزمین‏ها كه در اصطلاح «مفتوح العنوة» (گشوده شده با قهر و سلطه) خوانده مى‏شود، به منظور تقدیر از تلاش جنگجویانِ مسلمان در اختیار مسلمانان قرار مى‏گیرد و رهبر جامعه اسلامى چگونگى تقسیم یا بهره‏بردارى از آن را مشخص مى‏سازد.5 منطقه خیبر، جز دو دژ آن به نام‏هاى «وطیح» و «سلالم»،6 این گونه بود.

2. مكان هایى كه با صلح گشوده مى‏شود؛ یعنى مردم منطقه‏اى با پیمان صلح خود را تسلیم مى‏كنند و دروازه‏هاى خود را به روى مسلمانان مى‏گشایند. قرآن كریم اختیار این نوع سرزمین‏ها را تنها به رسول خدا(ص) سپرده است‏7 و مسلمانان در آن هیچ حقى ندارند.

فدك و دو دژ پیش گفته خیبر این گونه فتح شد؛ بنابراین، ملك رسول خدا(ص) گشت. طبرى مورخ بزرگ مى‏گوید: «و كانت فدك خالصة لرسول الله(ص) لانهم لم یجلبوا علیها بِخِیْلٍ و لا ركاب؛8فدك ملك خالص پیامبر خدا(ص) بود. زیرا مسلمانان آن را با سواره نظام و پیاده نظام نگشودند

 د) ارزش اقتصادى فدك‏

درباره ارزش اقتصادى فدك بسیار سخن گفته‏اند. برخى از منابع شیعى درآمد سالیانه آن را بین بیست و چهار هزار تا هفتاد هزار دینار نوشته‏اند9 و برخى دیگر، نصف درآمد سالیانه آن را 24هزار دینار نگاشته‏اند. ابن ابى الحدید معتزلى‏10از یكى از متكلمان امامى مذهب چنان نقل مى‏كند كه ارزش درختان خرماى این ناحیه با ارزش درختان خرماى شهر كوفه در قرن هفتم برابر بود.11

به نظر مى‏رسد مى‏توان تا حدودى ارزش واقعى اقتصادى آن را از یك گزارش تاریخى زمان خلافت عمربن خطاب دریافت. وقتى خلیفه دوم تصمیم گرفت فدكیان یهودى را از شبه جزیره عربستان اخراج كند، دستور داد نصف فدك را كه سهم آنان بود، از نظر زمین و درختان و میوه‏ها قیمت گذارى كنند. كارشناسان ارزش آن را پنجاه هزار درهم تعیین كردند و عمر با پرداخت این مبلغ به یهودیان فدك، آن‏ها را از عربستان بیرون راند.12

بنابراین، مى‏توان ارزش اقتصادى فدك در زمان رسول خدا(ص) و ابوبكر را چیزى نزدیك به این مقدار دانست.

اختلاف حضرت زهرا(س) با حكومت بر سر فدك چگونه بود؟

گزارش‏هاى منابع شیعى و سنى نشان مى‏دهد حضرت زهرا(س) و حكومت هر یك دو ادعا درباره فدك داشتند.

الف) ادعاهاى حضرت زهرا(س)

چنان كه نزد شیعیان مشهور است، حضرت زهرا(س) فدك را ملك خود مى‏دانست و براى اثبات مالكیت خود دو راه را به صورت طولى پیمود؛ یعنى وقتى از راه اول نتیجه نگرفت سراغ راه دوم رفت.13 این دو راه عبارت است از بخشش و ارث.

1. بخشش (نحله)

عمده منابع شیعى و نیز منابع متعدد اهل سنت این نكته را بیان مى‏كنند كه نیمى از فدك در سال هفتم هجرى به ملكیّت شخص پیامبر اكرم(ص) درآمد و پیامبر(ص) - طبق آیه «و آتِ ذالقربى حقَّه؛14 حق خویشان خود را بپرداز» - آن را به حضرت فاطمه زهرا(س) بخشید.15

حضرت فاطمه(س) پس از پیامبر اكرم(ص) براى اثبات این ادعا حضرت على(ع) و امّ ایمن را گواه قرار داد. حكومت سخن حضرت زهرا(س) را نپذیرفت و بااین بهانه كه اولاً حضرت على(ع) در این گواهى صاحب نفع است و ثانیاً - حتى اگر شهادت على(ع) پذیرفته شود - در اثبات امور مالى گواهى دو مرد یا یك مرد و دو زن لازم است، گواهى امام على(ع) و ام ایمن را رد كرد.


طبقه بندی: مقاله، 
نوشته شده در تاریخ جمعه سوم اردیبهشت 1389 توسط منتظر فرج | نظرات ()

نویسنده:ابراهیم پور حسین

اشاره:

در این مقاله به معرفی جایگاه سلمان فارسی، این صحابی ایرانی پیامبر اکرم(ص) در عصر ظهور می پردازیم. در روایات متعددی از حضرت سلمان (ره) به عنوان یکی از رجعت کنندگان؛یعنی کسانی که در عصر ظهور دوباره به جهان باز می گردند تا امام مهدی (ع) را یاری کنند و آن دوران خوش را دریابند، یاد شده است. دریکی از این روایات که از امام صادق (ع) نقل شده است، در این باره چنین می خوانیم: به همراه قائم -درود خدا بر او باد- بیست و هفت نفر مرد از پشت کوفه خارج می شوند؛پانزده نفر از قوم موسی -درود خدا بر او باد- همان کسانی که به حق راهنمایی و به آن داوری می کردند؛ هفت نفر از اصحاب کهف، یوشع بن نون [وصی حضرت موسی]، سلمان، ابودجانه انصاری، مقداد و مالک اشتر. آن ها در پیشگاه او یاران و حاکمان خواهند بود».(1)در روایت مفصلی که سلمان (ره) از پیامبر گرامی اسلام (ص) نقل کرده است، آن حضرت، پس از معرفی همه جانشینان خود از امام علی(ع) تا امام مهدی (ع) خطاب به سلمان می فرماید: «ای سلمان! به درستی که تو او را در خواهی یافت و هم چنین همه کسانی که مانند تو هستند و کسانی که ولایت او را پذیرفته و به معرفت او دست یافته اند. [در این جا سلمان می گوید:] شکر خدا رابه جای آوردم و گفتم: آیا من تا زمان او عمر خواهم کرد؟ پس، آن حضرت این سخن خدای تعالی را خواند: «پس آن گاه که وعده [تحقق] نخستین آن دو فرا رسد، بندگانی از خود را که سخت نیرومندند بر شما می گماریم تا میان خانه ها [یتان برای قتل و غارت شما] به جست و جو در آیند و این تهدید تحقق یافتنی است. پس[از چندی] دوباره شما را بر آنان چیره می کنیم و شما را با اموال و پسران یاری می دهیم و [تعداد] نفرات شما را بیشتر می گردانیم».(2)سلمان می گوید: [در این هنگام] گریه و شوق من فزونی گرفت و گفتم: ای پیامبر خدا! آیا این [موضوع] عهدی از سوی شماست؟
پس فرمود: آری به خدایی که مرا به حق فرستاد، این بر عهدی است از سوی من، علی، فاطمه، حسن،حسین، نُه [امام جانشین]، همه کسانی که از ماو با ما هستند و در راه ما ستمی دیده اند. سوگند به خدا، بی تردید در آن زمان ابلیس و سپاهیان او و [هم چنین] همه کسانی ایمان خالص یا کفر خالص داشته اند، برای او (امام مهدی) حاضر می شوند تا [ستمگران] قصاص شوند و به مجازات خود برسند. پروردگارت به هیچ کس ستم نمی کند. آن چه گفتم تأویل این آیه است که:«و خواستیم بر کسانی که در آن سرزمین فرودست شده بودند،منت نهیم و آنان را پیشوایان [مردم] گردانیم،و ایشان را وارث [زمین] کنیم، و در زمین قدرتشان دهیم از طرفی] به فرعون و هامان و لشکریانشان آن چه را که از جانب آنان بیمناک بودند، بنمایانیم».(3)سلمان می گوید: «از پیشگاه آن حضرت برخاستم در حالی که هیچ نگران نبودم که من مرگ را دیدار کنم، یا مرگ مرا».(4)در مورد آیاتی که پیامبر اسلام(ص) در ابتدای این روایت شریف به آن ها استناد می کنند، باید گفت که این آیات در ابتدای سوره اسرا و پس از اشاره به ماجرای بنی اسرائیل وارد شده است. در ایه قبل از این دو آیه چنین می خوانیم: «و در کتاب [آسمانی شان] به فرزندان اسرائیل خبر دادیم که: «قطعاً دوباره در زمین فساد خواهید کرد و قطعاً به سر کشی بسیار بزرگی بر خواهید خاست».(5)
آیات یاد شده از جمله آیاتی هستند که در روایات اهل بیت عصمت و طهارت (ع) به هنگام گفت و گو از موضوع رجعت به آن ها استشهاد شده است.(6)

پی نوشت ها:

1.شیخ مفید الارشاد، ص 365، بحارالأنوار، ج 52، ص 346، ح 92.
2.سوره اسرا (17)، آیات 5و6.
3.سوره قصص (28)، آیه 5.
4.محمد بن جریر طبری، دلائل الامامة، ص 447-450، ح 424، سید هاشم بحرانی، البرهان فی تفسیرالقرآن، ج 4، ص 533، بحارالأنوار، ج 25، ص 7 و 8، ح 9.
5.سوره اسراء (7)، آیه 4.
6.ر.ک: دلائل الامامة، ص 539، ح 522، البرهان، ج4، ص 531-537.

منبع:نشریه موعود،شماره


طبقه بندی: مقاله، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه پنجم اسفند 1388 توسط منتظر فرج | نظرات ()

اشاره

گاهی آدمی با دیدن یک حقیقت، آن چنان شیفته و شیدا میشود که ناگزیر از راه و رسم و باورهای قبلی خویش دست میکشد و به آن حقیقتی که قلبش را تسخیر کرده، دل و جان میسپارد.

به عبارت دیگر، حلول آنی یک حقیقت، تأثیر شگرف در جسم و جان آدمی میگذارد و تا مرحله انقلاب «قلبی» و «درونی»، او را به پیش میبرد. و این، خواه ناخواه، تحوّل عظیمی در زندگی فردی و اجتماعی انسان ایجاد میکند.

شایسته است برای سنجش حدّ و مرز این دگرگونی، به نکات زیر توجّه کنیم:

1. تغییردهنده و تسخیر کننده اصلی قلب های مردم، خداست. بدون اذن و اراده پروردگار، هیچ دلی شکافته نمیشود و هیچ قلبی رنگ حقیقت به خود نمیگیرد.

2. ممکن است اولیاءاللّه و بعضی از بندگان صالح خدا نیز با «ریاضت روحی و معنوی» و «ساختن درون خویش»، به مقام والای «تسخیرکنندگی» دست یازند؛ اما این دگرگون سازی آنها، نه ذاتی و حقیقی، که عرضی و اعتباری است. آنان هرچه به خدا نزدیک تر شوند، رفتار، کردار، نفوذ کلام و سیمای نورانی شان، موجب تغییر و انقلاب عمیق تر و ماندگارتر میشود.

بر همین اساس، می‌توان گفت: امامان معصوم علیهم السلام تحوّل سازان و تسخیرکنندگانی هستند که به اذن الهی، بیشترین و ماندگارترین تأثیر روحی و فکری را در دیگران ایجاد می‌کنند.

3. نکته دیگر اینکه، به صورت واقعی افرادی قدرت تغییر، تسخیر و دگرگون سازی روح و روان و تصرّف وجود دیگران را دارند که خود، بر اثر جذبه «ایمان» و درک عمیق «وحدانیّت»، متغیّر شده و چشم دل شان به جمال زیبای «حقیقت» روشن شده باشد.

یا قَلیلَ الْعَقْلِ! ما لِلَّعْبِ خُلِقْنا؛ ای کم عقل! ما برای بازی آفریده نشده‌ایم

حال با این نگاه، به سراغ امام حسن عسکری علیه السلام می‌رویم و از این منظر، به نظاره تسخیرها، هدایتها و میزان نفوذ و تصرّف دل و جان دیگران توسط حضرتش می‌نشینیم.

طاغوتهای معاصر امام حسن عسکری علیه السلام، در مدّت زندگی آن امام همام، از هیچ گونه ظلم و جفا دریغ نکردند و هریک، به نوعی به آزار و اذیّت آن حضرت پرداختند. در این میان، معتمد عبّاسی، گوی سبقت را از همگنان خویش ربوده بود. او پیوسته با آن وارسته روزگار، بدرفتاری می‌کرد و در حقّش ستم روا می‌داشت. او برای زجر و آزار بیشتر امام حسن عسکری علیه السلام بدترین، شرورترین و پلیدترین یاران خویش را مأمور و نگهبان آن حضرت قرار می‌داد. امام علیه السلام در همان زندانها نیز، به تبلیغ و هدایت فریب خوردگان می‌پرداخت و با خَلْق جلوه های عملی، عبادی و عرفانی خویش، راهبری و تربیت آنان را به عهده داشت.

 

1. دگرگونی زندان بانان

صالح بن وصیف از کسانی است که مسئولیت حفاظت و مراقبت از امام حسن عسکری علیه السلام را عهده دار بود. او بدترین کارها را نسبت به آن امام همام روا داشته و بدترین افراد را برای آزار و اذیّت آن حضرت به کار گماشته و چه رنجها و آزارها که بر آن امام وارد نساخت! در همین راستا آورده‌اند که:

روزی جمعی از درباریان عبّاسی، نزد وی آمده و درباره نتایج شکنجه های روحی و جسمی امام حسن عسکری علیه السلام به گفت و گو نشستند. وقتی دانستند که حربه هایشان در مورد حضرت کارساز نبوده، خطاب به صالح بن وصیف گفتند:

امام حسن عسكری
ـ بر حسن بن علی سخت گرفته، او را در تنگنای شدیدتری قرار بده!

صالح که بارها امام را آزموده و برای عذاب آن حضرت، از انواع و اقسام شکنجه های روحی و جسمی بهره برده بود؛ به خشم آمد و با عصبانیت گفت:

ـ می‌گویید چه کنم؟ دو نفر از شرورترین افراد را به عنوان نگهبانان مخصوص، نزد او فرستادم؛ متأسّفانه آنها چنان تحت تأثیر رفتار و کردار او قرار گرفتند که اینک، پیوسته به عبادت، نماز و روزه اشتغال دارند. اگر باور ندارید، منتظر بمانید و از زبان خودشان بشنوید.

آنگاه دستور داد تا آن دو نفر را حاضر کنند. وقتی آمدند، درباریان عبّاسی از آنان پرسیدند:

ـ وای بر شما! کارتان با این مرد (امام حسن عسکری علیه السلام) به کجا کشید؟

آنها با اینکه لبه تیغ ستم را به جان خویش احساس مینمودند، زبان از حقیقت فرونبسته، حقیقت را چنین بازگو کردند:

ـ چه می‌گویید در مورد مردی که روزها روزه می‌گیرد و شبها تا پایان شب، مشغول عبادت و مناجات است؟ او به غیر از عبادت، به چیزی اشتغال ندارد و به هیچ عنوان با ما هم سخن نمی‌شود. هرگاه چهره او را می‌دیدیم، از هیبتش به لرزه می‌افتادیم و آن چنان تحوّل و دگرگونی در جسم و جانمان ایجاد می‌شد که گذشته خویش را کاملاً فراموش می‌کردیم و گویا مالک جان خویش نبوده و هیچ اراده و قدرتی از خود نداریم.

درباریان عبّاسی با شنیدن سخنان ندامت انگیز شروران اردوگاه، لب فروبستند و با سرافکندگی، مجلس را ترک نمودند.1




طبقه بندی: مقاله، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388 توسط منتظر فرج | نظرات ()

 همه ی هستی ام را نیلوفرانه به دور ضریح عشق می چرخانم، می بالم و سر به آسمان می سایم! ساکنان آسمان به من غبطه می خورند و به زمین می نگرند. به جایی که رشک همه فرشتگان و نیکان است. به حریم مقدس رضوی.
   و من، شکوفه ای را می مانم که با نگاه مهرآمیز مولایم؛ گل می شوم و همه عاشقان را به گل بویی فرا می خوانم! حالیا، ای عاشقان حریم خورشید! ای دوستداران آفتاب! ای مه جویان! بیایید و زیباترین تلاءلو آیینه و آفتاب و آب را در دیار ما، خراسان، بنگرید.
   بیایید و ببینید که در این قطعه از بهشت، چه دلهایی پرپر می زنند! چه دیده هایی سو می گیرند، چه ایمانهایی جلا و جلوه می یابند! و چه شکوهی جلوه گر است این جا! چه نسیم شفایی می وزد! چه رایحه باصفایی همه جا را عطرآگین می کند! چه مردمانی بال پرواز می یابند و از زمین به آسمان پر می کشند و چه فرشته هایی برای غبارروبی این آستان، از آسمان به زمین می آیند!
   هان و هان! ای مردمان دنیا؛ برای دریافت سند رستگاری به این سوی کعبه بیایید! برای شکوهمند شدن سر بر این آستان آسمانی بسایید و ازاین خاک و دیار بهره و برکت بجویید.
   هان؛ ای همگان؛ برای نگریستن در معجزه مهر و عشق و لطف و ایمان، به مشهد بیایید و شهد والایی ها و خوبی ها را بیابید!

   در غمبارش مصیبت هجران یار و شهادت هشتمین سالار و سردار همگان را تسلیت و تعزیت باد!


طبقه بندی: مقاله،  مناجات، 
دنبالک ها: منبع،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه سیزدهم بهمن 1388 توسط منتظر فرج | نظرات ()
امام محمد باقر از امیر المومنین (ع) روایت فرموده: هنگامی كه آیت الكرسی نازل شد رسول خدا (ص) فرمود آیه الكرسی آیه ای است كه از گنج عرش نازل شده و زمانی كه این آیه نازل گشت هر بتی كه در جهان بود با صورت به زمین خورد.

در این زمان ابلیس ترسید و به قومش گفت :"امشب حادثه ای بزرگ اتفاق افتاده است باشید تا من عالم را بگردم و خبر بیاورم.

ابلیس عالم را گشت تا به شهر مدینه رسید مردی را دید و از او سوال كرد: " دیشب چه حادثه ای اتفاق افتاد"

مرد گفت "رسول خدا فرمود:" آیه ای از گنج های عرش نازل شد كه بت های جهان به خاطر آن   آیه همگی با صورت به زمین خوردند. ابلیس بعد از شنیدن حادثه به نزد قومش رفت و حادثه را به آن ها خبر داد.

===================

آیت الكرسی سید آیات قرآن

پیامبر به حضرت علی (ع) فرمود: " یا علی ! من سید عربم-مكه سید شهر هاست- كوه سینا سید همه كوه هاست- جبرئیل سید همه فرشتگان است ، فرزندانت سید جوانان اهل بهشتند- قرآن سید همه كتاب هاست ، بقره سید همه سوره های قرآن است ، ودر بقره یك آیه است كه آن آیه 50كلمه دارد و هر كلمه 50 بركت دارد و آن آیت الكرسی است.

================================

پا داش كسی كه آیت الكرسی را زیاد می خواند

عبدالله بن عوف گفته است:" شبی خواب دیدم كه قیامت شده است و من را آوردند و حساب من را به آسانی بررسی كردند. آنگاه مرا به بهشت بردند و كاخ های زیادی به من نشان دادند. به من گفتند: درهای این كاخ را بشمار ؛ من هم شمردم 50 درب داشت.

بعد گفتند: خانه هایش را بشمار. دیدم 175 خانه بود. به من گفتند این خانه ها مال توست. آن قدر خوشحال شدم كه از خواب پریدم و خدا را شكر گفتم.

صبح كه شد نزد ابن سیرین رفتم و خواب را برایش تعریف كردم.

 او گفت : معلوم است كه تو آیه الكرسی زیاد می خوانی. گفتم : بله ؛ همین طور است. ولی تو از كجا فهمیدی. گفت برای اینكه این آیه 50 كلمه و 175 حرف دارد. من از زیركی حافظه او تعجب كردم. آنگاه به من گفت : هر كه آیه الكرسی را بسیار بخواند سختی های مرگ بر او آسان می شود.

=========

داستان نزول

رسول اكرم (ص) فرمود: چون خدای متعال خواست سوره ی حمد و آیه های شهدالله (18و19 آل عمران) و قل اللهم (26-27آل عمران) و سوره توحید و آیه الكرسی را به زمین نازل كندهمگی به عرش الهی چنگ زدند در حالی كه بین آن ها و خداوند حجابی نبود.

سپس فرمودند : پروردگارا ما را به خانه پر گناه و به سوی كسانی كه عصیان و گناه می كنند می فرستی ؛ در حالی كه ما پاك و مطهر هستیم.

سپس خدای متعال فرمود :" به عزت و جلال خودم سوگند ، هیچ كس شما را بعد از نماز نخواند مگر این كه او را در مرتبه بالای قدس جای دهم كه از نعمت های آن استفاده كنند و در هر روز 70 بار به او با نظر رحكت خود بنگرم و در هر روز 70 حاجت او را برآورم هرچند كه بسیار گناه كرده باشد كه كمترین آن دعاها و حاجت ها و آمرزش گناهان باشد. او را از هر دشمنی پناه می دهم و برای پیروزی بر هر دشمنی یاریش می دهم و مانعی به جز مرگ برای بهشت رفتن او نباشد.( یعنی بعد از مرگ بلافاصله به بهشت می رود)

====================

آیت الكرسی برای حفظ چشم

بعد از هر نماز دستان را روی چشم بگذارید و بعد از خواندن آیت الكرسی بگویید:"اللهم احفظ حدقتی بحق حدقتی علی بن ابیطالب(ع)"

==========

امان نامه الهی

امام كاظم (ع) فرمود: از بعضی پدران بزرگوارم شنیدم كه كسی داشت سوره حمد را می خواند پس حضرت فرمود: هم شكر خدا را به جای آورد و هم به پاداش رسید. بعد حضرت شنید كه سوره توحید می خواند فرمود: ایمان آورد و ایمنی به دست آورد و سپس شنید كه سوره قدر می خواند فرمود: راست گفت و آمرزیده شد و بعد شنید كه آیت الكرسی می خواند فرمود: خداوند خالق امان نامه برایش فرو فرستاد.

================

قرآن برتر است یا تورات؟

روایت شده كه از پیامبر (ص) پرسیدند: قرآن برتر است یا تورات؟ فرمودند: در قرآن آیه ای است كه از تمام كتابهایی كه خداوند بر پیامبرانش نازل فرموده بهتر و برتر و والاتر است و آن آیه الكرسی است.

پیامبر فرمودند با فضیلت ترین آیه ای كه بر من نازل شد آیه الكرسی است.

پیامبر فرمودند آیه الكرسی وسوره توحید عظیم تر از همه چیزهایی است كه دون و پست تر از خداست.

پیامبر (ص) فرمودند: دانش بر تو گوارا باد. سوگند به كسی كه جان محمد در دست اوست این آیه دارای دو زبان و دو لب است كه در عرش الهی تسبیح و تقدیس خدا می گوید.

رسول خدا (ص) فرمود: در شب معراج دو لوح را دیدم ، كه در یك لوح سوره حمد و در لوح دیگر كل قرآن قرار داشت كه سه نور از آن می درخشید . پس گفتم ای جبرئیل این نوره چیست؟ جبرئیل در جواب گفت : آن سه نور یكی سوره توحید و یكی سوره یاسین و دیگری آیه الكرسی می باشد.

پیامبر (ص) فرمودند: در معراج در آسمان هفتم دیدم كه ملائكه حجب سوره نور را می خوانند ، خزان كرسی آیه الكرسی و حمله عرش سوره مومن را می خوانند.

امام صادق (ع) فرمود: همانا من از آیه الكرسی برای بالا رفتن درجات استفاده می كنم.

امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه سوره حمد و توحید و قدر را با آیه الكرسی بخوانید و بعد از آن برخیزید و و رو به قبله حاجات خود را از خدا بخواهید كه حاجاتتان بر آورده خواهد شد زیرا اسم اعظم هستند.

امام علی (ع) فرمودند اگر شما از آثار معنوی آیه الكرسی آگاه بودید در هیچ حال خواندن آن را ترك نمی كردید.

امام محمد باقر (ع) فرمودند: هر كس یك بار آیه الكرسی را بخواند خداوند هزار ناراحتی از ناراحتی های دنیا و هزار سختی آخرت رااز او دور می كند كه كمترین ناراحتی دنیا فقر و كمترین سختی آخرت فشار قبر است.

رسول خدا در خواب به دختر خویش فرمودند: ترازوی اعمال خویش را با آیه الكرسی سنگین گردان. زیرا هركس آن را قرائت نماید آسمان وزمین با فرشتگانش به جنبش و حركت در آیند و خداوند را با صدای بلند به پاكی یاد كنند و او را بزرگ بدارند و تسبیح گویند. پس از آن تمامی فرشتگان از خداوند می خواهند كه گناه خواننده آیه الكرسی را ببخشد و از خطا و لغزشش در گذرد.

رسول خدا (ص) فرمودند: هركس آیه الكرسی را یك بار بخواند اسم او از دیوان اشقیا و انسان های بد محو می شود.

امام رضا (ع) به نقل از پیامبر فرمودند: هر كس 100 مرتبه آیه الكرسی را بخواند چنان باشد كه همه عمر خود را عبادت كرده باشد.

=======

بعد از نماز

پیامبر فرمودند: هر كس آیه الكرسی را بعد از نماز بخواند هفت آسمان شكافته گردد و به هم نیاید تا خداوند متعال به سوی خواننده آیت الكرسی نظر رحمت افكند و فرشته ای را بر انگیزد كه از آن زمان تا فردای آن كارهای خوبش را بنویسد و كارهای بدش را محو كند.

رسول اكرم (ص) فرمود: یا علی بر تو باد به خواندن آیه الكرسی بعد از هر نماز واجب. زیرا به غیر از پیغمبر و صدیق و شهید كسی به خواندن آن بعد از هر نماز محافظت نمی كند و هر كس بعد از هر نماز آیه الكرسی را بخواند به جز خداوند متعال كسی او را قبض روح نمی كند و مانند كسی باشد كه همراه پیامبران خدا جهاد كرده تا شهید شده است و فرمود: بعد از مرگ بلا فاصله داخل بهشت می شود و به جز انسان صدیق و عابد كسی بر خواندن آیه الكرسی مواظبت نمی كند.

در روایتی از امام باقر آمده است:" هر كس آیه الكرسی را بعد از هر نماز بخواند از فقر و بیچارگیدر امان شود و رزق او وسعت یابد و خداوند به او از فضل خودش مال زیادی بخشد."

رسول اكرم فرمودندك هر كس آیه الكرسی را بعد از هر نماز واجب بخواند نمازش قبول درگاه حق می گردد و در امان خدا باشد و خداوند او را از بلاها و گناهان نگه دارد.

جهت نور چشم بعد از هر نماز دست بر چشم بگذارد و آیه الكرسی بخواند و بگوید :" اعیذ نور بصری بنور الله الذی لا یطفی"

خداوند به موسی بن عمران وحی فرمود: كسی كه بعد از نماز واجبش آیه الكرسی بخواند خداوند متعال به او قلب شاكرین ? اجر انبیا و عمل صدیقین را عطا فرماید و چیزی جز مرگ از داخل شدن او به بهشت جلوگیری نمی نماید. مداومت نمی نماید به آن مگر پیامبر یا صدیق یا كسی كه از او راضی شده ام و یا شخصی كه شهادت را روزی او می نمایم.

=============

زیادی علم وحافظه

پیامبر (ص) روایت كرده است كه فرمودند : 5 چیز حافظه را قوی می گرداند: 1-خوردن شیرینی 2- گوشت نزدیك گردن 3- عدس 4- نان سرد و 5- خواندن آیت الكرسی

عالمی گوید : هر كه علم می خواهد بر پنج چیز مواظبت می كند:

1- پرهیزكاری در آشكارا و پنهان 2-   خواندن آیت الكرسی        3- همیشه با وضو بودن  4- نماز شب خواندن حتی اگر دو ركعت باشد.  5- غذا خوردن به منظور نیرو گرفتن نه شكم پر كردن.

===

سفر

امام صادق (ع) فرمود: سفر را با دادن صدقه و یا با خواندن آیت الكرسی آغاز كنید. كسی كه در سفر هر شب آیه الكرسی را بخواند هم خودش در سلامت باشد  و هم چیزهایی كه همراه اوست.

====

حاجت

اگر برای كسی كار مهمی پیش آمده باشد و بخواهد كه زود انجام شود و به صحرایی رود كه در آنجا كسی نباشد و خطی دور خود بكشد و رو به قبله با تواضع بنشیند و 70 بار آیه الكرسی را بخواند . بدون شك در آن روز حاجات او بر آورده شود . این كار تجربه شده است و شكی در آن نیست.

رسول اكرم (ص) فرمودند: هرگاه برای حاجتت از خانه ی خود بیرون آمدی آیه الكرسی را بخوان كه حاجتت به خواست خدا برآورده گردد.

امام علی (ع) فرمودند: هرگاه یكی از شما اراده حاجتی كند پس صبح روز پنج شنبه در طلب آن بیرون رود و در وقت بیرون رفتن آخر سوره آ?' عمران ( آیه 190تا آخر) و آیه الكرسی و سوره قدر و حمد را بخواند ، زیرا كه در خواندن این ها حوائج دنیا و آخرت برآورده می شود.

در روایت آمده است هر كس آیت الكرسی را در وقت غروب بخواند حاجتش برآورده گردد


طبقه بندی: مقاله، 
دنبالک ها: منبع،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه دوازدهم بهمن 1388 توسط منتظر فرج | نظرات ()
در روایات متعددی ، موضوع تسلط یهود بر سرزمین‌های اسلامی و حوادث پس از آن پیشگویی شده است که در اینجا به مناسبت حوادث جاری در منطقه به دو مورد از آنها اشاره می‌کنیم:
در روایتی كه از امیرمؤمنان(ع) نقل شده است در این زمینه چنین آمده است:
 یهود برای تشكیل دولت خود در فلسطین، از غرب [ به منطقه عربی خاور میانه] خواهند آمد.

عرضه داشتند: یا اباالحسن! پس عرب‌ها در آن موقع كجا خواهند بود؟

فرمود: در آن زمان عرب‌ها نیروهایشان از هم پاشیده و ارتباط آنها از هم گسیخته، و متّحد و هماهنگ نیستند.
 
از آن حضرت سؤال شد: آیا این بلا و گرفتاری طولانی خواهد بود؟

فرمود: نه، تا زمانی كه عرب‌ها زمام امور خودشان را از نفوذ دیگران رها ساخته و تصمیم‌های جدّی آنان دوباره تجدید شود آنگاه سرزمین فلسطین به دست آنها فتح خواهد شد، و عرب‌ها پیروز و متّحد خواهند گردید، ونیروهای كمكی از [طریق] سرزمین عراق به آنان خواهد رسید كه بر روی پرچم‌هایشان نوشته شده است: «القوّة»1. عرب‌ها و سایر مسلمانان همگی مشتركاً برای نجات فلسطین قیام خواهند كرد [و با یهودیان خواهند جنگید] و چه جنگ بسیار سختی كه در وقت مقابله با یكدیگر در بخش عظیمی از دریا روی خواهد داد كه در اثر آن مردمان در خون شناور شده و افراد مجروح بر روی اجساد كشته‌ها عبور كنند.
آنگاه فرمود:

 و عرب‌ها سه بار با یهود می‌جنگند، و در مرحلة چهارم كه خداوند ثبات قدم و ایمان و صداقت آنها را دانست همای پیروزی بر سرشان سایه می‌افكند.
بعد از آن فرمود:

به خدای بزرگ سوگند كه یهودیان مانند گوسفند كشته می‌شوند تا جایی كه حتّی یك نفر یهودی هم در فلسطین باقی نخواهد ماند.2


* * *

آن حضرت در روایتی دیگر كه «عباید اسدی» آن را نقل كرده است، می‌فرماید:
 من در آینده در مصر منبری روشنی‌بخش بنیان خواهم نمود ...، و یهود و نصاری را از سرزمین های عرب بیرون خواهم راند، و عرب را با این عصای خود [به طرف حق] سوق خواهم داد.
عبایه می‌گوید: من عرض كردم: یا امیر المؤمنین! گویی شما خبر می‌دهید كه بعد از مردن بار دیگر زنده می‌شوید و این كارها را انجام می‌دهید!
فرمود:
هیهات ای عبایه ! مقصود من از این سخنان آن گونه كه تو خیال كردی نیست؛ مردی از دودمان من اینها را انجام خواهد داد.3

با امید به آنكه به زودی با ظهور امام مهدی(ع) شاهد نابودی صهیونیسم متجاوز و آزادی كامل سرزمین فلسطین و قدس شریف باشیم.



طبقه بندی: مقاله، 
دنبالک ها: منبع،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه ششم بهمن 1388 توسط منتظر فرج | نظرات ()

آخر الزمان

آیا ظهور نزدیک است؟

 

چه خوشست بوی عشق از نفس نیازمندان         دل از انتظار خونین دهن از امید خندان

بنا بر نص صریح قرآن کریم، هنگامی که حضرت موسی(علیه السلام) بر آن شد که برای ملاقات و مناجات با پروردگار خویش آهنگ کوه طور نماید، قوم خویش(بنی اسراییل ) را فراخواند و آنان را وعده کرد که تا پایان سی روز آینده به سوی ایشان باز خواهد گشت و آنگاه که خداوند متعال ده روز دیگر بر آن سی روز افزود عده ای از بنی اسرائیل گفتند موسی (علیه السلام) خلف وعده کرده و این مسأله زمینه ساز فتنه سامری و گوساله پرستی قوم یهود گردید. (الأعراف/142)

با توجه به پیامها و عبرتهای موجود در آیه یاد شده باید گفت یکی از آفتها و آسیبهایی که می تواند به منزله یک تهدید برای نهضت انسان ساز و امید آفرین مهدویت به شمار رود مسأله "توقیت" یا تعیین وقت واقعه ظهور است.

 

به فراست می توان دریافت که مسأله "توقیت" اساسا بر خلاف فلسفه و مفهوم واقعی انتظار فرج است و ای بسا منتظران را سرخورده، دلسرد و ناامید سازد و یا اینکه در اصل اعتقاد ایشان به پدیده ظهور خدشه وارد آورد. چه آنکه وقتی گفته می شود ظهور در فلان زمان مشخص حتما واقع خواهد شد ولی در زمان وعده شده ظهور تحقق نپذیرد آنگاه فرد منتظر افزون بر اینکه ممکن است ایمان خویش را نسبت به اصل ظهور منجی از دست دهد سرشکسته، مأیوس و ناامید نیز خواهد شد. از سوی دیگر چنانچه گفته شود ظهور تا فلان زمان خاص به وقوع نخواهد پیوست آنگاه فرد منتظر به خیال اینکه هنوز تا زمان ظهور فرصت کافی در اختیار دارد تلاش خویش را برای دستیابی به آمادگی لازم برای واقعه ظهور فروخواهد گذاشت.

 این روزها در برخی از محافل دینی به نقل از مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی بهجت، (دامت برکاته) گفته می شود که ایشان در قبال سوالی مبنی بر بشارتهایی درباره ظهور فرموده اند که ظهور نزدیک است؛ آنقدر نزدیک که حتی افراد سالخورده نیز می توانند به درک واقعه ظهور حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه) امیدوار باشند.

بدینسان می توان گفت کارکرد حقیقی انتظار در عصر غیبت در گرو عدم تعیین وقت خاص برای واقعه ظهور می باشد.

از همین روست که در کثیری از روایات منقول از اهل بیت علیهم السلام، ادعای تعیین وقت ظهور برابر با "کذب" خوانده شده و شیعیان مأمور به تکذیب این مدعیان گردیده اند. چنانکه در توقیع مبارک امام زمان علیه السلام به "اسحاق بن یعقوب" آمده است:

 "... و اما ظهور الفرج فإنه إلی الله تعالی ذکره و کذب الوقّاتون"(3)

 (و اما آشکار شدن فرج وابسته به اراده حق تعالی است و وقت گزاران دروغزنانی بیش نیستند)

البته نهی از "توقیت" نباید منجر به این شود که شیعیان و منتظران، امر ظهور را پدیده ای دور از دسترس و مستقل از اراده خویش،که در آینده ای محتمل و نامعلوم به وقوع خواهد پیوست، بیانگارند. بلکه  باید با حفظ روحیه نشاط و امید، همواره ظهور را در چند قدمی خویش ببینند و این همان چیزی است که در برخی مجامع روایی و پاره ای از متون دینی بدان تصریح شده است چنانکه در دعای "عهد" آمده است:

"... اللهم اكشف هذه الغمة عن هذه الامة بحضوره و عجل لنا ظهوره انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا"(4)

(پروردگارا! با حضور ولی و دوست خود اندوه را از دلهای این امت بزدای ودر ظهور وی شتاب کن (هرچند) دیگران ظهور حضرتش را دور می انگارند و لی ما آن را نزدیک می بینیم)

 

بنا بر آنچه گذشت گفتنی است این روزها در برخی از محافل دینی به نقل از مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی بهجت، (دامت برکاته) گفته می شود که ایشان در قبال سوالی مبنی بر بشارتهایی درباره ظهور فرموده اند که ظهور نزدیک است؛ آنقدر نزدیک که حتی افراد سالخورده نیز می توانند به درک واقعه ظهور حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه) امیدوار باشند. (این نقل قول را از زبان آیت الله ناصری از اینجا دریافت کنید).

راقم این سطور از یک سو در امین و ثقه بودن این علمای فرزانه ذره ای تردید ندارد. از سویی دیگر ظاهر این سخن ممکن است با پاره ای از احادیث منقول از اهل بیت علیهم السلام(روایتهایی که با عنوان "توقیت" شهرت یافته‌اند(5)) سازگار نیفتد بنابراین دیدگاه معقول و روی آورد منطقی در قبال مساله یاد شده چیست؟

 

به عقیده ما نمی توان و نباید از سر شتابزدگی و با اخذ موضع عجولانه، شأن و منزلت برخی از سرمایه ها و ذخیره های علمی و معنوی این کشور را زیر سوال برده آنها را در عداد وقت گزاران امر ظهور و مصادیقی برای این گونه روایتها به شمار آورد بلکه می بایست آنجا که سخنی چنین تامل برانگیز( آنهم به نقل از عالمی فرهیخته و دانشمند که خود بیش و پیش از ما بر اینگونه روایات اطلاع و اشراف کامل دارد) مطرح می شود تمام سعی و دقت خویش را در فهم صحیح مراد و مقصود گوینده به کار بندیم.

به فراست می توان دریافت که مسأله "توقیت" اساسا بر خلاف فلسفه و مفهوم واقعی انتظار فرج است و ای بسا منتظران را سرخورده، دلسرد و ناامید سازد و یا اینکه در اصل اعتقاد ایشان به پدیده ظهور خدشه وارد آورد.

و اما رهیافت معقول و پاسخ به سوال مزبور در گرو تقدیم چند مقدمه است:

یکم:

 همانگونه که غیبت بر دو گونه است: غبیت صغری و غیبت کبری؛ ظهور نیز بر دو گونه است: ظهور اصغر و ظهور اکبر.

منظور از ظهور اکبر همان فرج حقیقی و تحقق حکومت عدالت محور آخرین حجت خدا در دوران آخر الزمان است اما مراد از ظهور اصغر، تحقق پاره ای از نشانه های آخر الزمان نظیر رویدادهای اجتماعی همانند قیامها و جنگها، وبرخی حوادث طبیعی همچون زلزله، سیلابها، خسوف و کسوف غیر عادی، و نیز برخی نشانه های خاص می باشد که در برخی کتب مانند کتاب"عصر ظهور" تألیف عالم فرزانه آیت الله کوران به تفصیل تبیین و بررسی شده است.

دوم:

وقوع برخی از نشانه های یاد شده حتمی است بدین معنا که تا این نشانه ها تحقق نپذیرد ظهور واقع نخواهد شد. برخی نشانه ها نیز محتمل الوقوعند.

سوم:

هر یک از نشانه های یاد شده به تنهایی در حکم معدّات (6) و به منزله علت ناقصه (7) برای تحقق ظهور اکبر انگاشته می شوند اما اراده و فعل انسانها به عنوان جزء اخیر علت تامه (8)در تحقق ظهور اکبر نقشی سرنوشت ساز و تعیین کننده دارد لذا در شماری از روایات، یکی از وظایف خطیر منتظران در عصر غیبت دعا و استغاثه به محضر ربوبی به منظور تعجیل در امر فرج معرفی شده است؛ و حضرت حجت علیه السلام خود راز گشایش این مسأله را به ما آموخته اند آنجا که درتوقیع صادر شده از ناحیه حضرتش می فرمایند:

"... و اکثرو الدعا لتعجیل الفرج فإن ذلک فرجکم" (9)

(... تا می توانید برای تعجیل در فرج دعا کنید چرا که فرج شما همان است.)

نتیجه گیری:

قدر مسلم پاره ای از نشانه های ظهور در عصر حاضر تحقق یافته است. ظهور این نشانه ها(ظهور اصغر) نوید بخش قریب الوقوع بودن ظهور اکبر است لکن اراده و فعل آدمیان می تواند در کنار سایر اسباب، موجب تسریع و یا تاخیر آن گردد.

 

پایان بخش نوشتار حاضر تذکار این نکته است که:

توقیت یاد شده از ناحیه علمای اعلام آن توقیت معهود در روایات نیست چرا که آن توقیت، تعیین زمان خاص الخاص و وقت دقیق برای امر ظهور است و این نحوه توقیت از کلام این بزرگان استنباط نمی شود.





طبقه بندی: مقاله، 
(تعداد کل صفحات:9)      ...   4   5   6   7   8   9  

درباره وبلاگ

ذکــر تعجیل فــــرج رمز نجات بشــــر است.....


ما بـــرآنیم که این ذکـــــر جهـــانی بشــــود.....
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
دانشنامه مهدویت
 
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان


 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic