فــــرج نزدیک است...
اللهم عجل لولیک الفرج
نوشته شده در تاریخ سه شنبه ششم بهمن 1388 توسط منتظر فرج | نظرات ()

توصیف دجّال به زبان نمادین

انتظار

 

در میان مهدى پژوهان، محققى كه بیش از دیگران بر رمزى بودن زبان احادیث در قضیه‌ى دجّال تأكید داشته و مفصّل‏تر بدان پرداخته است، علامه سید محمد صدر در جلد سوم موسوعة الامام المهدى است كه در اینجا خلاصه‏ ى سخنان ایشان را نقل مى‏كنیم:

 مفهوم دجّال، سمبل پیچیده ‏ترین و خطرناك‏ترین دشمن اسلام و خداست و این در واقع، توصیف تمدّن و جهان‏بینى ماتریالیستى غرب است؛ زیرا تاریخ ادیان تاكنون چنین دشمنى به خود ندیده است. در احادیث دجّال آمده است: (از زمان خلق آدم تا روز قیامت، امرى خطیرتر از دجّال وجود ندارد)، و استفاده از كلمه (أمر) خود بیانگر این حقیقت است كه دجّال یك شخص معیّن نبوده، بلكه یك جریان فرهنگى - اقتصادى - سیاسى ضد توحیدى و ضد دینى است.

 در روایات باب وارد شده است: (از ترفندهاى دجّال این است كه به آسمان دستور مى‏دهد كه ببارد و در پى آن، آسمان خواهد بارید و به زمین امر مى‏كند برویان و به دنبال آن، زمین رستن آغاز خواهد كرد)، و این چیزى است كه تمدّن غربى بر اساس پیشرفت‏هاى خیره‏كننده در عرصه ى فن‏آورى صنعتى و پیشرفت در زمینه‏هاى فیزیك فضایى و بیوشیمى و ده‏ها شاخه ى دیگر علمى و با سیطره‏ ى همه جانبه بر منابع طبیعى، بدان دست یافته است. 1

 بدیهى است كه این شعبده‏ها و تردستى‏هایى كه از آستین تمدن مادى غرب بیرون مى‏آید، تا چه حدّ اذهان سطحى‏نگر و ساده‏ اندیش را مسحور و مرعوب خود مى‏سازد.

 در اخبار دجّال آمده است: (از شگردها و شیوه‏ هاى اوست كه اگر بر محلّه‏اى عبور كند و مورد تكذیب و روى‏گرداندن اهل آن واقع شود، كسى از آنان زنده نخواهد ماند و اگر بر محلّه‏اى بگذرد و مورد استقبال و تصدیق اهل آن قرار گیرد، آسمان را گوید كه بر آنان ببار و زمین را امر كند كه بر ایشان برویان تا آنجا كه زان پس، دام‏هاى ایشان در نهایت فربهى و شیرآورى و... خواهند شد).

و این، پدیده‏اى است كه ما امروزه در صحنه‏ ى بین الملل و روابط به اصطلاح شمال - جنوب به خوبى شاهد آن هستیم؛ هر جامعه‏ اى كه خود را در آغوش غرب استكبارى انداخته و حلقه ى سرسپرده ‏گى آنان را در گوش كند، از نظر اقتصادى و رفاهى مورد توجه غرب قرار مى‏گیرد و هر كشورى كه بخواهد در مقابل ارزش‏هاى غربى (مانند: قرائت غربى حقوق بشر) یا سیاست‏هاى غربى بایستد، بایكوت و تحریم همه جانبه مى‏شود.

مفهوم دجّال، سمبل پیچیده ‏ترین و خطرناك‏ترین دشمن اسلام و خداست و این در واقع، توصیف تمدّن و جهان‏بینى ماتریالیستى غرب است.

 در باره‏ ى دجّال در جوامع روایى مى‏خوانیم: (دجّال با رساترین فریاد خود كه همه‏ ى عالمیان بشنوند بانگ مى‏زند: به سویم بشتابید اى هواداران من! منم آن كس كه (خَلَق فَسوّى) و منم آن كه (قدّر فهدى) آرى! (أنا ربكم الأعلى). همه ى این اوصاف در مورد تمدن غربى صادق است. غرب مادّى و متافیزیك ستیز از طریق امپراطورى اهریمنى و جهانى رسانه‏ ها و شبكه‏ هاى عظیم صوتى - تصویرى - مطبوعاتى با ترویج اخلاق، حقوق، ارزش‏ها و هنر مادّى، ولایت خود بر شئون انسان را فریاد مى‏كند و با حركت خزنده‏ ى فراگیر خویش، آدمى را در چنبره و قبضه ى خویش گرفته و از عالم علوى جدا ساخته است.

 وسایل ارتباط جمعى، بلندگوى تبلیغ ارزش‏ها و هنجارهاى مادّى‏اند و قوانین دست ساز بشر غربى با هزار نوع تدلیس و آرایش و چاشنى به هاضمه ى فكر جامعه جهانى خورانده مى‏شود و به این شكل، تمدن مادى و فرهنگ دین‏ستیز غربى، ولایت و سرپرستى خود را بر معاش و معاد انسان و سعادت و رستگارى وى اعلام مى‏دارد و ولایت هر منبع غیبى و

انسان

متافیزیكى را نفى مى‏كند كه در واقع این جز كوس خدایى‏زدن و ادعاى ربوبیت كردن، نیست. 2

 از احوال غریب دجّال است كه به همراه او آب و آتشى دیده مى‏شود كه آن آب در حقیقت آتش و آن آتش در واقع آب است، بنا بر این هر كس این دو را مشاهده كرد، باید در آن آتش در آید كه همانا آبى است بس زلال.

 چه كسى است كه نداند آب گواراى لذت‏هاى دنیوى و مشتهیات حیوانى و تكاثر ثروت و رفاه مادى كه غرب ماده باور و ماده ‏پرست به كام انسان عطشناك مى‏ریزد، چیزى جز آتش سعادت سوز و شرافت سوز نیست، و نیز كیست كه نداند آنچه كه غربِ از آسمان بریده و زمین‏گیر شده! زشت و ضد ارزش معرفى كند، در حقیقت جز آب حیات رستگارى نیست.

 دجّال در تراث روایى ما، یك چشم معرفى شده است و گفته شده كه چشم دیگر او كور است و قطعا این وصف، زیبنده ى تفكر و تمدن ماده‏زده ى غربى مى‏باشد؛ چه آن كه غرب از دو بخش عالم و هستى آدمى یعنى ماده و معنا و به عبارت دیگر جسم و روح، تنها ماده و مادیات و جسم و جسمانیات را مى‏بیند و اساسا توانایى مشاهده‏ ى معنا و معنویت و روح و روحانیت را ندارد و این یعنى او از یك چشم محروم است و یكى از دو سمت و سوى جغرافیاى هستى را ندیده و هرگز درك نكرده است.

 سرانجام در احادیث مى‏خوانیم كه (هیچ جایى از زمین باقى نمى‏ماند مگر آن كه دجّال در آن گام مى‏نهد و حضور خود را اعلام مى‏كند به جز مكه و مدینه؛ زیرا فرشته‏اى با شمشیرى بر فراز این دو ناحیه ‏ى مقدسه ایستاده و از ورود دجّال به آن‏ها جلوگیرى مى‏كند).

 از زمانى كه استعمار قدیم در لباس استعمار نوین، تجدید حیات كرد و با استعمار فكرى -فرهنگى و استكبارى اقتصادى، اختاپوس‏ وار با بازوهاى پلید خود به اطراف و اكناف چنگ ‏اندازى كرده، هیچ قسمتى از كره‏ ى خاكى از لوث وجود او بر كنار نمانده و همه كشورهاى جهان سایه ى شوم او را بر سر خود حس كرده‏اند. همه ى فرهنگ‏ها مقهور ارزش‏ها و هنجارهاى غربى قرار گرفته است مگر ایدئولوژى مترقى و حیات‏بخش اسلام ناب كه در حدیث فوق با زبان سمبلیك، حرم الهى مكه و حرم نبوى مدینه - سراى توحید و نبوت- نماد آن قلمداد شده است و این به آن معناست كه تفكر اِلحادى، نوین غرب هرگز اسلام اصیل را مقهور نخواهد ساخت كه (الاسلام یعلو و لا یُعلى علیه). 3





طبقه بندی: مقاله،  عکس، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه پنجم بهمن 1388 توسط منتظر فرج | نظرات ()


اگرچه قابل انکار نیست که راههایی برای دیدن امام زمان (عج) وجود دارد اما باید دانست که دیدار آن بزرگوار، آن هم در دوران غیبت یک اصل اساسی و ضروری نیست . در زمان ظهور پیامبر و امامان بزرگوار نیز بسیاری از پیروان صادق و شیعیان راستین بودند که حتی برای یک بار هم توفیق دیدار نیافتند. آنچه در زمان غیبت اصل اساسی وظیفه شیعیان به شمار می رود انتظار صادقانه و کسب آمادگی های لازم برای یاری رساندن به امام زمان و همراهی با او در احیای ارزش های اسلام و قرآن است.

کسی که همواره در حالت انتظار به سر می برد و با اصلاح دینش، نسبت به پیروی و اطاعت از مولای غایب اصرار می ورزند، اگر چه به ظاهر امام زمان را نبیند، ولی همواره خود را در محضر او و وجود گرامی او را در کنار خویش احساس می کند.

در روایت آمده است که "هر کس در انتظار قائم به سر برد همچون کسی است که در خیمه    امام زمان  و در خدمت او باشد. "

به گونه ای دیگر می توان گفت اگر مقصود ما از دیدار امام زمان فقط دیدن چهره ی او باشد بدون اینکه از معنویات حضور شریفش بهره ای برگیریم و با مدد تعالیم او به مقام قرب و اطاعت خدا نزدیک شویم، این خود یک خسارت بزرگ است و اگر مقصود ما آشناتر شدن دلمان با نور محبت و ولایت او و شدت یافتن عزیمت و تلاشمان برای اطاعت و فرمان پذیری از خداست، این خود بدون دیدار آن حضرت نیز حاصل می آید.

کسی که با نقش امام زمان در شریعت آشناست و فرمایش ها و دستورات آن بزرگوار را           می شناسد و به آنها عمل می کند بدون تردید مورد عنایت آن مولای موعود است و چه بسا در فرصتی پیش بینی نشده توفیق دیدن و شناختن آن بزرگوار را نیز پیدا می کند.

اما کسی که بدون توجه به حقوق امام زمان بدون رعایت تکلیف خود نسبت به او همواره فقط در جستجوی دیدن امام زمان است اگرچه آن حضرت را ببیند از این جستجو ودیدار بهره ای بایسته نخواهد برد.

البته همواره شیفتگانی سوخته دل و عاشقانی پاکباخته بودند و هستند که پس از طی مراحل عالی معرفت و اطاعت از مولا و به دنبال مبارزه های طولانی با نفس و پشت پا زدن به جلوه های رنگارنگ و دلفریب دنیا دم از اشتیاق جانکاه و شوق هستی سوز خود نسبت به دیدار آن حجت الهی زده و می زنند.

در آن مرحله خود این عشق و اشتیاق راهگشاست و آن محبوب حقیقی خود راه دیدار را نشان  می دهد و به وعده گاه وصال دعوت می فرماید زیرا مسلم است که محبت و شوق آن بزرگوار نسبت به آنان شدیدتر و فراوانتر از محبت وشوق آنان نسبت به اوست.

با این همه باز هم پذیرفتنی است که مردم عادی نیز در پی کسب فضیلتی یا به منظور برآورده شدن حاجتی انگیزه دیدار آن پیشوای عالمیان را داشته باشند در این زمینه:

1.      تصمیم صادقانه بر ترک گناه یا گناهانی خاص.

2.      پیمان انجام همیشگی کاری استحبابی همچون نماز اول وقت.

3.      استمرار بر نماز شب، زیارت عاشورا وزیارت جامعه.

4.      زیاد صلوات فرستادن و دعا خواندن برای تعجیل فرج.

5.      تداوم هر روزه دعای عهد و دعای فرج.

6.      مقید بودن به دعای ندبه وزیارت های خاص همچون زیارت آل یاسین.

7.      دوره کردن قرآن کریم وحج بیت الله حرام به نیابت آن حضرت.

8.      رفتن به زیارت معصومین ومساجدی چون سهله و جمکران و انجام اعمال آن طی         40 هفته.

9.      خواندن آیات و روایاتی ویژه پس از هر نماز.

راههای تجربه شده و وسایل مورد اطمینان هستند که در فرمایش های خود امام زمان یا امامان دیگر مورد تصریح قرار گرفته یا از بررسی تشریفات برخی صالحین قابل استنتاج می باشد.

اَلّلهُمَّ اَرِنیِ الطَّلعَهَ الَّرشیدَه وَ الغُرَّهَ الحَمیدَه وَ اکحَل ناظِری بِنَظرَه مِنی اِلَیه.



طبقه بندی: مقاله، 
نوشته شده در تاریخ جمعه دوم بهمن 1388 توسط منتظر فرج | نظرات ()

          شفاعت

شفاعت از نظر منطق اسلام یك موضوع بى قید و شرط نیست، بلكه قیود و شرایطى دارد كه چهره اصلى شفاعت و فلسفه آن را روشن مى سازد: از نظر جرمى كه درباره آن شفاعت مى شود از یك سو.

شخص شفاعت شونده از سوى دیگر.

و شخص شفاعت كننده از سوى سوم.

مثلاً گناهانى همانند ظلم و ستم به طور كلى از دایره شفاعت بیرون شمرده شده و قرآن مى گوید: ظالمان «شفیع مطاعى» ندارند!(1)

و اگر ظلم را به معنى وسیع كلمه تفسیر كنیم، شفاعت، منحصر به مجرمانى خواهد بود كه از كار خود پشیمان، و در مسیر جبران و اصلاحند، و در این صورت، شفاعت پشتوانه اى خواهد بود براى توبه و ندامت از گناه.

از طرف دیگر طبق آیه 28 سوره «انبیاء» تنها كسانى مشمول بخشودگى از طریق شفاعت مى شوند كه به مقام «ارتضاء» رسیده اند و طبق آیه 87 سوره «مریم»، داراى «عهد الهى» هستند.

این دو عنوان همان گونه كه از مفهوم لغوى آنها، و از روایاتى كه در تفسیر این آیات وارد شده استفاده مى شود، به معنى ایمان به خدا، حساب، میزان، پاداش، كیفر و اعتراف به حسنات و سیئات «نیكى اعمال نیك و بدى اعمال بد» و گواهى به درستى تمام مقرراتى است كه از سوى خدا نازل شده، ایمانى كه در فكر و سپس در زندگى آدمى انعكاس یابد، و نشانه اش این است كه خود را از صفت ظالمان طغیانگر كه هیچ اصل مقدسى را به رسمیت نمى شناسند، بیرون آورد و به تجدید نظر در برنامه هاى خود وادارد.

در آیه 64 سوره «نساء» در مورد آمرزش گناهان در سایه شفاعت مى خوانیم:

«وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّهَ تَوّاباً رَحیماً» در این آیه، توبه و استغفار مجرمان مقدمه اى براى شفاعت پیامبر(صلى الله علیه وآله) شمرده شده است.

و در آیات 97 و 98 سوره «یوسف»: «لَكُقالُوا یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنّا كُنّا خاطِئینَ * قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ مْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ» نیز آثار ندامت و پشیمانى از گناه در تقاضاى برادران یوسف از پدر به خوبى خوانده مى شود.

در مورد شفاعت فرشتگان (در سوره مؤمن، آیه 7) مى خوانیم: استغفار و شفاعت آنها تنها براى افراد با ایمان، تابعان سبیل الهى و پیروان حق است: «وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذینَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَیْء رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذینَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبیلَكَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحیم».و در مورد شفاعت كنندگان نیز این شرط را ذكر كرده كه باید گواه بر حق باشند: «إِلاّ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ»(2)

و به این ترتیب، شفاعت شونده باید یك نوع ارتباط و پیوند با شفاعت كننده بر قرار سازد، پیوندى از طریق توجه به حق و گواهى قولى و فعلى به آن، كه این خود نیز عامل دیگرى براى سازندگى و بسیج نیروها در مسیر حق است.(3)

 _______________

1 ـ غافر، آیه 18.

2 ـ زخرف، آیه 86.

3- تفسیر نمونه، جلدصفحه 275.




طبقه بندی: عکس،  مقاله، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه بیست و هشتم دی 1388 توسط منتظر فرج | نظرات ()
قسمت كوتاهی از یادداشت های كربلای سید علی مومنی و حرف های وی در مورد سید جواد ذاكر

بنام حق

اینجانب سید علی مومنی متولد سال 1361 و ساکن تهران میباشم . مداحی را از پنج سالگی شروع کردم و اولین منبرم شانه پدرم بود . جد در جدم مداح بوده اند : پدرم ، پدر بزرگم و . . .اولین استاد بنده در این امر پدرم بودند و پس از آن آقای نریمان پناهی که خیلی کمکم کردند و در واقع الفبای اولیه را به من آموختند . در سنین نوجوانی نیز از محضر جناب آقای محمود کریمی بهره بردم و شروع حرفه ای کارم از هیئت یا زهرا بوده . مدتی را نیز در محضر مداح با اخلاص جناب محمد رضا طاهری بودم .

پس از آن تقدیر و خدا و اهل بیت (ع) مرا با سید جوادذاکر آشنا کرد که زندگیم و راه و روشم و جنونم را با حضورشان تغییر و تحول دادند که از بخت بد به رحمت خدا رفتند و دل شیدای مرا در این دنیای فانی در به در کردند که البته به عقیده بنده با رفتنشان درس بزرگی به ذاکرین اهل بیت دادند که بنده در این مبحث قصد دارم که چند نمونه از آن دریای بیکران را بازگو نمایم که بنده با حضور در کنارایشان چه چیزهایی آموختم و چه چیزهایی را به عینه دیدم که ره هزار ساله سلوک و معرفت را یک شبه طی نمودم . البته این جمله بنده حمل بر خود ستایی نشود که بنده در وادی سلوک و معرفت پشیزی بیش نیستم .در همین ابتدای امر باید عرض نمایم که شاید در عرایض بنده گاهی حرف هایی باشد که به عده ای بر بخورد ولی به خود مولا قسم که بنده روی صحبتم با محبین واقعی اهل بیت )ع) و دوستداران سید جواد نیست .

سید جواد ذاکر جوانی بود پر شور و با محبت و خونگرم که مصاحبت با وی هر فردی را واله و شیدای او میکرد و بنظر حقیر تاریخ دیگر نظیرش را نخواهد دید . سید جواد ذاکر مردی بود از تبار نور که با مرگش تولدی دیگر یافت . عده ای به من این خرده را میگیرند که اینقدر در صحبت هایت او را امامزاده نکن . ولی باید به عرض این عده از کم خردان برسانم که سادات آل پیغمبر (ص) خواهی نخواهی امامزاده هستند و نیازی به گفتن حقیر نیست . همانطور که حضرت محمد (ص) فرمودند : خوبی سادات را بخاطر خودش بخواهید و بدی اش را بخاطر ما . سید که از بدی مبرا بود  . آیا به فرموده پیغبرمان عمل کردیم ؟ آیا حرمت سادات بودن وی را نگه داشتیم ؟ ما که حرف پیغمبرمان را قبول نداریم باید سید جواد را هم قبول نداشته باشیم . چیز بدیعی نیست .سید جواد ذاکر بدی هیچ ذاکری را نمیگفت و بخل نداشت و همه ما دخیلان اهل بیت (ع) را ( البته اینطور که پیداست ما ملت دخیل مردمیم نه اهل بیت ) با همه خوبی ها و بدی ها دوست داشت و همیشه نکات مثبت همه را میدید و در مورد بدی ها سعی میکرد راهنما باشد . البته نه با حرف بلکه با عمل .

نمیخوام برای هزارمین بار جریان آن جوان عرق خور را گوشزد نمایم که همه شماها بهتر از بنده در جریانش هستید . بنده همنشینی طولانی مدتی با آن جواهر لایذال داشتم . گاه اوقات که به ایشان میگفتم سید جواد ، فلانی با تو لج کرده است و یا چنین حرفی را فلان جا پشت سرت زده ، میفرمود سید علی عیبی نداره چون مداح جد ماست دوستش داشته باش . منم که دوستش دارم . ولش کن .و یکی از عامل هایی که با بنده الفت بسیار زیادی داشت این بود که حتی زمان قبل از بیماری شان که با بنده درد دل میکردند سعی میکردم بیشتر با عوض کردن مسیر صحبت ایشان را قدری از تنش های موجود در دور و برش دور نمایم .

سید مظلوم بود . مظلوم به معنای واقعی . اکثریت ملت مداح را در سی دی میبینند یا نهایتا در مجلسی یا جایی دیگر . با او نشست و برخاست آنچنانی ندارند و نمی دانند پشت پرده چه خبر است بدین علت حرفهایی میزنند که برای آن مداح بدتر از هزار نوع زخم و خنجر است. بعنوان مثال خیلی جاها بحث بود که می گفتند سید جواد ذاکر تکبر دارد محل کسی نمی گذارد و سر سنگین است . بگذارید جواب این تهمت را بنده با این لفظ بدهم که ذاکر یا هر فردی که از دنیا دل بکند و دلخوشی از مردم نبیند حتی از اطرافیان بسیار نزدیکش ، شما خودتان قضاوت کنید که آیا دلسرد میشود یا خیر؟  

حتی یک خسته نباشید هم برایش کافی بود . نه اینکه شهرت و این چیزها را داشته باشد . نه . خسته نباشید هم برای سید این نبود که هر کجا دیدنش بگویند طیبه الله و. . . . خسته نباشید سید جواد ذاکر این نبود . بنده هم زیاد دوست ندارم باز صحبت کنم . همان  که با کنایه گفته شود .  سید جواد خیلی حق گردن شیعه دارد . یک عده میگویند سید برای جدش خوانده از جدش هم بگیره .

چطور وقتی میخواند و همه گریه میکردند و دلشان میشکست و حاجت میگرفتند از خود بیخود میشدند ذاکری دیگر میخواند اینطور نمیشدند . او میتوانست برود در بیابان و در تنهایی مطلق برای جدش بخواند . ولی این کار را نکرد و با همه فشارهای روحی که  متحمل میشد ذوقش را ، عشقش را  و شور و حال خالصانه اش را در مجالس ارباب با محبین اهل بیت (ع) تقسیم کرد .
سید جواد محبوب اهل بیت بود و نیازی به کسی نداشت . امیر المومنین (ع) هم یک عمر نماز شب خواند وقتی در محراب به شهادت رسید کوفیان گفتند مگر علی نماز بلد بود ؟ بله این حرف مردم ماست . سید جواد ذاکر جوانی با معرفت و لوتی بود و این برای اهل دل ثابت شده است .
سید جواد حرف عادی اش نیز دلنشین بود چه برسد به خواندنش برای ارباب . اگر او سی دی هایش ممنوع بود و خودش هم کافر بود چرا بعد فوتش تمام موسسه های ایران سی دی هایش را فروختند و خوردند ؟ که هنوز که هنوز است سر سفره سید جواد خیلی ها دارن سیر میشند . پس او کافر نبود این مردم بودند که کافر بودن  و بد بودند و بد ذات . یک موسسه معروف در تهران واقع در پاساژ مهستان که نیازی به بردن نامش نیست وقتی سی دی های سید را قبل فوتش میخواستی میگفت : او کافر است ، دست نشانده است ، سی دی هایش را نداریم و نمیفروشیم . آن وقت بعد فوتش تا دید بازار بازار سید جواد است بر سر در موسسه اش نوشت سید آسمانی شد و شروع کرد به پخش و توزیع سی دی های سید جواد . یعنی کافری که بنظر  اینان کافر بود جایش  در عرش پاک خداست یا باز همان حرف من ؟ که خودشان کافر بودند .

بنده به جرات می گویم که مداحی را در تاریخ مداحی بیاورید که مانند سید جواد ذاکر شهوت و نفس نداشته باشد . نیست . همچین فردی مادر تاریخ نزاده و نخواهد زایید . بنده با کمال صراحت عرض می نمایم که با تمام مداحان بوده ام . با تمام ذاکرین اهل بیت بوده ام و نشست و برخاست داشته ام ، ولی کسی مانند سید جواد ندیدم که نه شهوت خواندن داشته باشد و نه نفس شیطانی . و این چیزی بود که اهل بیت فقط به سید جواد ذاکر داده بود چونکه در  خواندنش برای جدمان اخلاص داشت . اخلاص واقعی .

بر من لباس نوکریم راکفن کنید ---- نوکر بهشت هم برود باز نوکر است





طبقه بندی: مقاله، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه بیست و هفتم دی 1388 توسط منتظر فرج | نظرات ()

در اهمیّت صلوات همین بس كه آفریدگار هستى خود ابتدا پیامبرش را مورد عنایت و رحمت خاص قرار داده و بر او صلوات مى فرستد و تمام فرشتگانى را كه تدبیر این جهان به فرمان حق

بر عهده آنها گذارده شده ، به این تصلیه و تبجیل و تكریم فرا مى خواند

 

به نیت سلامتی و تعجیل در ظهور امام مهدی عج الله

طرح اتوماتیک ثبت نام صلوات بر مهدی فاطمه عج




طبقه بندی: مقاله،  عکس، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه نهم آذر 1388 توسط منتظر فرج | نظرات ()

می دانم که سر ا پا  گناهم ، وجودم ، عملم  ، همه پر از گناه  است اما یک چیز هست که هنوز امید اصلاح  شدن را در من زنده می کند  و راه رسیدن  من را به تو می دهد و نا امید  نمی کند ، مهر تو است که در دلم وجود دارد . مهری که با شیر مادر در اندرون من جای گرفته است و بیرون  نمی رود .


ای کاش می شد تا وجودم را از گناه پاک کنم !


ای کاش می شد تا دلم پاک شود و با نوای دلت  همدل شود!


ای کاش می شد این انتظار سر اید و صدای نازنینت را بار دیگر بشنوم !


ای کاش می شد صورت ماهت را ببینم !



ای کاش می شد تا دیدارت به   تاخیر نیافتد!


ای کاش می شد هرچه زودتر  جهان به زیر سیطره عدالت تو قرار گیرد !


و ای کاش تو هم انتظار ما را قبول داشته باشی و در زمره منتظران واقعی ات باشیم!


ای کاش...!




طبقه بندی: مقاله،  مناجات، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه هشتم آذر 1388 توسط منتظر فرج | نظرات ()

هوای رفتن به سر دارم ،

به کجا ؟

نمی دانم !

کاش می شد رفت !

کاش این آرزوی دور ، نزدیک می شد ...

 

 

هوای رفتن به سر دارم ،

به کجا ؟

نمی دانم !

کاش می شد رفت !

کاش این آرزوی دور ، نزدیک می شد ...

کوله بارم گر چه خالی است

لیکن چشم به درگاه تو دوخته ام

و بر این آرزوی دور

سالها سوخته ام !
و انتظار چه واژه  درد آوری است ،

وقتی زمین در مدار تکرارش به آخر می رسد

و من هنوز اندر خم یک کوچه ام

جمعه های ناتمام ، یکی یکی می آیند 

و تو ، ای نازنین من...

هنوز نیامده ای ،

و نمی دانی چه بر سر عاشقت می آید

و چه مرثیه ای بر لبانش ، جاری می شود :

جز کلامی ، گلایه ای ،  آهی !

جمعه های ناتمام ! غصه های ناتمام !

و آرزوی آمدنت ، در امتداد لحظه های سنگین

هنوز ...

لبخند را بر لبانم

و امید را در نگاهم

زنده می دارد ...

به امید آن روز ...





طبقه بندی: مقاله،  مناجات، 
(تعداد کل صفحات:9)      ...   5   6   7   8   9  

درباره وبلاگ

ذکــر تعجیل فــــرج رمز نجات بشــــر است.....


ما بـــرآنیم که این ذکـــــر جهـــانی بشــــود.....
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
دانشنامه مهدویت
 
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان


 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic