فــــرج نزدیک است...
اللهم عجل لولیک الفرج
نوشته شده در تاریخ سه شنبه یازدهم مرداد 1390 توسط منتظر فرج | نظرات ()
نویسنده وبلاگ "انسان فرهنگ"نوشت:

اپیزود اول: کاباره
صبح یکی از روزها با هم به" کاباره پل کارون "رفتیم . به محض ورود، نگاهش به گارسون جدیدی افتاد که سر به زیر، پشت قسمت فروش قرار گرفته بود . با تعجب گفت: این کیه؟ تا حالا اینجا ندیده بودمش؟! در ظاهر، زن بسیار باحیائی بود. اما مجبور شده بود بدون حجاب به این کار مشغول شود . شاهرخ جلوی میز رفت و گفت :همشیره تا حالا ندیده بودمت،تازه اومدی اینجا ؟! زن خیلی آهسته گفت: بله، من از امروز اومدم . شاهرخ دوباره با تعجب پرسید : تو اصلا قیافت به این جور کارها و این جور جاها نمی خوره،اسمت چیه؟ قبلا چیکاره بودی؟

زن در حالی که سرش رو بالا نمی گرفت گفت: مهین هستم، شوهرم چند وقته که مرده، مجبور شدم که برای اجاره خانه و خرجی خودم و پسرم بیام اینجا! شاهرخ ،حسابی به رگ غیرتش برخورده بود ،دندانهایش را به هم فشار می داد ،رگ گردنش زده بود بیرون ،بعد دستش رو مشت کرد و محگم کوبید روی میز و با عصبانیت گفت: ای لعنت بر این مملکت کوفتی!!




بعد بلند گفت: همشیره راه بیفت بریم، همینطور که از در بیرون می رفت رو کرد به ناصر جهود(صاحب كاباره) و گفت: زود بر می گردم! مهین هم رفت اتاق پشتی و چادرش رو سر کرد و با حجاب کامل رفت بیرون. بعد هم سوار ماشین شد و حرکت کردند. مدتی از این ماجرا گذشت. تا اینکه یک روز در باشگاه پولاد همدیگر را دیدیم . بعد از سلام و علیک ،بی مقدمه پرسیدم: راستی قضیه اون مهین خانم چی شد؟

اول درست جواب نمی داد. اما وقتی اصرار کردم گفت: دلم خیلی براشون سوخت ، اون خانم یه پسر ده ساله به اسم رضا داشت. صاحب خونه بخاطر اجاره، اثاث ها رو بیرون ریخته بود . من هم یه خونه کوچیک تو خیابون نیرو هوائی براشون اجاره کردم. به مهین خانم هم گفتم: تو خونه بمون بچه ات رو تربیت کن، من اجاره و خرجی شما رو میدم!!

اپیزود دوم: انقلاب
هر شب در تهران تظاهرات بود. اعتصابات و درگیریها همه چیز را به هم ریخته بود . از مشهد که بر گشتیم . شاهرخ برای نماز جماعت رفت مسجد. خیلی تعجب کردم. فردا شب هم برای نماز مسجد رفت . با چند تا از بچه های انقلابی آنجا آشنا شده بود. در همه تظاهراتها شرکت می کرد. حضور شاهرخ با آن قد و هیکل و قد، قوت قلبی برای دوستانش بود .

البته شاهرخ از قبل هم میانه خوبی با شاه و درباری ها نداشت. بارها دیده بودم که به شاه و خاندان سلطنت فحش می دهد.




ارادت شاهرخ به امام تا آنجا رسید که در همان ایام قبل از انقلاب سینه اش را خالکوبی کرده بود. روی آن هم نوشته بود: خمینی، فدایت شوم.

اپیزود سوم: جنگ
دومین روز حضور من در جبهه بود. تا ظهر در مقر بچه ها در هتل کاروانسرا بودم ،پسرکی حدود پانزده سال همیشه همراه شاهرخ بود . مثل فرزندی که همواره با پدر است.

تعجب من از رفتار آنها وقتی بیشتر شد که گفتند:این پسر، رضا فرزند شاهرخ است!! اما من که برادرش بودم خبر نداشتم . عصر بود که دیدم شاهرخ در گوشه ای تنها نشسته. رفتم و در کنارش نشستم. بی مقدمه و با تعجب گفتم: این آقا رضا پسر شماست!؟

خندید و گفت: نه ،مادرش اون رو به من سپرده . گفته مثل پسر خودت مواظب رضا باش . گفتم مادرش دیگه کیه؟ گفت:مهین همون خانمی که تو کاباره بود. آخرین باری که براش خرجی بردم گفت: رضا خیلی دوست داره بره جبهه.من هم آوردمش اینجا.

ماجرای مهین را میدانستم ،برای همین دیگر حرفی نزدم....

اپیزود آخر
نیروی کمکی نیامد. توپخانه هم حمایت نکرد. همه نیروها به عقب آمدند. شب بود که به هتل رسیدیم .

آقا سید( شهید سید مجتبی هاشمی- جانشین جنگهای نامنظم) را دیدم، درد شدیدی داشت. اما تا مرا دید با لبخندی بر لب گفت: خسته نباشی دلاور، بعد مکثی کرد و با تعجب گفت: شاهرخ کو؟

بچه ها در کنار جمع شده بودند. نفس عمیقی کشیدم و چیزی نگفتم. قطرات اشک از چشمانم سرازیر شد ،سید منتظر جواب بود. این را از چهره نگرانش می فهمیدم.



کسی باور نمی کرد شاهرخ دیگر در بین ما نباشد. خیلی از بچه ها بلند بلند گریه می کردند. سید را هم برای مداوا فرستادیم بیمارستان. روز بعد یکی از دوستانم که رادیو تلویزیون عراق را زیر نظر داشت سراغ من آمد نگران و با تعجب گفت: شاهرخ شهید شده؟ گفتم چطور مگه؟ گفت: الآن عراقی ها تصویر جنازه یک شهید رو پخش کردند. بدن بی سر او پر تیر و ترکش و غرق در خون بود.

سربازان عراقی هم در کنار پیکرش از خوشحالی هلهله می کردند. گوینده عراق هم می گفت ما شاهرخ، جلاد حکومت ایران را کشتیم!

اثری از پیکر شاهرخ نیافتیم . او شهید شده بود. شهید گمنام. از خدا خواسته بود همه را پاک کند. همه گذشته اش را. می خواست چیزی از او نماند. نه اسم ،نه شهرت،نه قبر و مزار و نه هیچ چیز دیگر. اما یاد او زنده است. یاد او نه فقط در دل دوستان ،بلکه در قلوب تمامی ایرانیان زنده است. او مزار دارد. مزار او به وسعت همه خاکهای سرزمین ایران است.
مرجع : فردا



طبقه بندی: داستان،  عکس، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390 توسط منتظر فرج | نظرات ()
نظر رهبر فرزانه انقلاب درباره حاجت گرفتن در مسجد جمکران+ عکس

به نقل از برنا ، مسجد جمکران یکی از مکان‌های مقدس و مورد عنایت علما و فضلایی است که اعتقاد بر مقدس و مورد عنایت آن از سوی حضرت بقیةالله اعظم(عج) دارند. روایات و حکایات بسیاری درباره این مسجد و نحوه ساخت آن شده است. بیش از هزارسال پیش در شب سه شنبه 17 ماه مبارك رمضان ، فرد صالح به نام حسن مثله جمكرانی به دستور امام زمان (عج) فرا خوانده می شود . وی در همین مكان فعلی مسجد ، حضرت را با جمعی از همراهان ملاقات كرده و دستور بنای مسجد با تشریفات خاص را دریافت می‌كند .



مسجد مقدس‌ جمكران‌، در شش‌ كیلومتری‌ شهر مذهبی‌ قم‌ است‌. مطابق‌ آمار، همه‌ ساله‌، بیش‌ از پانزده‌ میلیون‌ عاشق‌ دل‌ باخته‌، از سر تا سر میهن‌ اسلامی‌ و جهان‌، در این‌ پایگاه‌ معنوی‌، گرد می‌آیند، نماز تحیت‌ مسجد و نماز حضرت‌ صاحب‌ الزمان‌، عجل‌ الله تعالی‌ فرجه‌ الشریف‌، را در این‌ مكان‌ مقدس‌ به‌ جای‌ می‌آورند، با امام‌ غایب‌ از ابصار و حاضر در امصار و ناظر بر كردار، رازِ دل‌ می‌گویند، استغاثه‌ می‌كنند، ندای‌ «یا بن‌ الحسن‌!» سر می‌دهند، از مشكلات‌ مادّی‌ و معنوی‌ خود سخن‌ می‌گویند، با دلی‌ خون‌بار، از طولانی‌ شدن‌ دوران‌ غیبت‌، شكوه‌ها می‌كنند.

ادامه مطلب
طبقه بندی: داستان،  عکس، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390 توسط منتظر فرج | نظرات ()
زمانی معنای واقعی انتظار فرج تحقق می‌یابد كه الگوپذیری از حكومت مهدوی(عج) در جامعه به صورت یك فرهنگ درآید و همه دست‌اندركاران نظام اسلامی خود را به شناخت ویژگی‌های آن دولت كریمه و تطبیق زندگی فردی و فعالیت اجتماعی مكلف سازند.

حكومت جهانی موعود را از دو نگاه می‌توان مورد مطالعه قرار داد:
در نگاه نخست به این حكومت، تنها به عنوان آرمانی دوردست كه باید در انتظار تحقق آن بود نگریسته می‌شود، آرمانی كه با وضع موجود ما نسبتی نداشته و هیچ تأثیری هم در واقعیت‌های جاری جامعه ندارد.
اما در نگاه دوم ، این حكومت ـ با همه ویژگی‌های آرمانی آن ـ نه تنها به عنوان غایت آمال بشر و نهایت آرزوی عدالت خواهان بلكه به عنوان الگوی واقعی برای سامان بخشیدن به وضع موجود و هدفی عینی كه می‌تواند حركت‌های اجتماعی ما را جهت بخشد؛ قابل مطالعه است. اگر چه تحقق كامل این آرمان جز به دست با كفایت امام زمان (عج) میسر نیست.
عدالت در اندیشه سیاسی اسلام جایگاه اصل اساسی را دارد. اهمیت این مقوله از نظر اسلام به گونه‌ای است كه قرآن كریم عدالت را یكی از اهداف ارسال رُسل و انزال كتاب معرفی می‌كند (سوره حدید، آیه 31)؛ اما اسلام در ایجاد و استقرار عدالت همواره با موانع جدی از سوی طبقاتی كه قرآن آنان را «ملأ و مترف» معرفی می‌كند، روبه‌رو است. عدالت خواست فطری و همگانی است؛ اما این امر فطری منافع طبقات زیاده‌خواه و خود كامگان را به خطر انداخته، در نتیجه، آنان را در صف مقابل خود قرار می‌دهد. اندیشه لیبرالیسم از منظر عدالت اجتماعی با چالش جدیدی روبه‌رو است. زیرا اصل اساسی لیبرال پذیرش نابرابری است و جهت ایجاد رقابت اقتصادی به تشویق نابرابری و ترویج آن می‌پردازد.
دموكراسی لیبرال، توسعه اقتصادی و رفاه اجتماعی را به ارمغان می‌آورد؛ اما این همه مواهب در اختیار تعدادی از انسان‌ها و بخشی از جوامع بشری قرار دارد. افزایش رفاه اقتصادی و توسعه مادی در پناه دموكراسی لیبرال كه به صورت بخشی صورت می‌گیرد، با افزایش بی‌عدالتی و فقر جمعیت فراوانی از افراد بشر روبه‌رو خواهد بود. در چنین حالتی، زمینه‌های بهتر و مناسبی جهت استقرار عدالت اجتماعی در حوزه اسلامی ایجاد می‌شود.
از ویژگی‌های مهم و قابل توجه حكومت جهانی اسلام، توسعه و رفاه اقتصادی عدالت محور است. این‌جا عدالت اصل اساسی است كه رفاه و توسعه بر اساس آن استوار می‌شود.
روزی كه مهدی موعود (عج) قیام كند، به عدالت حكومت می‌كند. در دوران حكومت او، روی زمین از ستم اثری یافت نمی‌شود؛ راه‌ها امن خواهد شد؛ زمین بركات خود را خارج می‌سازد؛ هر حقی به صاحبش بر می‌گردد و روی زمین پیرو هیچ دینی باقی نمی‌ماند، مگر این‌كه اسلام می‌آورد و به ایمان اعتراف می‌كند
مرحوم شهید صدر در مورد ویژگی‌ها و زمینه‌های این حكومت می‌گوید: با مطالعه آیات قرآن و روایات معصومان به این نكته می‌رسیم فقط زمانی پیام اسلام به صورت كامل تحقق می‌یابد كه اندیشه بلند حكومت جهانی اسلام تحقق یابد. تمام غایت‌های دروغین و موهوم رخت بر بندد؛ آن‌گاه فقط اسلام، دین حقیقی و بی‌بدیل، آیین همه مردم در شرق و غرب عالم شود؛ بی عدالتی، ظلم و نابرابری از بین برود و در مقابل، عدالت و برابری ناموس آفرینش عالم، سراسر جهان را فرا گیرد؛ حاكمیت خلفای الاهی در جای جای عالم برقرار شود و نور هدایت الاهی تابیدن گیرد و زمین از آن صالحان شود.
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیانی، ضمن اشاره به ضرورت «اهتمام به مسأله عدالت اجتماعی در كشور» و لزوم مقابله با«طبقه بهره‌مندان از پول‌های حرام» و«مرفهان بی درد» به نكته مهمی اشاره كردند كه توجه به آن می‌تواند ما را در ارایه تصویری روشن از منظر دوم یاری دهد.
ایشان در سخنان خود موضوع «عدالت گستری» و«قسط آفرینی» را كه در روایات اسلامی، به عنوان یكی از شاخصه‌های مهم انقلاب مهدوی بدان اشاره شده، بررسی كرده و توجه به این موضوع را در همه برنامه‌های نظام اسلامی ضروری دانسته‌اند:
«نظام اسلامی، نظام عدالت است. شما كه آرزومند و مشتاق ظهور خورشید مهدویت در آخرالزمان هستید و الآن حدود 1200 سال است كه ملت اسلام و شیعه در انتظار ظهور مهدی موعود (عج) است، چه خصوصیتی برای آن بزرگوار ذكر می‌كنید؟ «الذی یملاء الله به الارض قسطا و عدلا» نمی گویید كه«یملاء الله به الارض دینا». این نكته خیلی مهمی است. چرا به این نكته توجه نمی كنیم ؟ اگرچه قسط و عدل متعلق به دین است اما هزار سال است كه امت اسلامی برای قسط و عدل دعا می كند و این نظام اسلامی كه به وجود آمده است ؛ اولین كارش اجرای قسط و عدل است.
قسط و عدل، واجب ترین كارهاست. ما رفاه را هم برای قسط و عدل می‌خواهیم . كارهای گوناگون، مبارزه، جنگ، سازندگی و توسعه را برای قسط و عدل می‌خواهیم. برای این كه در جامعه عدالت برقرار شود، همه بتوانند از خیرات جامعه استفاده كنند و عده‌ای محروم و مظلوم واقع نشوند. در محیط قسط و عدل است كه انسان‌ها می‌توانند رشد كنند. به مقامات عالی بشری برسند و كمال انسانی خود را به دست بیاورند. قسط و عدل ، یك مقدمه واجب برای كمال نهایی انسان است . چطور می شود به این قضیه بی اعتنایی كرد!؟»
جان كلام رهبر انقلاب در سخنان یاد شده این است كه ما نباید به فرهنگ مهدویت و انتظار، با همه مشخصه‌هایی كه در روایات ما برای آن برشمرده شده است، به عنوان مجموعه معارفی كه فقط ترسیم كننده وضعیت آینده جهان هستند و هیچ نسبتی با وضعیت كنونی مسلمانان ندارند، نگاه كنیم، بلكه باید این فرهنگ را در تمام عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جامعه خود جاری و ساری بدانیم و در پی آن باشیم كه ویژگی‌های ذكر شده برای جامعه موعود را، تا آن جا كه در توان داریم، در جامعه خود پیاده كنیم و اگر فعلا توفیق دستیابی به جامعه موعود را نداریم، لااقل با الگو قرار دادن آن، جامعه مطلوب را بنیان نهیم. چنانكه امام راحل است، نیز به این موضوع اشاره كرده و می‌فرماید:
«هم‌ اكنون عالم پر از ظلم است، شما یك نقطه هستید در عالم، عالم پر ازظلم است، ما بتوانیم جلوی ظلم را بگیریم، باید بگیریم، تكلیفمان است.»
اگر الگوپذیری از قیام عدالت گستر مهدی موعود (عج) در جامعه اسلامی ما، به صورت یك فرهنگ درآید و همه دست اندركاران نظام اسلامی خود را موظف به شناخت ویژگی‌های دولت كریمه آخرین ذخیره الهی بدانند و سعی كنند كه زندگی فردی و فعالیت اجتماعی خود را بر آن ویژگی‌ها منطبق سازند؛ آن وقت است كه معنای واقعی انتظار فرج تحقق می‌یابد، زیرا ما وقتی می‌توانیم خود را منتظر واقعی بدانیم كه در عمل به آرمان‌هایی كه تحقق آنها را انتظار می‌كشیم پایبند باشیم.

--------------------------------------
نویسنده: ابوالفضل عنابستانی


طبقه بندی: عکس،  مقاله، 
دنبالک ها: منبع،
ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد / بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد/ سوگند به هر چهارده آیه نور / سوگند به زخم های سرشار غرور/ آخر شب سرد ما سحر می گردد / مهدی به میان شیعه برمی گردد/
میلاد دوازدهمین گل بوستان امامت و ولایت، امام عصر و الزمان مبارک



طبقه بندی: عکس، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه بیست و یکم تیر 1390 توسط منتظر فرج | نظرات ()

روایات گوناگونی در مورد نامگذاری آن حضرت به این نام مبارک نقل شده است که ما پیش از ترسیم این روایات خاطر نشان می‌سازیم که؛ نام مقدّس فاطمه از واژه «فطم» که به معنای بریدن و جدا کردن است، برگرفته شده است. بر این اساس هنگامی که گفته می‌شود:

«فطمتِ الامُ طفلها» و یا «فطمت الحبل» به این معناست که مادر، کودک خویش را از شیر برگرفت و یا ریسمان بریده شد.

علاّمه مجلسی در این مورد می‌گوید:

چه بسیار که اسم فاعل به مفهوم اسم مفعول می‌آید. برای نمونه: «سرٌّ کاتم» و «مکانٌ عامر» که به مفهوم مکتوم و معمور، یعنی پوشیده داشته شده و آباد شده، آمده است. همان‌گونه که در قرآن شریف نیز: فی عیشة راضیة» به معنای «فی عیشة مرضیة» آمده است.

و اینک برخی از روایات پیرامون این نام مقدّس:

پیروان او از آتش در امان داشته شده‌اند

ششمین امام نور از پدران گرانمایه‌اش و آنان از پیامبر گرامی آورده‌اند که فرمود:

ان جبرئیل قال له: ... سُمّیت فاطمة، فی الارض، [لانها] فطمت شیعتها من النار. (1)

فرشته وحی برای او پیام آورد که: این دخت گرانمایه در زمین، «فاطمه» نامگذاری شد، چرا که پیروان راستین او از آتش دوزخ در امان داشته شده‌‌اند.

خدا، او و پیروانش را از آتش در امان داشته است

هشتمین امام نور از پدران گرانقدرش و آنان از پیامبر آورده‌‌اند که فرمود:

یا فاطمة أتدرین لمَ سُمّیتِ فاطمة؟ فاطمه جان! می‌دانی چرا به این نام، نامگذاری شده‌ای؟

قال علی علیه‌السلام: لمَ سُمّیتِ؟ امیرمومنان پرسید: چرا؟

قال: لانها فطمت هی و شیعتها من النار.(2) فرمود: بدان دلیل که او و پیروان راستین‌اش از آتش دوزخ در امان داشته شده‌اند.

و نیز فرمود:

سمّیت فاطمة لان الله فطمها و ذریّتها من النار، من لقی الله منهم بالتوحید و الایمان بما جئت به(3)؛ او فاطمه نامیده شده چرا که خدای جهان‌آفرین او و هر کدام از نسل پاکش که خدای را با توحیدگرایی و ایمان به آنچه من آورده‌ام، دیدار کند، همه را، از آتش در امان داشته است.

و نیز از پیامبر آورده‌اند که فرمود:

انّما سمّیت ابنتی فاطمة، لان الله فطمها و ذرّیتها و محبّیها عن النار(4) ؛ دخترم فاطمه تنها بدین جهت به این نام مقدّس نامیده شد که خدا او و نسل پاک و دوستداران واقعی‌اش را از آتش دوزخ در امان داشت.

و نیز از پنجمین امام نور آورده‌اند که فرمود:

در روز رستاخیز فاطمه علیهاالسلام بر نزدیک در دوزخ می‌ایستد و نیایش‌گرانه رو به آسمان می‌گوید:

الهی و سیدی، سمّیتنی فاطمة، ... (5)

خدای من! سالار من! شما نام مرا فاطمه برگزیدی و به مهر خویش مرا و دوستداران نسل مرا از آتش در امان داشتی. بار خدایا! وعده تو حقّ است و تویی که در وعده‌هایت تخلّف نمی‌ورزی.

از جانب خدا ندا می‌رسد که:

هان ای فاطمه! درست گفتی، من تو را بدین نام نامگذاری کردم و تو و دوستداران تو و نسل تو را که ولایت تو و نسل تو را داشته باشند، همه را از آتش دوزخ در امان داشته‌ام. درست می‌گویی، وعده‌ام حقّ است و من در وعده‌های خویش تخلّف نمی‌ورزم ... .

او را از هر ناپسندی در امان داشت

از امام صادق علیه السلام روایت است که فرمود:

آیا می‌دانید مفهوم واژه «فاطمه» چیست؟

یکی از شاگردان آن حضرت می‌گوید، گفتم: سرورم شما بفرمایید چیست؟

فرمود: یعنی او از بدی‌ها و ناپسندی‌ها جدا شده است.

آنگاه فرمود: اگر امیرمومنان با او پیمان زندگی مشترک امضاء نمی‌کرد، از آدم گرفته تا روز رستاخیز، در کران تا کران زمین، همتا و همشأنی برای او پیدا نمی‌شد.

گفتنی است که این روایت را گروهی از دانشمندان و محدّثان اهل تسنّن از جمله: «ابن شیرویه دیلمی» از «امّ سلمه»، آن بانوی با شخصیّت آورده است که می‌گوید: «پیامبر فرمود: اگر خدا علی را نیافریده بود، برای «فاطمه» همشأنی نبود.»

این مطلب را خوارزمی در کتاب «مقتل الحسین» ، ترمذی در کتاب «مناقب»، مناوی در «کنوز الحقایق»

و قندوزی در «ینابیع المودّة» از «امّ سلمه» و از «عبّاس» عموی پیامبر روایت کرده‌اند.

برکت شناخت او

از ششمین امام نور آورده‌اند که:

دخت فرزانه پیامبر فاطمه علیها‌السلام، بدان دلیل به این نام مبارک نامیده شد که آفرینش از شناخت و معرفت او برگرفته شده است. (6)

و انّما سُمّیت فاطمه لأن الخلق فطموا عن معرفتها. (7)

امتیاز او بر دیگران

از پنجمین امام نور حضرت باقر علیه‌السلام آورده‌اند که فرمود:

آنگاه که فاطمه علیها‌السلام ولادت یافت، خداوند به فرشته‌ای وحی فرمود که نام «فاطمه» را بر زبان پیامبر جاری سازد. از این رو پیامبر گرامی به خواست خدا نام گرانمایه او را «فاطمه» نهاد. سپس خدا به آن بانوی با فضیلت فرمود: من به وسیله دانش و بینش، تو را از دیگر بندگان جدا ساخته و بر همه آنان برتری بخشیدم و تو را پاک و پاکیزه ساختم.

آنگاه امام باقر علیه‌السلام فرمود:

به خدای سوگند که خدا این بانوی گرانمایه را به وسیله دانش و بینش از دیگران ممتاز ساخت و از همان عالم «ذر» او را پاک و پاکیزه قرار داد.

-------------------

پی نوشت‌ها:

1- بحارالانوار، ج 43، ص 18.

2- بحارالانوار، ج 43، ص 14/ ذخائر العقبی، ص 26، چاپ قاهره / ینابیع المودة، ص 194 .

3- بحارالانوار، ج 43، ص 14.

4- ینابیع المودة، ص 397، چاپ استامبول/ نور الابصار، ص 41، چاپ مصر .

5- بحارالانوار، ج 43، ص 15 .

6- بحارالانوار، ج 43، ص 65 .

7- بحارالانوار، ج 43، ص 65 .

منبع:

کتاب فاطمة الزهرا؛ از ولادت تا شهادت، آیة الله فقید سید محمدکاظم قزوینی، ترجمه علی کرمی. (تبیان)




طبقه بندی: حدیث و روایت،  عکس، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه سیزدهم تیر 1390 توسط منتظر فرج | نظرات ()


 

 «ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة».

 

بر مشام جان رسد بوی حسین

 

آن بهشتی بوی دلجوی حسین

از کجا آید خدایا این نسیم

 

که آورد همراه خود بوی حسین

از نجف، از کاظمین، از سامراست

 

یا ز مشهد یا که از کوی حسین؟

یا که زهرا در مدینه، شانه زد

 

بار دیگر تار گیسوی حسین؟

یارب ! این عطر بهشتی از کجاست

 

می‏وزد آیا ز شکوی حسین؟

گفت هاتف: سوم شعبان رسید

 

 

این بُوَد عطر گل روی حسین

 

 

«عبودیت تنها از برکت نام حسین علیه‏السلام زنده است. سالکان نیازمند نورند و  حسین (ع)

 مصباح هدایت است. چراغ روشنی که خداوند در طریق دشوار بندگی افروخته است تا

عاشقان  در آن نظر کنند و جان خویش را از فروغ او بیافروزند. عاشقان غرقه‏ی

دریای عشقند و حسین علیه‏السلام کشتی نجات است. آن که  در کشتی

 نجات نشسته است، از موج‏های هایل دریای عاشقی بیم ندارد

و این است که:

 «ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة».

 

        حسین سلطان عشق،

                                        عباس ساقی عشق،

                                                                    زینب شاهد عشق 

                                                                                             و سجاد راوی عشق.

           کاروان عشق در راه است و خود "عشق" نیمه شعبان خواهد آمد...

اعیاد شعبانیه مبارک

 

           

      

 

 

 

      فرارسیدن ولادت

 امام حسین (ع) ، حضرت عباس (ع) ،
 
 و امام زین العابدین (ع)
 
بر تمامی مسلمان بخصوص  وانشانی های  عزیز
 
تبریك  و تهنیت باد.

 




طبقه بندی: عکس، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه نهم تیر 1390 توسط منتظر فرج | نظرات ()
کارت پستال ویژه مبعث پیامبر (ص)

 

 

کارت پستال ویژه مبعث پیامبر (ص)



ادامه مطلب
طبقه بندی: عکس، 
(تعداد کل صفحات:19)      ...   2   3   4   5   6   7   8   ...  

درباره وبلاگ

ذکــر تعجیل فــــرج رمز نجات بشــــر است.....


ما بـــرآنیم که این ذکـــــر جهـــانی بشــــود.....
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
دانشنامه مهدویت
 
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان


 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic